عیدشما مبارک

     اسعدالله ایامکم یا صاحب الزمان(ع)                  
           

 

عید نوروز و آداب آن ‏

مفاتیح‌ الجنان شیخ قمی ، روایتی از معلی بن خنیس را درباره نوروز ذکر

 کرده است که اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد . در بحار

 الانوار مجلسی روایات معلی بن خنیس را به تفصیل آورده است . در آن

 روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته

 است و یکی از روایات مفصل معلی بن خنیس ، نوروز را این گونه تجلیل کرده است :

نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت ، روزی است که

 جبرئیل بر نبی (ع) نازل شد ، روزی است که رسول اکرم (ص) علی (ع)

 را بر دوش کشید تا بت‌ های قریش را از بالای کعبه رمی کند ، روزی

 است که نبی (ع) به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت ، روزی است

 که برای علی (ع) از مردم بیعت گرفت ( غدیر خم ) ، روزی است که قائم

 آل محمد (عج) ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر (عج) بر

 دجال پیروز خواهد شد . ‏

و اما روایت خنیس به نقل از امام صادق (ع) در مفاتیح الجنان اینچنین

 است : فرمود :  چون نوروز شود ،غسل کن وتوبه؛ پاکیزه ‌ترین جامه ‌های

 خود را بپوش و به بهترین بوی ‌های خوش خود را معطر گردان . پس چون

 از نماز های پیشین و پسین و نافله ‌های آن فارغ شدی ، چهار رکعت نماز

 بگذار یعنی هر دو رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه

 سوره قدر ( انا انزلناه ) و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا

 ایها الکافرون و در رکعت سوم بعد از حمد ، ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و

 قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را

 بخوان : اللهم صل علی … و بسیار بگو یا ذالجلال و الاکرام . ”


(توصیه مراجع):حضرت آیت الله شیخ حسین مظاهری

1- بهترين چيزها در موقع تحویل، خواندن اين دعا، با توجه به معني است:

 «يا مقلّب القلوب و الابصار يا مدبّر الّيل و النّهار يا محوّل الحول و الاحوال،

 حوّل حالنا الي احسن الحال». ای خدایی که همه چیز در دست تو است،

 سال خوشی به همۀ ما عنایت فرما.

و از خداوند متعال با توسل به اهل بیت«علیهم السلام» بخواهید در این

 سال، تقوا و رابطه با خودش و سلامتی و امنیت، مقدّر شما بکند و فرج

 حضرت ولی عصر «ارواحنافداه» انشاءالله حاصل شود.

هرکس باید جداً حساب سال را و گذشته را بکند و اگر گناهکار است، جداً توبه کند و با حالت توبه وارد سال شود.

‏همان‌ طور که مشاهده می‌ شود ، این روز نیز چون اعیاد اسلامی با

 غسلوتوبه ، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی‌ های خوش و روزه

 داشتن آغاز می شود ، ضمن آنکه نمازی مشابه نماز های سایر اعیاد

 اسلامی دارد . ‏

نوروز در آیات و روایات

نوروز از منظر امام صادق علیه السلام :

معلّى می ‏گوید : در صبحگاه نوروز به حضور امام صادق علیه ‏السلام

 رسیدم . حضرت از من پرسید : معلّى آیا از امروز چیزى می ‏دانى ؟ گفتم

 : خیر ، لیکن ایرانیان امروز را بزرگ می ‏دارند ، به همدیگر تبریک می

 ‏گویند . امام فرمود : گرامیداشت امروز به سبب وقایعى است که براى تو بازگو می ‏کنم :

” نوروز ” همان روزى است که خداوند از بندگان خود میثاق گرفت که بنده

 خدا باشند ، براى او شریک قایل نشوند و غیر از خداوند کسى را عبادت

 نکنند ؛ یعنى روز آزادى است .

” نوروز ” همان روزى است که براى اولین مرتبه خورشید طلوع نمود ؛

 یعنى روز روشنایى و درخشش است .

” نوروز ” روزى است که کشتى نوح بر ” جودى ” نشست ؛ یعنى روز

 نجات از عذاب الهى است .

” نوروز ” روزى است که حضرت ابراهیم علیه ‏السلام بت ‏ها را شکست ؛

 یعنى روز مبارزه با شرک و بت ‏پرستى است .

” نوروز ” همان روزى است که جبرئیل امین بر پیامبر صلی ‏الله علیه ‏و ‏آله

 هبوط نمود ؛ یعنى روز دریافت پیام الهى است .

” نوروز ” همان روزى است که رسول ‏الله صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله حضرت على

 علیه ‏السلام را بر دوش گرفت و بت ‏هاى قریش را از بالاى کعبه به زمین

 ریخت ؛ یعنى روز پیراستن خانه ‏هاى پاک از آلودگی ‏هاست .

” نوروز ” روزى است که پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله حضرت على علیه

 ‏السلام را در محل ” غدیر خم ” به مردم به عنوان امیرمؤمنین معرفى کرد

 ؛ یعنى روز پیمان با ولایت است .

” نوروز ” همان روزى است که قائم آل محمد صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله ، حضرت

 مهدى علیه‏ السلام ، ظهور پیدا می ‏کند و بر دشمنان عدالت پیروز می

 ‏گردد و حکومت عدل اسلامى تشکیل می ‏دهد .

قال ‏الصادق (ع) : ما من یوم نیروز الا و نحن نتوقع فیه الفرج لانه من

 ایامنا و ایام شیعتنا ، حفظته العجم و ضیعتموه انتم‏ ( بحارالانوار جلد ۵۹ )

امام صادق (ع) فرمودند : نوروز که می ‏آید ما منتظر فرج آل ‏محمد (ص)

 هستیم ، زیرا نوروز از روزهاى ما و روزهاى شیعیان ما است . شما آن را

 از دست دادید و پارسیان آن را نگه داشتند .

عید از منظر حضرت علی (ع)

عید از نظر علی (ع) این است که : هر روزی که در آن روز ، معصیت ‏خدا

 نشود و گناهی انجام نگیرد ، آن روز را عید خوانده است . ” کل یوم لا

 یعصی الله تعالی فیه فهو یوم عید

نماز عید نوروز ‏

نماز عید نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره ‌های قدر ،

 کافرون ، توحید ، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است که ضمن آداب

 و اعمال روز جمعه و همین طور اعمال روز عید غدیر خم وارد شده است

 . ‏از آنجا که قرائت سوره قدر در نماز عید نوروز توصیه شده است می توان

 دریافت که عید نوروز نیز چون دیگر اعیاد اسلامی با نزول برکات و آیات

 الهی همراه بوده است . تأکید بر قرائت سوره‌ های کافرون ، توحید ،

 معوذتین نیز می‌ تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدی ‌ها

 داشته باشد . ‏

دیدار حضرت موسی (ع)وحضرت خضرنبی(ع) از منظر قرآن


                                  Image Detail


داستان حضرت موسی (ع)وحضرت خضرنبی (ع)

از داستان‎های جالب زندگی موسی ـ علیه السلام ـ ماجرای شیرین او با حضرت خضر ـ علیه السلام ـ است که در قرآن سوره کهف آمده و دارای نکات و درسهای آموزنده گوناگونی است، در این راستا نظر شما به فرازهایی زیر از آن داستان جلب می‎کنیم.

سخنرانی موسی ـ علیه السلام ـ و ترک اولی او
هنگامی که فرعون و فرعونیان در دریای نیل غرق شده و به هلاکت رسیدند، بنی‎اسرائیل به رهبری حضرت موسی ـ علیه السلام ـ پس از سالها مبارزه، پیروز شدند و زمام امور رهبری به دست موسی ـ علیه السلام ـ افتاد.
او در یک اجتماع بسیار بزرگ (که می‎توان آن را به عنوان جشن پیروزی نامید) در حضور بنی‎اسرائیل سخنرانی کرد، مجلس بسیار باشکوه بود، ناگاه یک نفر از موسی ـ علیه السلام ـ پرسید: «آیا کسی را می‎شناسی که نسبت به تو اعلم (عالم‎تر) باشد؟»
موسی ـ علیه السلام ـ در پاسخ گفت: نه.
و مطابق بعضی از روایات، پس از نزول تورات و سخن گفتن مستقیم خدا با موسی ـ علیه السلام ـ، موسی در ذهن خود به خودش گفت: «خداوند هیچکس را عالم‎تر از من نیافریده است.» در این هنگام خداوند به جبرئیل وحی کرد موسی را دریاب که در وادی هلاکت افتاده. (یعنی براثر حالتی شبیه خودخواهی، در سراشیبی نزول از مقامات عالیه معنوی قرار گرفته، به یاریش بشتاب تا اصلاح شود. جبرئیل به سراغ موسی آمد...)
خداوند همان‎دم به موسی ـ علیه السلام ـ وحی کرد: آری داناتر از تو عبد و بنده ما خضر ـ علیه السلام ـ است، او اکنون در تنگه دو دریا،[1] در کنار سنگی عظیم است.
موسی ـ علیه السلام ـ عرض کرد: «چگونه به حضور او نایل شوم؟»
خداوند فرمود: «یک عدد ماهی بگیر و در میان زنبیل خود بگذار، و به سوی آن تنگه دو دریا برو، در هر جا که آن ماهی را گم کردی، آن عالم در همانجا است.»[2]

موسی‎ ـ علیه السلام ـ در جستجوی استاد
موسی ـ علیه السلام ـ که دانش‎دوست بود، گفت: من دست از جستجو برنمی‎دارم تا به محل آن تنگه دو دریا برسم، هرچند مدّت طولانی به راه خود ادامه دهم.
موسی دوست و همسفری برای خود انتخاب کرد که همان مرد رشید و شجاع و با ایمان بنی‎اسرائیل به نام یوشع بن نون بود، موسی یک عدد ماهی در میان زنبیل نهاد و اندکی زاد و توشه راه‎ برداشت و همراه یوشع به سوی تنگه دو دریا حرکت کردند. هنگامی که به آنجا رسیدند در کنار صخره‎ای اندکی استراحت کردند، در همان‎جا موسی و یوشع، ماهی‎ای را به همراه داشتند، فراموش کردند. بعد معلوم شد که ماهی براثر رسیدن قطرات آب به طور معجزه‎آسایی خود را در همان تنگه به دریا افکنده و ناپدید شده است.
موسی و همسفرش از آن محل گذشتند، طولانی بودن راه و سفر موجب خستگی و گرسنگی آنها گردید، در این هنگام موسی ـ علیه السلام ـ به خاطرش آمد که غذایی به همراه خود آورده‎اند، به یوشع گفت: «غذای ما را بیاور که از این سفر سخت خسته شده‎ایم.»
یوشع گفت: آیا به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم، من در آنجا فراموش کردم که ماجرای ماهی را بازگو کنم، و این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من ربود، و ماهی راهش را به طرز شگفت‎انگیز در دریا پیش گرفت و ناپدید شد.
و از آنجا که این موضوع به صورت نشانه‎ای برای موسی ـ علیه السلام ـ در رابطه با پیدا کردن عالِم، بیان شده بود موسی ـ علیه السلام ـ مطلب را دریافت و گفت: این همان چیزی است که ما می‎خواستیم و به دنبال آن می‎گشتیم. در این هنگام از همانجا بازگشتند و به جستجوی آن عالِم پرداختند، وقتی که به تنگه رسیدند حضرت خضر ـ علیه السلام ـ را در آنجا دیدند.[3] پس از احوالپرسی، موسی ـ علیه السلام ـ به او گفت:
«آیا من از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده است و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟»
خضر: تو هرگز نمی توانی همراه من صبر و تحمّل کنی، و چگونه می‎توانی در مورد رموز و اسراری که به آن آگاهی نداری شکیبا باشی؟
موسی: به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت، و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو را نخواهم کرد.
خضر(ع): پس اگر می‎خواهی به دنبال من بیایی از هیچ چیز سوال نکن، تا خودم به موقع، آن را برای تو بازگو کنم.
موسی(ع) ـ علیه السلام ـ مجدّداً این تعهّد را داد که با صبر و تحمّل همراه استاد حرکت کند و به این ترتیب همراه خضر ـ علیه السلام ـ به راه افتاد.[4]

دیدار موسی از سه حادثه عجیب
موسی و یوشع و خضر ـ علیهما السلام ـ با هم به کنار دریا آمدند و در آنجا سوار کشتی شدند آن کشتی پر از مسافر بود، در عین حال صاحبان کشتی آنها را سوار کردند. پس از آنکه کشتی مقداری حرکت کرد، خضر ـ علیه السلام ـ برخاست و گوشه‎ای از کشتی را سوراخ کرد و آن قسمت را شکست و سپس آن قسمت ویران شده را با پارچه و گل محکم نمود که آب وارد کشتی نشود.
موسی ـ علیه السلام ـ وقتی این منظره نامناسب را که موجب خطر جان مسافران می‎شد دید، بسیار خشمگین شد و به خضر(ع) گفت: «آیا کشتی را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی، راستی چه کار بدی انجام دادی؟»
حضرت خضر ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا نگفتم که تو نمی‎توانی همراه من صبر و تحمّل کنی؟!»
موسی (ع)گفت: مرا به خاطر این فراموشکاری، بازخواست نکن و بر من به خاطر این اعتراض سخت نگیر.
از آنجا گذشتند و از کشتی پیاده شدند به راه خود ادامه دادند، در مسیر راه خضر ـ علیه السلام ـ کودکی را دید که همراه خردسالان بازی می‎کرد، خضر به سوی او حمله کرد و او را گرفت و کشت.
موسی ـ علیه السلام ـ با دیدن این منظره وحشتناک تاب نیاورد و با خشم به خضر ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا انسان پاک را بی‎آنکه قتلی کرده باشد کشتی؟ به راستی کار زشتی انجام دادی.» حتّی موسی ـ علیه السلام ـ بر اثر شدّت ناراحتی به خضر ـ علیه السلام ـ حمله کرد و او را گرفت و به زمین کوبید که چرا این کار را کردی؟
خضر(ع) گفت: به تو نگفتم تو هرگز توانایی نداری با من صبر کنی؟
موسی ـ علیه السلام ـ گفت: اگر بعد از این از تو درباره چیزی سوال کنم، دیگر با من مصاحبت نکن، چرا که از ناحیه من معذور خواهی بود.
از آنجا حرکت کردند تا اینکه شب به قریه‎ای به نام ناصره رسیدند، آنها از مردم آنجا غذا و آب خواستند، مردم ناصره، غذایی به آنها ندادند و آنها را مهمان خود ننمودند، در این هنگام خضر ـ علیه السلام ـ به دیواری که در حال ویران شدن بود نگاه کرد و به موسی ـ علیه السلام ـ گفت: به اذن خدا برخیز تا این دیوار را تعمیر و استوار کنیم تا خراب نشود. خضر ـ علیه السلام ـ مشغول تعمیر شد.
موسی ـ علیه السلام ـ که خسته و کوفته و گرسنه بود، و از همه مهمتر احساس می‎کرد شخصیت والای او و استادش به خاطر عمل نامناسب اهل آن آبادی سخت جریحه‎دار شده و در عین حال خضر ـ علیه السلام ـ به تعمیر دیوار آن آبادی می‎پردازد، بار دیگر تعهّد خود را به کلّی فراموش کرد و زبان به اعتراض گشود، اما اعتراضی سبکتر و ملایمتر از گذشته، گفت: «می‎خواستی در مقابل این کار اجرتی بگیری؟» اینجا بود که خضر ـ علیه السلام ـ به موسی ـ علیه السلام ـ گفت:
«هذا فِراقُ بَینِی وَ بَینِکَ...؛ اینک وقت جدایی من و تو است، اما به زودی راز آنچه را که نتوانستی بر آن صبر کنی، برای تو بازگو می‎کنم.»[5]
موسی ـ علیه السلام ـ سخنی نگفت، و دریافت که نمی‎تواند همراه خضر ـ علیه السلام ـ باشد و دربرابر کارهای عجیب او صبر و تحمّل داشته باشد.

توضیحات خضر ـ علیه السلام ـ در مورد سه حادثه عجیب
حضرت خضر ـ علیه السلام ـ راز سه حادثه شگفت‎انگیز فوق را برای موسی ـ علیه السلام ـ چنین توضیح داد:
اما آن کشتی مال گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می‎کردند، و من خواستم آن را معیوب کنم و به این وسیله آن کشتی را از غصب ستمگر زمان برهانم. چرا که پشت سرشان پادشاه ستمگری بود که هر کشتی سالمی را به زور می‎گرفت. معیوب کردن من، برای نگهداری کشتی برای صاحبانش بود.
و امّا آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند و بیم داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وادارد، از این رو خواستیم که پروردگارشان به جای او فرزندی پاک‎سرشت و با محبّت به آن دو بدهد.[6]
و امّا آن دیوار از آنِ دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، گنجی متعلّق به آن یتیمان در زیر دیوار وجد داشت، و پدرشان مرد صالحی بود، و پروردگار تو می‎خواست آنها به حدّ بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند. این رحمتی از پروردگار تو بود، من آن کارها را انجام دادم تا زیر دیوار محفوظ بماند و آن گنج خارج نشود و به دست بیگانه نیفتد، من این کارها را خودسرانه انجام ندادم. این بود راز کارهایی که نتوانستی در برابر آنها تحمّل کنی.[7]
موسی ـ علیه السلام ـ از توضیحات حضرت خضر ـ علیه السلام ـ قانع شد.

توصیه خضر ـ علیه السلام ـ و نوشته لوح گنج
هنگام جدایی خضر ـ علیه السلام ـ از موسی ـ علیه السلام ـ، موسی به او گفت: مرا سفارش و موعظه کن، خضر مطالبی فرمود از جمله گفت: «از سه چیز بپرهیز و دوری کن: 1. لجاجت 2. و از راه رفتن بی‎هدف و بدون نیازو از خنده بدون تعجّب، 3. خطاهایت را بیاد بیاور و از تجسّس در خطاهای مردم پرهیز کن.»
از حضرت رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده آن گنجی که زیر دیوار مخفی بود، لوح طلایی بود که در آن چنین نوشته شده بود:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللهِ، عَجِبْتُ لِمَنْ اَیقَنَ بِالمَوْتِ کَیفَ یفْرَحُ، عَجِبْتُ لِمَنْ اَیقَنَ بِالْقَدَرِ کَیفَ یحْزَنُ؟ و عَجِبْتُ لِمَنْ رای الدُّنیا و تَقَلُّبَها بِاَهْلِها کیفَ یرْکَنُ اِلَیها، و ینْبَغِی لِمَنْ غَفَلَ عَنِ اللهِ اَلّا یتَّهَمَ اللهُ تَبارَکَ و تَعالی فی قَضائِهِ و لا یسْتَبْطِئَهُ فِی رِزْقِهِ؛ به نام خداوند بخشنده مهربان ـ تعجّب می‎کنم برای کسی که یقین به مرگ دارد چگونه شادی مستانه می ‎کند؟ تعجّب می‎کنم برای کسی که یقین به قضا و قدر الهی دارد، چگونه اندوهگین می‎شود، تعجّب می‎کنم برای کسی که دنیا و دگرگونیهای آن را با اهلش می‎نگرد، چگونه بر آن اعتماد می‎کند؟ و سزاوار است آن کسی که از خداوند غافل می‎گردد، خداوند متعال را در قضاوتش متّهم نکند، و در رزق و روزی رساندن او را به کندی و تاخیر یاد ننماید.»[8]

پی نوشت

[1] . به گفته اکثر مفسّران، منظور از این تنگه دو دریا، محل اتّصال خلیج عقبه با خلیج سوئز است.
[2] . بحارالانوار، ج 13، ص 278.
[3] . در حدیثی از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل شده فرمود: هنگامی که موسی ـ علیه السلام ـ با خضر ـ علیه السلام ـ در کنار دریا ملاقات کرد، پرنده‎ای در برابر آن دو ظاهر شد، قطره‎ای آب دریا با منقارش برداشت، خضر به موسی ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا می‎دانی این پرنده چه می‎گوید؟ موسی گفت: چه می‎گوید؟
خضر گفت: می‎گوید «وَ رَبِّ السَّماواتِ و الاَرضِ وَ رَبِّ الْبَحْرِ ما عِلْمُکُما مِنْ عِلْمِ اللهِ اِلّا قَدْرَ ما اَخَذْتُ بِمِنْقارِی مِنْ هذَا الْبَحْرِ؛ و سوگند به پروردگار آسمانها و زمین و پروردگار دریا، دانش شما دو نفر (موسی و خضر) در مقایسه با علم خدا نیست مگر به اندازه آنچه از آب در منقارم گرفته‎ام نسبت به این دریا» (بحارالانوار، ج 13، ص 302).
و در روایت دیگر آمده: «این پرنده کوچکتر از گنجشک بود و از نوع پرستو بود و گفت: «علم شما در مقابل علم محمّد و آل محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ به اندازه مقدار آبی است که به منقار گرفته‎ام نسبت به دریا.» (همان مدرک؛ پاورقی).
[4] . مضمون آیات 60 تا 70 سوره کهف.
[5] . کهف، 71 تا 78؛ بحارالانوار، ج 13، ص 280. روایت شده: پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «خدا برادرم موسی ـ علیه السلام ـ را رحمت کند، اگر تحمّل می‎کرد، عجیبترین شگفتیها را (از دست خضر) می‎دید و نیز فرمود: اگر صبر می‎کرد، هزار شگفتی می‎دید. (نورالثقلین، ج 3، ص 282) و از امام باقر ـ علیه السلام ـ یا امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده فرمود: «لَوْ صَبَرَ مُوسی لَاَراهُ الْعالِمُ سَبْعِینَ اُعْجُوبَهٍ؛ اگر موسی ـ علیه السلام ـ صبر و تحمّل می‎کرد، آن عالِم (خضر) هفتاد حادثه عجیب به موسی ـ علیه السلام ـ نشان می‎داد.» (بحارالانوار، ج 13، ص 284 و 301).
نیز روایت شده: از موسی ـ علیه السلام ـ پرسیدند: سخت‎ترین حادثه زندگی تو چه بود؟ موسی ـ علیه السلام ـ در پاسخ گفت: «هیچیک از آن همه مشکلات (عصر فرعون و عصر حکومت بنی‎اسرائیل با آن همه رنجها) همانند گفتار خضر ـ علیه السلام ـ برایم رنج‎آور نبود که خبر از فراق و جدایی خود از من داد و مرا از علوم خود محروم ساخت.» (تفسیر ابوالفتوح رازی، ذیل آیه 78 کهف).
[6] . کارهای خضر ـ علیه السلام ـ به خصوص کشتن نوجوان گرچه ظاهری بسیار زننده داشت، ولی باید توجّه داشت که فرق است بین نظام تشریع و تکوین، خداوند حاکم بر هر دو نظام است، در این صورت هیچ مانعی ندارد که خداوند گروهی مانند موسی ـ علیه السلام ـ را مامور اجرای نظام تشریع کند، و گروهی یا شخصی (مانند خضر) را مامور اجرای نظام تکوین، از نظر نظام تکوین، هیچ مانعی ندارد که خداوند حتّی کودک نابالغی را دچار حادثه‎ای کند که جان بسپارد، چرا که وجودش ممکن است در آینده موجب خطرهای عظیم گردد، مانند اینکه پزشک دست یا پای کسی را قطع می‎کند تا میکرب سرطان از آن به سایر اعضاء سرایت ننماید.
کارهای حضرت خضر ـ علیه السلام ـ در ماجرای فوق در محدوده نظام تکوین بوده، ولی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ مامور کارها در محدوده تشریع بود، از این رو مقام موسی ـ علیه السلام ـ در این راستا از حضرت خضر ـ علیه السلام ـ بالاتر بود، اگرچه در محدوده نظام تکوین، مقام خضر ـ علیه السلام ـ بالاتر بود.
از سوی دیگر این کار خضر ـ علیه السلام ـ از نشانه‎های رحمت الهی و پاداش او به پدر و مادر با ایمان بود، خضر به دستور خدا آن کودک کافر را ـ که اگر می‎ماند موجب کفر و انحراف پدر و مادر می‎شد، کشت، ولی به جای آن کودک، خداوند دختری به آن پدر و مادر مرحمت فرمود، که کانون ایمان و تقوا بود و به فرموده امام صادق ـ علیه السلام ـ از نسل او هفتاد پیامبر، به وجود آمد. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 286).
[7] . کهف، 79 تا 83.
[8] . بحارالانوار، ج 13، ص 294.


رحلت فاطمه المعصومه (س)

شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)


بسم الله الرحمن الرحیم


دهم ربیع الثانی، رحلت پر دریغ کوثر کرامت و جاری مرحمت، حضرت فاطمه معصومه (س) را تسلیت میگوییم.


ای جا مانده از واپسین دیدار برادر! حرم نورانی و ضریح مشکل گشایت، هنوز بوی مدینه می دهد. بوی شهر پیامبر را که آن را به اشتیاق دیدن روی رضایت، ترک کردی و آواره بیابان ها گشتی. نهر جاری مناجات، همیشه از چشمه دل زائران تو جریان دارد؛ اما امشب ضریح مطهرت، رخت سیاه بر تن کرده و پنجره ها رو بسوی غروب نشانه می روند ...


فضیلت زیارت آن حضرت:


راجع به زیارت فاطمه معصومه دخترموسی بن جعفر(ع) روایات بسیاری وارد شده ازجمله:
1.امام رضا (ع) فرمود:هرکه معصومه را در قم زیارت کند مانند کسی است که مرا زیارت کرده است.
2.امام صادق (ع) فرمود:به زودی بانویی از فرزندان من آنجا(قم) دفن می شود که نامش فاطمه است ،هرکس اورازیارت کند بهشت براو واجب می شود.
3.امام جواد(ع) فرمود:هرکس قبرعمه ام رادر قم زیارت کند ،بهشت از آن اوست.
4.امام صادق (ع) فرمود:بانویی از تبار من ،به نام فاطمه دختر موسی درآن شهر دیده از جهان فرو می بندد که باشفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.

میلادامام حسن عسگری

    فرخنده باداین ایام برشما یاصاحب الزمان (عج)

                            الهم عجل الولیک الفرج


چه غرورانگیز است یادمانه‌های امروز و چه مبارک است طلوع خورشیدی که مولودش، بشارت رسان «موعود» است!میلاد با سعادت امام حسن عسگری علیه السلام بر شما مبارک باد.

اللهم عجل لولیک الفرج.

خوب زندگی کنیم


اشتباه فرشتگان

درويشي با اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود

پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟
از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...
حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند...