عید نوروز مبارک

           سال نو مبارک(یا ابا صالح مددی)   

                 


خود هیپنوتیزم و " خود درمانی"

 http://realandraww.com/wp-content/uploads/2011/01/self-hypnosis1.pnghttp://howhypnotize.net/wp-content/uploads/2010/06/hypnosis_wheel.jpg http://realandraww.com/wp-content/uploads/2011/01/self-hypnosis1.png



خود هیپنوتیزم و " خود درمانی"

از نظر تئوری بیماریهایی که بوسیله هیپنوتیزم درمانگر معالجه می شوند ، با خلسه خود هیپنوتیزمی نیز درمان پذیر هستند. ( اما عملا با روش"خود هیپنوتیزمی"، در مدت طولانی تر، نتایج کمتری بدست می آید.) همچنین تداوم درمان در افرادی  که بوسیله درمانگر مورد تداوی قرار می گیرند، بوسیله تکنیکهای خود هیپنوتیزمی صورت می گیرد. یعنی درمانگر ، پس از درمان و بر طرف کردن مشکل فرد ، تکنیکهایی به او آموزش می دهد که با توسل به آنها از یک طرف ، نتایج و اثرات درمان را تداوم بخشد و از طرف دیگر با به کار گیری آن تکنیکها ، به درجات بالاتری از خلسه،دست یافته و به شکوفایی در سایر جوانب شخصیت خود بپردازد.

 بنابراین « خود هیپنوتیزم» بخشی از جریان درمان بوسیله درمانگر است و بدون ارائه تکنیکهای مربوط به آن احتمال از سر گیری مشکلات فرد، در اکثر موارد اجتناب ناپذیر است .

اگر فرد صرفا نزدخود و بدون آموزش های لازم شروع به خود درمانی نماید،با عوامل وقت گیر و نا آشنایی مواجه می گردد که در رهگذر تجربه و آزمون و خطاهای متعدد ، اخذ نتیجه را طولانی كرده و در مواردی نیز، نتیجه مفیدی را حاصل نمی گرداند. زیرا از آنجائیکه اساس و اصول درمانگری هیپنوتیزمی، کار بر روی طرز تفکر ، اندیشه و باورهای ناخودآگاه فرد است ، تاثیرگذاری ابتدایی فرد بر روی طرحواره ها و افكار ناخودآگاه خود كمی دور از انتظار بوده و می نماید.

 ما در اینجا به طور مختصر به برخی از بیماریها و درمان آنها با خلسه خود هیپنوتیزم بسنده کردیم. افکار سرکش و منفی ، منبع و منشاء بیماریهایی است که با تداوی روحی، قابل درمان می باشد. روش های خود هیپنوتیزمی، از عمده ترین روش ها بر جریان افکار و از بین بردن افکار منفی هستند.

قبل از وارد شدن به بحث، لازم است ذکر نمائیم که وقتی از خود هیپنوتیزم، وآرمیدگی و تاثیرات آن سخن می گوئیم، اصول صحیح آن را در نظر داریم.زیرا ممکن است فردی اقدام به خود هیپنوتیزم نماید، اما به دلیل اشتباه و غلط بودن روش اش نتیجه مطلوب را بدست نیاورد.

"خود هیپنوتراپی" به عنوان یكی از عمده ترین روشهای خود درمانی روانی، می تواند در برطرف شدن قریب به اتفاق اختلالاتی که جنبه سایکو سوماتیک (روان تنی) داشته باشند، کارساز و موثر باشد. چراكه کارایی هیپنوتیزم در بیماریهای روان- تنی مانند اختلالات گوارشی، اضطرابی و دردهای عصبی، از پیشینه و اعتبار ثابت شده ای برخوردار است.

 

هیپنوتراپی در اختلالات روان- تنی

علت اینکه اختلالات روان- تنی را در اینجا مقدم بر سایر اختلالات قرار دادیم، این است که به گواهی تجربه افراد مختلف ، علائم کارائی و تاثیر خود هیپنوتیزم در اختلالات روان – تنی برای افراد مشهود تر و سریع تر بوده است. فردی که در مورد اختلالات روان- تنی اقدام به خود درمانی، صرفا بر پایه "خود هیپنوتیزم"می نماید، نسبت به فرایند عادی هیپنوتراپی باید مداومت و صبر زیادتری به خرج دهد.

همچنین باید بدانیم كه قسمتهایی از بدن انسان بیشتر تحت تاثیر اختالات عصبی او قرار می گیرند و این ارتباط، گاه به قدری شدید است که با یک فشار عصبی در آن عضو ، با فاصله زمانی بسیار اندکی علایم درد یا سوزش ظاهر می شود .

یک اختلال سایکو سوماتیک ( روان- تنی) ، کمتر ازبیماری های روانی فرد را دچار اختلال روانی و فکری می سازد. به عبارت ساده تر، فرد شدیدا دچار افکارسرکش و زائد، مانند آنچه که در افسردگی یا وسواس وجود دارد نیست و تا حدی صاحب افکار خویش است وتوانایی تمرکزبخشیدن به افکارخود را دارد و به همین دلیل درحالت هیپنوتیزم ، با استفاده  از این ظرفیت و به کار گیری آن می تواند تاثیرات خود درمانی موثرتری را دریافت كند. اما در مورد بیماریهای روانی، مسئله به این صورت صادق نیست. یعنی مشکل اساسی فرد ، عدم تسلط او بر افکار و جریان آنهاست. یعنی اساسا یک فرد مضطرب ، وسواسی یا افسرده به این دلیل دچار اختلال است که توانایی مهار افکار خود را ندارد و نمی تواند انتخاب کننده  موضوعاتی باشد که ذهن او را به اشغال خود در می آورند. به این دلیل اینگونه افراد باید بوسیله درمانگر درمان شوند و خود درمانی در اکثرمواقع ، به ویژه در حالات پیشرفته بیماریهای روانی،نتیجه ای نمی دهد.

 بنابراین به دو دلیل در موارد حاد باید از خود درمانی اجتناب گردد:

یكی اینكه در مواردی (به ویژه در حالات حاد) فرد معیار سلامتی، توازن و تعادل خود را از دست داده و چه بسا با ناآگاهی خود، یک حالت مرضی ظاهرا خوشایند را، کمال سلامتی و تعادل تلقی نموده و آن رادرخود تثبیت نماید.

و ثانیا اساس « خودهیپنوتیزم» و تمام روش های خود درمانی روانی بر توانایی تمرکز و هماهنگی و یگانگی فکری فرد است، در حالیکه در امراض روانی اساسی ترین چیزی که سلب می شود، همین هماهنگی و تمرکز فکری است]  كه این امر، درمان را علاوه بر نفس قرار گیری فرد درحالت هیپنوز با اشكالات جدی مواجه می كند.[

لازم است این نکته در اینجا ذکر شود که بوسیله هیپنوتیزم و تمام روشهای موجود، موفقیت ناچیزی در مورد درمان اسکیزوفرنی حاد وجود داشته است. شاید بتوان گفت كه فرد اسکیزوفرن، دراوج آشفتگی و سرکشی افکار به مفهوم کامل و جامع آن وجود دارد. اما در مورد سایر زمینه ها می توان به موارد زیر به عنوان نمونه اشاره كرد:

 

افسردگی

عموما"  تمام افراد پس از اتمام حالت هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم احساس نشاط و سبکبالی خاصی می کنند که تا ساعاتی نیز پایدار است . این نشاط علاوه بر تاثیر چند ساعته و قدرتمند ، دارای تاثیری عمقی و دائمی نیز هست، چراكه فرد در ساعاتی که احساس نشاط می کند، دارای نگرش مثبت تری نسبت  به افراد ، روابط و پدیده هاست  واز خلق بالاتر و پایدارتری برخوردار است. به عبارت ساده تر چون وضعیت رضایت بخشی دارد، تحت تاثیر آن جنبه های مثبت، به تحلیل وقایع و رویدادهای پیرامون خود  می پردازد. بناباین هر چه قدر كه مشاهدات توام با مثبت اندیشی فرد افزایش می یابد، افکار منفی و نگرش افسرده کنننده و ملال انگیز، بیشتر از صحنه ذهن او دور می شوند.

همانطور که گفته شد بروز نشاط مذکور پس از اتمام خود هیپنوتیزم امری قطعی است. اما برای مبارزه با احساس ناخوشایند مزمن، یک روش ساده تر و سودمند وجود دارد.

خود را در وضعیت راحت و مناسبی قرار دهید.مثلا درازکش یا لمیده بر مبل. خود را وارهیده نمائید و با تجسم پی در پی وارهیدگی و با تلقین کلامی ، مثلا اینکه با هر تنفس یا با هر شماره خلسه من عمیق تر و آرامش من سنگین تر می شود، خود را در درجه خوبی از خلسه قرار دهید.( برای این منظور می توانید به بخش تكنیك های خود هیپنوتیزم در همین سایت مراجعه بفرمایید.) سپس با تا کید بر اینکه تا زمانی که خود نخواهید آرامشتان به همان سنگینی خواهد بود، عمق خلسه خود را تثبیت نمائید و آنگاه با تصاویر ذهنی خود صحنه هائی را بیافرینید که در گذشته ، باعث نشاط و سرزندگی فوق العاده وصف ناپذیر شما می شده است. به دلخواه ترین صحنه ها و وقایع جان دهید و به تماشای آنها بپردازید . تصاویر و مناظری را که درگذشته موجب سرزندگی زیاد شما شده اند از نظر بگذرانید و  خود را نظاره کنید که چگونه و با چه شوقی به آن مناظر و یا بر خوردها عکس العمل نشان داده اید. همچنان به تصاویر گذشته بنگرید . با این تصور که خود را از جریان زندگی کنار کشیده اید و به تماشای آن می پردازید، اما خود شما نیز داخل جریان هستید و درعین حال بیرون از آن به تماشای موقعیت و وضعیت خودتان در داخل جریان می پردازید.

] اگرچه مشاهده ذهنی این تصاویر تخیلی بوده و واقعیت ندارد، اما در دانش روانشناسی به اثبات رسیده است كه افكار،احساسات و احساسات ، رفتارها و كنشها را در پی دارند و با تغییر و تحرك هریك، دیگری نیز ماهیت متفاوتی نسبت به آنچه در گذشته وجود داشته است، پیدا می كند. قطعا قرار نیست كه شما با چند تصور ذهنی خوشایند، به كلی ماهیت احساسات و افكار ناخوشایندتان تغییر پیدا كرده یا مشكلاتتان حل شود اما تدریجا و به خصوص با قرار گرفتن در حالت هیپنوز قادر خواهید شد كه به سطوح عمیقتری از ذهن خود دسترسی پیدا كرده و زمینه مناسبی برای تغییرات بلندمدت یا كاهش موثر احساسات ناخوشایند از طریق هدف گذاری ناخودآگاه و قابلیت ذهن برای تعمیم ادراك شرطی شده را در خود ایجاد كنید.[

همچنین باید بدانیم كه فرد افسرده از وقایع و چیزهایی که در گذشته موجب شادی او می شدند، دیگر احساس لذت نمی کند. دلیل این عدم ارضاء آن است که احساسات و عواطف او تحت تاثیر حادثه یا عاملی، ارتباط و تناسب خود را با وقایع كنونی از دست داده اند و افکار یاس آور و غم زا چنان فرد را به خود مشغول داشته است که فرصت عکس العمل نشان دادن در مقابل رویدادها و احساس لذت از حوادث خوشایند  را از اوسلب كرده است.

 کاردیگری که در حالت خلسه و خود آرمیدگی، تصاویر ذهنی شما انجام می دهد، این است که عکس العمل شعف آمیز و لذت بخش گذشته را به همراه عواملی که منجر به سر زندگی و شادابی شده اند زنده کرده و در نهایت بار دیگر بر روحیه شما حاکم می کند تا مانند گذشته در مقابل حوادث و رویدادهای  خوشایند، به وجد و شادابی دست پیداكرده]  و با تداعی احساس لذت از مفاهیم پشت سر گذاشته شده خاطرات ، خود ادراك لذت را دوباره درما تازه كند.[  

هر فرد افسرده ای هر چند افسردگی او مزمن باشد، با نگهداری و مرور چنان تصاویری ، احساسات و عواطف گذشته را بار دیگر در خود زنده و حاکم خواهد دید و تدریجا متناسب بودن احساس پشت هر فكری را تمرین می كند.

 در صورتی که زمان افسردگی فرد در مقایسه با سن اش زیاد باشد و به عبارت دیگر او فاقد تصورات روشن از زمان تعادل عاطفی خود باشد، خود درمانی نتیجه لازم رادر بر نداشته و وجود درمانگر و استفاده از هیپنوآنالیز ضرورت پیدا می کند.

در اینجا تعریف "ویلیام جیمز " را ازاین اختلال عاطفی می آوریم. وی می گوید:

 « غم در این حالت چنان گرانبار است که همه خوبیهای طبیعت از خاطر رفته و وجود انسان از پهنه شعور خالی می گردد. وقتی نگاه تیره فرد به اطراف خود تا بدین نهایت رسید، چیزی بیشتر از تماشای مطلق زندگی و منتظر مرگ شدن لازم است. این حالت را درشخص سالم به ندرت می توان دید. حتی اگر زیر فشار مشکلات محیط خود قرار گرفته باشد ... اندوه و افسردگی یک نوع درد روحی است که به کلی برای زندگی سالم ناشناخته است»  (تشخیص بیماریهای روانی/ گوزه، گودویس، رابرت و دراف)

برخی از علائم بیماری افسردگی به شرح زیر است:

احساس غمگینی، گریه زیاد، بدخلقی در اول روز، سرزنش خود، احساس مظلومیت، احساس بی ارزشی، احساس یاس، احساس ناتوانی اجتماعی، احساس گناه، بی علاقه گی مفرط، توجه بیمارگونه و بیش از حد به مسئله ای، کاهش سرعت تفکر، کاهش قدرت تمرکز افکار، خیال خود کشی، نگرانی، پیش بینی وقایع بد و منفی بافی، تحریک پذیری، بی قرراری، کاهش قدرت عضلانی، احساس خستگی دائم، بی اشتهایی ،كاهش قابل توجه كشش ها و كنش های جنسی و ....

 

ترک عادت

ترک عادت با توسل به خود درمانی ، نتیجه بخش و اثرات آن به سرعت ظاهر می گردد. در مواردی برای ترک عادت ، فرد باید پسیکوآنالیز ( روانکاوی) و هیپوآنالیز گردد. زیرا تعدادی از عادات، دارای ریشه های عاطفی هستند و اگر روانکاوی صورت نگیرد، درمان انجام شده سطحی خواهد بود و احتمال از سر گرفتن دوباره عادت وجود دارد.

معمولا برای ترک عادت ، ابتدا فرد در حالت خلسه ، به مرور تصاویر ذهنی ضبط شده از حوادث و رویدادهای روزها و ماههای قبل زندگی خود می پردازد. این ، ضمن آنکه یک خود کاوی است، فرد را عمیقا متقاعد می سازد که عادت او امری زائد و یا ناپسند است و ضرورت دارد كه کنار گذاشته شود.

نتیجه دیگر این مرور این است که فرد به صورت عمیقتری در می یابد كه بر خلاف آنچه که فکر می کرده است ، ترک عادت مورد نظر، مشکلی به بار نمی آورد، چرا که اقدام به عملی که در او به صورت عادت در آمده است، هیچ یک از نیازهای او را بر نمی آورد و دارای تاثیر مثبتی نیست، ]ضمن آنكه ترك آن در نظام ارزشها و باورهای او گنجیده و قابل تصور و تكرار است.[

برای این منظور بهتر است هر روز صبح ، بلافاصله بعد از بیداری و شب قبل از خواب، تمام اعمال و کارهای روزی را که در پیش دارید، مجسم کنید ،بدون آنکه در این تجسمات ، اثری از عمل یا حرکت عادت شده، وجود داشته باشد.

 تکرار این تجسمات ذهنی خود به خود باعث کاهش و در نهایت از بین رفتن اقدام به عمل عادتی شده و زمینه های رفتاری تغییر را با كاهش فزاینده مقاومت فكری رو به رو می گرداند.

برای حصول اطمینان از اینکه  پیشرفت می نمایید ، در دو روز اول، تعداد دفعاتی را که احتمالا اقدام به عمل مورد ترک می نمائید، بشمارید. تنها دو روز اول به شما نشان خواهد داد که روز دوم، پیشرفت فوق العاده ای در مقایسه با روز اول داشته اید. اما لازم نیست، این بررسی را همچنان ادامه دهید.

 

وسواس

وسواس فکری و عملی در مراحل ابتدائی بوسیله خود درمانی برطرف می شود، اما در اشکال پیشرفته آن، فرد باید به درمانگر مراجعه کرده و تحت روانکاوی و هیپنوآنالیز و درمان قرار گیرد.  ]ضمن آنكه هیپنوتیزم، طبق آخرین تحقیقات به عمل آمده ، راهكار چندان موثری در زمینه درمان وسواس نبوده و بیشتر در دو زمینه كاهش اضطراب و ریشه یابی بروز تظاهرات وسواسی مراجعین كاربرد دارد.[

 

فوبی یا اختلال هراس

فوبی عبارت است از ترس شدید از یک وضعیت، مکان یا موقعیت خاص، که هیچ دلیل منطقی نمی توان برای این ترس پیدا کرد. ترس از قرار گرقتن در اتاق بسته، ترس از بلندی، ترس از ازدحام جمعیت و نظایر آن. هر ترسی فوبی نیست و در زندگی روزمره ، همه، شاهد ترس های عادی خود و دیگران هستند. فوبی ، ترس مزمن از چیزی، بدون علت منطقی است. درمان فوبی بدون روان درمانی و ریشه یابی آن قطعا با شکست موجه می شود. در مراحل اولیه ، فرد می تواند خود را تحت درمان قرار دهد.

 

منبع:كتاب روانشناسی هیپنوتیزم

شیطان بازنشته شد؟

                                             [devil.gif]  


امروز ظهر شیطان را دیدم !

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت…

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند…

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم:…

به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او

در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و

گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که :

همانا تو خود پدر منی.


فیلترینگ سقراط-  پندآموز

روزی یکی از آشنایان سقراط به دیدارش آمد و گفت :

ميداني  درباره دوستت  چه شنيده ام ؟

سقراط جواب داد : يك دقيقه صبر كن !

قبل از اينكه چيزي بگويي مي خواهم امتحان كوچكي را بگذروني كه به آن تست فيلتر سه گانه مي گويند.

آشنا : فيلتر سه گانه ؟

سقراط ادامه داد :

اولين فيلتر، ((حقيقت)) است.

تو كاملا مطمئني مطالبي که میخواهی به من بگوئی حقیقت دارد؟

مرد گفت : نه، درحقيقت من همين الان درباره اش شنيدم و... 

سقراط گفت : بسيار خوب، پس تو واقعا نمي داني كه حقيقت دارد يا خير.

حالا دومين فيلتر را امتحان مي كنيم.

دومين فيلتر ((نيكي)) است.

چيزي كه مي خواهي راجع به دوست من بگويي، مطلب خوبي است؟

مرد جواب داد: نه، كاملا برعكس ... .

سقراط ادامه داد:

خُب ، پس تو مي خواهي به من راجع به او چيز بدي بگويي اما دقيقا از درستي آن مطمئن نيستي.

هنوز بايد امتحان را ادامه دهي چون هنوز يك فيلتر باقي مانده:

فيلترسوم . فیلتر(( فايده)) است .

مطلبي كه مي خواهي راجع به دوستم به من بگويي، فايده اي براي من دارد؟

مرد جواب داد: نه، نه واقعاً.

سقراط نتيجه گيري كرد : اگر چيزي كه مي خواهي به من بگوئی  نه حقیقت است ، نه خوبی دارد و نه فایده ای دارد؟!!

پس چرا اصلا" بگوئی ؟

 

روزی دوست دشمن و  دشمن روزی دوست میگردد

روزی دوست میمیرد و یا تو قبل از دوست میمیری

روزی آشنا بیگانه میگردد و بیگانه آشنا میگردد  

پس به خویش بیشتر نظر کن  عزیز!