حرفی برای گفتن

چرا گاهی پر انرژی و گاهی کم انرژی می شويم؟

          

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

چرا گاهی پر انرژی و گاهی کم انرژی می شويم؟

 

 شاید شما هم مثل ما تجربه کرده باشید که بعضی روزها از قدرت و انرژی زیادی برخورداریم و قادر به انجام هر کاری هستیم و بعضی وقتها آنقدر خسته و بی رمق هستیم که از انجام کارهای ساده خود نیز رنجور می شویم، گاهی اوقات سرحال و شاداب هستیم و برعکس بعضی روزها بی دلیل کسل و بی حوصله هستیم و نیز در مورد قدرت ذهن ما نیز چنین است بعضی روزها خوب یاد می گیریم و حافظه خوبی داریم و اما در برخی مواقع کندذهن و تنبل می شویم ، براستی چرا چنین حالتی در ما رخ می دهد؟عوامل بسیار زیادی در پاسخ به این سوالات دخیل هستند، جهان هستی راز و رمزهای عجیبی دارد و عوامل بسیار متعددی می توانند بر حالات و سطوح انرژی های ما تأثير بگذارند که بعضی از اين عوامل درونی و بعضی ديگر عوامل بيرونی هستند.یکی از این عوامل درونی بيوريتم نام دارد که در زير به شرح آن می پردازیم : بيوريتم يعنی زيست آهنگ يا آهنگ زندگی که به خاطر وجود بیوریتم در سیستم بدن ماست که ما تغییر حالت می دهیم، در واقع نیروی جسمانی، حالات روحی و میزان احساسات ما و نیز توان فکری و قدرت یادگیری و حتی حس ششم ما همه به شکل دوره ای کم و زیاد می شوند و در وجود انسان سطوح انرژیهای مختلفی وجود دارد که از بدو تولد فرد شروع به زیاد شدن و سپس کم شدن و تکرار این دوره ادامه می یابد و تغییر این سیکل ها باعث تغییر حالات مختلفی در انسان می شود. واژه بیوریتم در واژه نامه آکسفورد به صورت زیر تعریف شده است: «هر الگوی مکرری از فعالیتهای فیزیکی، احساسی و اداراکی که بر رفتار انسان اثر می گذارد» 

 * فلسفه بیوریتم در کائنات و انسان: با کمی دقت و تأمل در محیط اطراف خودمان در می یابیم که در اکثر چیزها حالت دوره ای و تکرار وجود دارد پیدایش شب و روز، حرکت ماه به دور زمین، چرخش زمین به دور خورشید و پیدایش فصل ها و تکرار آنها و رشد گیاهان در بهار و خواب زمستانه آنها و کوچ پرندگان مهاجر و وزش بادها و ریزش برگ درختان و رویش مجدد آنها همه حکایت از وجود فلسفه بیوریتم در کل کائنات می کند که البته خالق هستی در هر گوشه هستی بیوریتم مخصوص خودش را آفریده و در کتاب آسمانی قرآن آیات فراوانی اشاره به این موضوع دارند مثلاً در آیه 80 سوره مؤمنون: «او کسی است که زنده می دارد و می میراند و در پی یکدیگر آمدن شب و روز از اوست، آیا تعقل نمی کنید؟» و نیز در آیه 5 سوره جاثیه: «در پی یکدیگر آمدن شب و روز، و روزیی (بارانی) که خداوند از آسمان فرو فرستاده است، و زمین را پس از پژمردنش بدان زنده داشته است و در گرداندن بادها مایه های عبرتی برای خردمندان هست» این آیات اشاره به بیوریتم در طبیعت و تعقل در آن می کند و در آیات فراوان دیگری اشاره به گردش خورشید و ماه، شب و روز و حیات مجدد گیاهان که همه را مایه های عبرت برای اندیشه وران می داند و با دقت در این پدیده وجود سیکل های بیوریتم را می توان درک کرد، در واقع خالق هستی وجود بیوریتم را در جهان هستی لازم دانسته و در هر گوشه ای آن را به شکلی خلق کرده است البته بهترین و کاملترین آفرینش خداوند انسان است که اشرف مخلوقات محسوب شده و کاملترین شکل های بیوریتم در جهت منافع او در وجود انسان خلق شده است که باعث تغییر حالات مختلف درون انسانها می گردد که حتی خدای متعال در آیه 19 سوره انشقاق: «سوگند که شما از حالی به حال دیگر درآیید» نیز اشاره به تغییرات و دگرگونی حالات مختلف در وجود انسان دارد که لازمه رشد و تکامل انسان و حکمت خداوند است زیرا انسان را کاملترین و بهترین مخلوق خود قرار داده و انسان در بهترین حالت ممکن خلق شده است و در آیه 4 سوره تین فرموده: «لَقَد خَلَقنَا الانسانَ فی اَحسنِ تقویم» «براستی که انسان را در بهترین قوام آفریده ایم». به هر حال پذیرفتن فلسفه بیوریتم با نشانه های موجود در طبیعت و دگرگونی حالات مختلف در درون خودمان کار زیاد مشکلی نیست اما شاید به این فکر بیفتیم که وجود بیوریتم چه فایده ای برای ما دارد؟ به هر حال هر پدیده ای که خداوند در وجود ما خلق کرده بی حکمت نیست و مطمئناً لازمه رشد و تکامل ما بوده است، در اینجا ما با مثال هایی ساده سعی در تشریح فواید بیوریتم داریم، کافیست یکبار دیگر بیوریتم را در خود بررسی کنیم ، تغییر حالات یا سطوح انرژیهای مختلف فیزیکی، احساسی و ادراکی در وجود ما که گاه این انرژیها زیاد و گاه کم می شوند چرا؟ قبل از آن به توضیح اصل جاری بودن بوعلی سینا می پردازیم: «آب چون بماند می گندد و زلال است تا روان است» و خود به تجربه دیده اید آبی که در برکه ای ساکن بماند به گنداب تبدیل می شود و اگر در جویباری جاری شود زلال خواهد شد، در واقع ما در تمام مسائل زندگی باید اصل جاری بودن را رعایت کنیم تا نگندیم. همیشه جاری باشیم و از بسته بودن بپرهیزیم مثلاً فردی که پولش را به جریان می اندازد و از آن می بخشد جریان برکت و فراوانی را به سوی خود جاری می کند و کسی که خساست و بسته بودن را پیشه می گیرد حالت فقر و نداری را تجربه می کند. کسی که از علمش به دیگران می آموزد دائماً صاحب دانش و کمالات جدیدتر می گردد، این مثال های ساده لزوم جاری بودن را به ما گوشزد می کند. حال که با مفهوم جاری بودن و لزوم آن آشنا شدید به مبحث بیوریتم در وجود انسان باز می گردیم. اگر ما وجود خودمان را مانند ظرفی از انرژی تصور کنیم که توسط خداوند انرژی فیزیکی، احساسی و ادراکی در وجود ما سرشار می شود، حال اگر این انرژی در وجود ما ثابت بماند حالت ماندگی، کهنگی و گندیده پیدا خواهد کرد باید اصل جاری بودن در ما شکل بگیرد تا جریان انرژی در ظرف وجودی ما جاری شود و ما سرشار از انرژی تازه و زلال و پاک شویم به همین جهت در ظرف وجودی ما دریچه هایی برای تخلیه انرژیها و نهایتاً جاری شدن آنها در وجود ما تعبیه شده است که با باز و بسته شدن این دریچه در ظرف انرژی ما تغییرات میزان انرژی صورت می گیرد ، مثلاً زمانی که دریچه بسته می شود سطح انرژی ما ماکزیمم و زمانی که دریچه کامل باز می شود سطح انرژی ما مینیموم است و این شاید مثال واضحی برای درک بهتر موضوع باشد و اگر به این مثال ساده توجه کنیم درمی یابیم که پرو خالی شدن سطوح انرژی در وجود ما به خاطر اصل جاری بودن جهت زلال و تازگی انرژی ما چیز خوبی است و نباید حالتی مثل کمبود انرژی را بد دانست ، در واقع این زمان جهت تخلیه شدن ظرف انرژی ما از انرژی کهنه و قدیمی و تمیز شدن ظرف انرژی ما و آماده شدن برای دریافت انرژی نو و جدید است . از دلایل مهم دیگر پر و خالی شدن انرژی در وجود ما (بیوریتم) جلوگیری از یکنواختی و روزمرگی ماست در واقع تا تاریکی نباشد ، جلوه روشنایی مهم شمرده نمی شود، تا کمبود نباشد ، فراوانی احساس نمی شود و یا اصلاً اگر حال بد نباشد حال خوب و شادی احساس نمی شود و یعنی اگر حال خوب و پرانرژی بودن دائمی شود مطمئناً قدر و درک طعم آن شناخته نمی شود و یک امر عادی و بی ارزش خواهد شد مسلماً خلقت هر پدیده ای در وجود هستی توسط خداوند بی حکمت نیست و اما شاید امروز ما حکمت آن را درک نمی کنیم!

* مثال هایی برای درک بهتر بیوریتم:

1- باطری: شما تصور کنید که باطری قابل شارژی در اختیار دارید ابتدا این باطری کاملاً پر و به شما انرژی و روشنایی می دهد پس از استفاده از قدرت آن کاسته شده و این مانند ناحیه مثبت بیوریتم شما می تواند باشد تا اینکه میزان انرژی آن به حد صفر می رسد در این لحظه شما هیچگونه روشنایی ندارید تا باطری زیر شارژ قرار گیرد این لحظه صفر و بی انرژی را روز بحرانی در بیوریتم شما گویند پس از قرار گرفتن باطری در حالت شارژ وجود روشنایی برای شما امکان پذیر شده و این مانند ناحیه منفی بیوریتم می باشد تا زمانیکه باطری کاملاً شارژ شود. نتیجه: در هر دو حالت شارژ و دِشارژ می توان روشنایی داشت ، اما زمان قبل از شارژ یا روز بحران هیچ انرژی وجود ندارد پس ما باید مراقب روزهای بحرانی باشیم.

2- چشمه آب در طول سال: اگر دقت کنید خواهید دید که چشمه های آب کوهساران در بهار پرآب هستند و در تابستان آرام آرام کم آب می شوند و در روزهای پایانی تابستان خشک می شوند و در فصل پائیز و زمستان با بارندگی سرشار از آب می شوند. بهار و تابستان چشمه همچون زمان مثبت منحنی بیوریتم در وجود ماست و روز پایانی تابستان که چشمه خشک می شود روز بحرانی در بیوریتم ما و پائیز و زمستان چشمه همچون زمان منفی منحنی بیوریتم ما جهت شارژ شدن می باشد. پس ما باید مراقب روز بحرانی یعنی روز آخر تابستان و روز خشک شدن چشمه باشیم.

 3- لذت بردن از فصل های سال : بعضی ها فقط فصل بهار و تابستان را خوب و زیبا می دانند و از آن لذت می برند و پائیز و زمستان را ناخوشایند می دانند در صورتی که اگر پائیز و زمستان نباشد فصل بهار و تابستان پربار نخواهند بود به هر حال اگر ما یک فرد آگاه باشیم از زیبایی و طراوت بهار حداکثر استفاده و لذت را برده و در تابستان با گردش و تفریح و شنا در آب لذت می بریم در پائیز از زیبایی برگ ریزان و خش خش برگ درختان زیر پاهایمان لذت خواهیم برد و در زمستان با لباس گرم از برف و یخبندان و برف بازی و اسکی لذت خواهیم برد. نتیجه اینکه یک فرد آگاه به فصل ها کلیه فصل ها را عالی و زیبا می داند و از همه آنها لذت می برد. کل نمودار بیوریتم ما مانند 4 فصل زیباست و نباید قسمت مثبت آن را فقط خوب و قسمت منفی آن را بد بدانیم. کافیست نگاه خودمان را تغییر داده و شرایط موجود سطوح انرژی را به همان میزانی که هستند بپذیریم و از تمام روزها و لحظه های زندگی خود لذت برده و هیچ گاه خود را محدود نکنیم.

 4- بهره وری کشاورز در طول سال : در فصل های موجود در طبیعت هر کدام ، میزان انرژی زمین ، آب و هوا برای کشاورزی تغییراتی وجود دارد که یک کشاورز باید در هر فصل و زمان مخصوص خودش مراحل کاشت ، داشت و برداشت را انجام دهد تا بتواند بهره وری بالایی داشته باشد. ما نیز به خاطر بیوریتم داخلی ، فصل های متفاوتی را در درون خود احساس می کنیم و چه خوب است که همچون کشاورز بهترین زمان کاشت ، داشت و برداشت را در وجود خودمان بدانیم تا بهره وری بالاتری پیدا کنیم در باب رسیدن به اهداف و آرزوها مناسب با فصل های درونی ما جهت بهره وری بالاتر در نقشه گنج درونی مان بیشتر دقت  وتامل کنیم وبرای  درک بهتر وضعیت بیوریتم های مختلفما ن از فصل های سال جهت درک و فهم بهتر و ساده تر سطوح انرژیکی استفاده کنیم و بدین شکل است که در فصل بهار و تابستان نمودار مثبت و پائیز و زمستان نمودار در منطقه منفی قرار دارد. در فصل زمستان و بهار، نمودار حالت رشد افزایشی دارد و در فصل تابستان و پائیز، نمودار حالت نزولی و رو به کاهش دارد.
+ نوشته شده در  ساعت 3:46 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

تغذیه وروان

تغذیه وروان

تصاویرشباهنگ Shabahangتصاویرشباهنگ Shabahang

غذاهای  تقویت کننده مغز :

بر طبق تحقیقات دانشگاه بوستون ، شاه توت به دلیل منابع سرشار آنتی اکسیدان موجود در آن ، خوراکی بسیار مقوی برای مغز می باشد . توت فرنگی نیز بر طبق تحقیقات دانشمندان نورولوژیست در دانشگاه مریلند ، باعث توان فکر و افزایش تمرکز ذهنی می شود.

 

رابطه تغذیه بااعصاب و روان :

 

امروزه ثابت شده که تغذیه تاثیر مهمی بر اعصاب و روان انسان دارد و تغذیه ناکافی و غلط می تواند آثار نامطلوبی بر اعصاب و روان انسان بگذارد و موجب افسردگی شدید و اختلالات عصبی جدی شود. در زیر به فاکتورهای غذایی که بر سلامت اعصاب و روان تاثیر می گدارند، اشاره مختصری می شود.

کربوهیدراتها یا مواد قندی نشاسته ای:

کمبود این گروه از مواد در اکثر رژیمهای لاغری اتفاق می افتد، به دلیل اینکه سلولهای عصبی انرژی مورد نیاز خود را صرفا از گلوکز تامین می کنند و گلوکز هم فرم ساده ای از کربوهیدرات است که قابل جذب در دستگاه گوارش  است .

چنانچه در برنامه غذایی روزانه کمبود شدید کربوهیدرات وجود داشته باشد سلولهای عصبی دچار کمبود انرژی شده و نمی توانند کار خود را انجام دهند. همچنین محدودیت شدید کربوهیدرات به مدت طولانی باعث پایین افتادن قند خون می شود که به این حالت هیپو کلسیمی می گویند و عوارض آن : خستگی ،بیماری ، بی حوصلگی ،اضطراب، کاهش قدرت یادگیری می باشد.

مواد پروتئینی :

کمبود شدید پروتئین موجب بروز عوارض فراوان می شود از جمله : خستگی ، بی حالی و سستی می باشد. مواد غذایی غنی از پروتئین عبارتند از : گوشت ، مرغ، ماهی ، تخم مرغ، لبنیات ،حبوبات ، مغزها( پسته ، بادام ، فندق ، گردو ، تخمه ) .

ویتامین ها :

ویتامین گروه  B  و  C  در سلامت سیستم عصبی تاثیر زیادی دارند.

ویتامین گروه B   ( B  کمپلکس ) .

در این گروه، ویتامین هایی که در سلامت اعصاب  موثرند وکمبود شان ایجاد عوارض عصبی می کند. عبارتند از : ویتامین  B1- B6- B12

مواد معدنی:

ید ، منیزیم ، آهن در سیستم عصبی بسیار موثرند.

تاثیر ید بر سیستم عصبی به قدری شدید است که چنانچه مادر در دوران بارداری کمبود ید داشته باشد نوزاد با عقب افتادگی ذهنی متولد می شود.

کمبود آهن چون باعث کم خونی می شود و خون لازم به سلولهای عصبی نمی رسد در نتیجه ایجاد خستگی ، بی حالی ، ضعف ، کاهش یادگیری و عصبانیت و بی اشتهایی می کند.

بهترین را برای اطمینان از تعادل و تنوع غذایی استفاده از چهار گروه اصلی غذایی است که شامل :

الف گروه نان و غلات   ب گروه میوه و سبزی ها  ج گروه شیر و لینیات   د- گروه گوشت ، حبوبات و تخم مرغ .

- گروه غذایی میوه وسبزی ها : برای مقاومت بدن در برابر عفونت ها ، ترمیم زخمها ، دید در تاریکی و سلامت پوست ضروری است .

- گروه لبنیات : برای استحکام استخوان ها ، دندان ها و رشد و سلامت پوست لازم است.

- گروه ویتامین ها : توصیه می شود بیشتر از گوشت سفید استفاده شود و پیش از پختن گوشت قرمز ، چربی هایی را که به چشم می خورد جدا کنید.

- گروه غلات : برای تامین انرژی ، رشد و سلامت دستگاه عصبی لازم است.

 

رابطه تغذیه با یادگیری و حافظه :

 

حافظه " نگهداری یا ذخیره سازی اطلاعات است ، با قدرت قابلیت دسترسی به همان صورتی که در وهله ی اول به ذهن سپرده شده است ."[3] " حافظه نوعی فعالیت ذهنی است که به ما امکان می دهد حالات خودآگاهی از قبیل لذات ، دردها ، تمایلات ، خواست ها ، احساسات ، دریافت های حسی ، اندیشه ها و قضاوت ها را حفظ کرده ، آن ها را مجددا" در ذهن خویش بازیابیم . حافظه امکان باز شناسی و مراجعه به گذشته را به ما می دهد. "

"برخورداری از سلامت جسمی پایه یک حافظه ی خوب است. ذهنی که درگیر بیماری های مختلف و ضعف عمومی است ، قادر به تمرکز نیست و نمی تواند توجه کافی به مطلب داشته باشد ، چرا که توانایی های آن بیش تر متوجه محافظت از خود می شود . مغز و سیستم عصبی باید به طور معمول ویتامین ها و مواد معدنی ، گلوکز و خون سالم را دریافت کنند و  از استراحت کافی برخوردار باشند، به طوری که بتوانند خود را برای ذخیره سازی اطلاعات و کسب نیروی تازه به منظور عملکرد بهتر آماده کنند. " [4]

در این ارتباط  ویتامین 1B ، به طور کلی مجموعه ویتامین های گروه  B ، همچنین D-A-C  نقشی بسیار مهم بر عهده دارند.

تغذیه در فراگیری نقش عمده ای دارد و خانواده ها در طول سال باید از تغذیه متنوع و متعادل برای فرزندان در حال رشد خود استفاده کنند. برای هر انسان٥٠ ماده حیاتی در روز نیاز است تا ضمن اینکه گرسنگی ظاهری را بر طرف کند ،  گرسنگی های سلولی نیز برطرف شود، گرسنگی های سلولی به ظاهر مشخص نمی شوند ، اما آثار آنها به صورتی کند پیش می رود و بر یادگیری نیز تاثیر گذاشته ، موجبات افت توان اندیشه و قدرت دفاعی و فراموشکاری را به وجود می آورد.

 

نخوردن صبحانه قدرت یادگیری را کم می کند:

 

الگوهای غلط تغذیه ای ضمن کاهش کارایی مغزی می تواند افت تحصیلی را به دنبال داشته باشد. یکی از عادات غلط غذایی که والدین نیز در شکل گیری آن دخیل هستند حذف وعده صبحانه از رژیم غذایی کودکان است . عمدتا کودکانی که صبحانه صرف نمی کنند قدرت یادگیری و یادآوری ضعیف تری نسبت به سایر کودکان دارند. افت قند خون ناشی از عدم مصرف صبحانه قبل از هر چیز بر کارایی مغز تاثیر سوء می گذارد.

کودکانی که صبحانه نمی خورند تمایل بیشتری به استفاده از خوراکی های کم ارزش مثل شکلات ، پفک و چیپس دارند و مصرف این خوراکی ها موجب از دست رفتن اشتهای آنها برای صرف ناهار و بروز چاقی ظاهری می شود.

+ نوشته شده در  ساعت 3:3 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

رابطه گروه خونی وشخصیت

        

خون، رمز سلامت و تندرستی است، خون به تمام سلول های بدن، اعضاء و اندام ها غذا می رساند. خون وسیله دفاعی بسیار ارزشمند در برابر هجوم میکروب ها به بدن است. خون نمایشگر و نشان دهنده وضعیت درونی ماست. وقتی انسان به بیماری ای دچار می شود در خون تغییرات زیادی ظاهر می شود و پزشکان با آزمایش خون و یافتن این تغییرات به میکروبی که انسان را مورد حمله قرار داده است پی می برند. یعنی از طریق خون و آزمایش آن می توان دریافت که بدن سالم است یا نه!

شاید باور نکنید که شخصیت افراد به گروه خونی آنها بستگی داشته باشد. اصولا افراد هر گروه خونی دارای خوی، عادت، رفتار، کردار و شخصیت خاص خود هستند. به نظر می رسد که در طی اعصار به تدریج این حالات و عوامل مربوط به ساختمان درونی و فکری انسان در ژن های بدن ذخیره شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. در تاریخ پزشکی آمده است فرزندانی که به محض تولد از مادر خود جدا شده و به نقاط دوردستی برده شده اند ولی بعد از سی یا چهل سال این مادر و فرزند در کنار هم قرار گرفته اند، ملاحظه شده که بسیاری از صفات از مادر به فرزند منتقل شده و تعداد زیادی از خصایص مربوط به شخصیت مادر در فرزند خودنمایی می کرده است. یعنی محیط نتوانسته است این خصوصیات را در فرزند تغییر دهد. آنچه مسلم است گروه خونی، در ساخت شخصیت ما نقش بسیار موثری دارد و این مسئله برای دانشمندان و محققین روشن شده است.

ویژگیهای شخصیتی گروه خونی A :
از خواص مهم افراد گروه خونی A آن است که از خوردن سبزی لذت می برند و دارای دستگاه هاضمه بسیار ظریفی می باشند. سیستم دفاعی آنان با جایی که در آن زندگی می کنند خوب همسانی پیدا می کند. در برابر حوادث روحی مثل استرس ها و ناراحتی های فکری با آرام کردن درون خود خوب مقاومت می نمایند و افرادی فعال و سازنده به شمار می روند. افراد این گروه در معرض ابتلا به استرس ها قرار دارند و بهترین راه درمان استرس در افراد این گروه استفاده از ورزش یوگا است. به طور کلی ورزش های سبک برای افراد این گروه بسیار مفید است. افراد این گروه به خوبی می توانند در جوامع پر جمعیت و بزرگ زندگی کنند و به طور کلی آنها افرادی هستند که تابع قانون، منظم و شایسته هستند. احترام دیگران را رعایت می کنند و از خود خاطره خوبی در سایر افراد باقی می گذارند. نخستین افراد این گروه از بدو پیدایش انسان در کره زمین افرادی باهوش، حساس و باشوق بودند و قادر بودند با حوادث محیط خود مبارزه کنند. این افراد می توانند در مواقع حساس به خوبی تصمیم بگیرند و خوب و صحیح عمل کنند. همچنین آنها قادرند که در مواقع سخت، اضطراب و هیجان خود را به خوبی کنترل کنند. اما وقتی هیجان و ناراحتی آنها از حدی فراتر رود این افراد منفجر می شوند. افراد این گروه نمی توانند برای کارهایی که به مدیریت دقیق نیاز دارد نامزدهای مناسبی باشند در حالی که افراد گروه O دارای این صلاحیت می باشند.

ویژگیهای شخصیتی گروه خونی B :
افراد گروه B در برابر برخورد با حوادث می توانند بلافاصله تغییر وضع داده و خود را با شرایط زمان و مکان هم آهنگ کنند. این سخن به آن معنا نیست که در فکر خود پابرجا نیستند بلکه منظور آن است که می توانند با هر تغییری هماهنگ شده و خود را از برخورد با مشکلات در امان نگه دارند. افراد گروه B قادرند در مقابل بسیاری از بیماری های شایع مقاومت و پایداری کنند. حتی اگر بیماری های قلبی و سرطانی هم بگیرند باز هم عمر بیشتری می توانند داشته باشند. این افراد در مقابل بیماری ها مقاومت بیشتری نشان می دهند و کمتر از سایر گروه ها بیمار می شوند. کارهای روزمره را با نهایت دقت و نظم انجام می دهند. بهره وری از ورزش و خوردن غذای فراوان برایشان مفید است. شرایط زندگی برای این افراد راحت تر است. کمتر دچار برخوردهای ناراحت کننده می شوند. به خوبی می توانند نظرات دیگران را درک کنند. 30 تا 40 درصد از میلیونرها دارای گروه خونی B هستند. بسیاری از مدیران و اشخاص سطح بالا در جهان گروه خونی B دارند. افراد این گروه دارای تعادل چشمگیر و هماهنگی اعمال بدن هستند. انرژی های مختلفی که در بدن آنها وجود دارد موافق و موازی هم می باشند و به همین جهت این افراد کمتر دچار بیماری می شوند. خواص گروه خونی B داشتن زندگی منظم و آرام است.

ویژگیهای شخصیتی گروه خونی AB :
وجه مشخصه این گروه همراه شدن خواص گروه A وB با هم است. قابلیت تغییر شرایط بدنی با تغییر یافتن عوامل خارجی را داشته، دستگاه هاضمه حساس و ضعیفی دارند. سیستم دفاعی آنها مقاومت کمی دارد و می توانند با استفاده از ورزش به استرس ها و ناراحتی های محیطی پاسخ دهند. خلاقیت در این افراد وجود دارد. آنها در همان مراحل اولیه استرس به آن جواب می دهند و آن را از سر می گذرانند. در افراد این گروه عشق به معنای واقعی وجود دارد. این افراد، مهربان خوش خلق، خلاق و آرام هستند. میل به نصیحت کردن و راهنمایی مردم در آنها زیاد است و بسیاری از آنها هر کاری که از دستشان برمی آید برای کمک به دیگران انجام می دهند. سیستم دفاعی آنها ضعیف بوده و در برابر میکروب ها و ویروس ها از خود مقاومت زیادی بروز نمی دهند. افراد گروه AB به خاطر حسن نیت فراوان و خوش قلبی، همیشه خیر و خوبی مردم را می خواهند و همه را به صلح و آرامش دعوت می کنند. بسیاری از درمانگرها و کسانی که روی انرژی درمانی کار می کنند دارای گروه خونی AB می باشند.

ویژگیهای شخصیتی گروه خونی O :
افراد این گروه دارای ژنی در بدن هستند که به آنها قدرت تحمل مصائب، اعتماد به نفس، شهامت و خوش بینی می بخشد. افراد این گروه خود را باور دارند و به خود اهمیت فراوان می دهند. علت این امر آن است که گروه O قدیمی ترین گروه خونی افراد جهان است و اجداد این گروه به ورزش، شکار، حمله به حیوانات و مقاومت در برابر مشکلات عادت داشته اند و این عادت به افراد بعدی این گروه منتقل شده است. به هر حال افراد این گروه خونی، افرادی مصمم، کوشا، جدی، قاطع و پابرجا هستند. رک و صریح نظراتشان را بیان می کنند. می توانند از جزئیات براحتی صرفه نظر کنند. غالباً از رهبری کردن خوششان می آید و معمولاً از قدرت تمرکز خوبی برخوردارند. و اگر تحقیق کنید خواهید دید که بسیاری از سیاستمداران فعلی جهان در گروه خونی O قرار دارند.

+ نوشته شده در  ساعت 1:40 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

از حال بد به حال خوب(2)

گل


اگر شما هم پوينده اين راه هستيد، لازمست كه از ذهنتان دريچه تازه‌اي به روي "حقايق" بگشاييد. عادات بد گذشته را كنار گذاشته و ديگر با افرادي كه خودشان را سخت به اين دنياي تاريك و كابوس مانند وابسته كرده‌اند، نشست و برخاست نكنيد. امواج منفي و بازدارنده از پيشرفت و تلاش در همه حال خطرناكند.
براي اين كه راحتتر از پلكان بالا رويد، روش‌ها و ترفندهاي متعددي هستند كه بنا بر حال و موقعيتتان مي‌توانيد از آن‌ها استفاده نماييد. پياده‌روي و نرمش در فضاي باز خيلي مفيد و كمك‌كننده است. شنيدن موسيقي‌هاي مورد علاقه هم روش خوب ديگريست. اگر همواره خواسته‌ايد هنري ياد بگيريد يا در كلاس‌هاي ورزشي حاضر شويد ولي حوصله نكرده‌ايد، الان فرصت خوبيست. ساعاتي را با خودتان خلوت كنيد و اين معاني و نظام فكري جديد را كاملاً درك نموده به درستي‌اش ايمان بياوريد. ممكن است به خاطر همين حس‌هاي منفي و اعتماد به نفس پايين‌ يا ترس، كارهاي مورد علاقه‌تان را نيمه تمام راه كرده‌ايد. اين پروژه‌هاي ناتمام و فرصت‌هاي رشد و بالندگي را دريابيد. پيروزي در اين موقعيت‌ها، اعتماد به نفس شما را افزايش خواهد داد. كودكان بسيار جالب توجه‌اند. چشمان، خنده و چهره زيبايشان همگي معاني حقيقي زندگي را نشان مي‌دهند. نشاط، كنجكاوي و مثبت‌انديشي و محبت و دوستي، به وضوح در رفتارهاي آنها ديده مي‌شود. با افراد موفق، خوش‌بين و پويا رابطه برقرار نماييد. امواج و انرژي‌هاي مثبت در هر حالي مفيد و ارزشمندند و هرگز ايمان راستين به خداوند را از ياد نبريد. هر انساني هر قدر قوي، با اعتماد به نفس، مثبت‌انديش و با انگيزه، به هر حال با دشواري‌هاي پيچيده و گاه طاقت‌فرسا مواجه خواهد شد. او نيز ممكن است نااميد و دلسرد شود وتصميم بگيرد كه از ادامه راه منصرف شود. در اين حال ايمان به نيروي برتر و نامتناهي الهي است كه به او انگيزه‌اي قوي‌تر مي‌دهد تا هر قدر كه مي‌تواند پيش رود.
كارهاي بسياري هستند كه به بالا بردن خلق و روحيه شما كمك مي‌كنند. به عبارتي براي ماندن در آن زيرزمين هيچ عذري پذيرفته نيست. البته در يك حالت تفاوت دارد و آن زمانيست كه شما "آگاهانه" و با علم به حقايق، دروغ‌ها و اوهام سياه و تلخ و كابوس آن‌ها را بپذيريد و رخوت و گوشه‌گيري و انزوا را ترجيح دهيد. اشخاصي اين چنين باور مي‌كنند كه زيرزمين تنها اتاق يك خانه است.
شما مي‌توانيد انتخاب كنيد،‌يك زندگي مفيد، پرتلاش، سرزنده و اميدوارانه كه ايمان به خدا نقشي ويژه در آن دارد يا زنده بودني همراه با افسردگي و نااميدي كه ترس و خشم و اضطراب قرين آنست.
بالا رفتن از اين پلكان براي همه آزاد است و هرگز كسي را از پيمودنش منع نكرده‌اند. به همين دليل زندگي در زير زمين هيچ توجيهي ندارد.
لازم به ذكر است كه حتي شخصي كه بنابر معيارهاي روانپزشكي به بيماري افسردگي (Depression) مبتلاست هم مي‌تواند از اين پلكان بالا رود. او با مراجعه به پزشك، مصرف منظم داروها، تحمل عوارض آن‌ها و به پايان رساندن دوره درمان، قادر خواهد بود از بند بيماري‌رهايي يابد. روي ديگر سكه اينست كه همين شخص به مشكل روانش بي‌اعتنايي كند، به روانپزشك مراجعه نكند يا در صورت مراجعه داروها را مرتب نخورد يا بدون اجازه پزشك قطع كند. در اين صورت است كه او در زيرزمين اندوه و افسردگي مزمن زنداني خواهد شد و همه زندگيش رنگي از نااميدي و بدبيني خواهد گرفت. علاوه بر اين اطرافيانش هم عذاب مي‌كشند و ممكن است او را طرد كنند كه در اين نقطه عواقب وخيمي در انتظارش خواهند بود.
"حال بد" آسان و خود به خود به "حال خوب" مبدل نخواهد شد.
مجري اين تغييرات، كسي جز خود فرد نيست. بايد هر كاري كه مي‌دانيد شادتان خواهد كرد، انجام داده سعي در تداوم آن و يافتن روش‌هاي جديد "شادي آفرين" باشيد. هر روز حداقل چند تا ازآنها را انجام دهيد و دلهره به خود راه ندهيد. هيچ كس نمي‌تواند جلويتان را بگيرد.
ممكن است شما هم از آن كساني باشيد كه به افسردگي (Depression) مبتلايند. احتمالاً در ابتداي درمان حال و روزتان مساعد نبوده، فكر مي‌كرديد كه هرگز خوب نخواهيد شد ولي همت كرده‌ايد و توصيه‌هاي پزشك را مورد توجه قرار داده داروها را منظم مصرف كرده‌ايد. چندي بعد و اندك اندك داروها اثرشان را نشان داده‌اند و شما هم باور كرده‌ايد كه روزي به همان حال و گذشته سالم و با نشاط برخواهيد گشت. در اين نقطه است كه "بايد خودتان به خودتان كمك كنيد". از سر گرفتن تدريجي فعاليت‌هاي گذشته، نرمش‌هاي سبك، معاشرت با دوستان و همكاري با اعضاي خانواده و صبر و حوصله در اين راه، اموري هستند كه به بالا رفتن از پلكان خروجي زيرزمين به كمكتان خواهند آمد.
در آخر بايد گفت كه نيروي لازم براي تحمل بار سنگين سقف كوتاه زير زمين "حال بد"، كمتر از توان مورد نياز صعود از پلكان "حال خوب" نيست. انرژي و توان لازم براي هر دوي اين كارها يكسان است ولي نتايج بسيار متفاوت. در حالت اول اصلاً و به واقع "كار" انجام نمي‌شود. بار سنگين روي شانه‌هاي "ساكن" زيرزمين فشار آورده مرتب سنگين‌تر مي‌شود و او مدام ناتوان‌تر. بالا رفتن از پلكان خروج حالت ديگريست كه شخص را "پويا" و نيرومند كرده او را به يك طبقه بالاتر مي‌رساند.
اگر همان زير زمين تاريك و بي‌روزنه را بپذيريد و نااميدي و دردهاي مزمن و ترس ودلهره‌هاي همراهش را حقايق زندگي بدانيد، به تدريج نابود خواهيد شد. در عوض صعود از پلكان تغيير نگرش‌ها، نظام فكري و عادات و رفتارها ضامن شادي ناب و اصلي است كه آرامش و شور و شوق زندگي را به شما، خانواده و دوستانتان هديه خواهد كرد. منتظر نباشيد تا تغيير كنيد. بلند شويد و شروع كنيد. تغيير از "حال بد" به "حال خوب" به خودي خود روي نمي‌دهد. زحمت دارد.

+ نوشته شده در  ساعت 4:13 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

توپهای گلف زندگی را مشخص کنید.

       

                                     توپهای گلف زندگی را مشخص کنید.

استاد مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء را روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ سس مایونز رو برداشت و شروع به پرکردن آن با چند توپ گلف کرد. بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟و همه موافقت کردند.

سپس استاد ظرفی از سنگ ریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ و سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره استاد ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگر پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".
بعد استاد دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. و گفت: "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، استاد گفت: " حالا من می خواهم که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپ های گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند. خدای تان، خانواده تان، فرزندان تان، سلامتی تان، دوستان تان و مهمترین علایق تان، چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی این ها بمانند، باز زندگی تان پا برجا خواهد بود.
سنگ ریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشين تان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند، مسایل خیلی ساده.
استاد ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگ ریزه ها و توپ های گلف باقی نمی ماند، درست عین زندگی تان. اگر شما همه زمان و انرژی خود را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنید، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودن تان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندان تان بازی کنین، زمانی رو برای كنترل سلامتي تان بذارین. با دوستان و اطرافیان تان به بیرون بروید و با اون ها خوش بگذرونین.
همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابی ها هست. اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند.
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
استاد لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای صرف يك فنجان قهوه با یک دوست هست! "

+ نوشته شده در  ساعت 4:27 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

مفهوم انگیزش وغریزه مرگ وزندگی از نظرفروید

                                

Happy family

به اعتقاد فروید که او بنیانگزار مکتب روانکاوی بود انگیزش توسط نیروهای فیزیولوژیکی تنظیم می شود. از نظر وی بدن انسان یک سیستم انرژی پیچیده است که برای افزایش و کاهش دادن انرژی اش در رفتار سازمان یافته است. مثلا با خوردن و نفس کشیدن بدن انرژی جسمانی اش را افزایش می دهد، با کار کردن و بازی آن را کاهش می دهد. به علاوه بدن انرژی روانی (ذهنی) را نیز تنظیم می کند. ذهن برای انجام کارکردهایش (تفکر ، یادآوری و غیره) به انرژی روانی نیاز دارد و انرژی روانی خود را از انرژی جسمانی بدن بدست می آورد. بنابراین در نظر فروید نیروهای بدنی انرژی جسمانی و روانی هر دو را فراهم می آورد.

● غریزه در نظریه فروید

غریزه نیروی محرک اصلی برای انرژی جسمانی و روانی در نظریه انگیزش فروید است. غریزه نیرویی با منشا زیستی است که از درون ارگانیزم سرچشمه می گیرد و به ذهن رسوخ می کند. بنابراین کل انگیزش از هسته نیازهای بدنی غریزی ناشی می شود. لازم است دقیقا روشن شود که منظور فروید از اصطلاح غریزه که به زبان آلمانی Trieb است، چیست. شاید یک نیاز اصطلاح بهتری به جای غریزه باشد. بنابراین غریزه صرفا به معنی محرکی با منشا فیزیولوژیکی است، نیرویی است که از کمبود در اندام بدنی ناشی می شود و به صورت بالقوه یک حالت روانی را فعال می سازد.

برای فروید به همان تعداد که نیازهای جسمانی مختلف وجود دارند غرایز متعددی موجود هستند که قادرند بر ذهن تاثیر بگذارند. برخی از نیازهای بدنی آشکارتر نیازهای غذا ، آب و خواب هستند. ولی فروید نیازهای مختلف بسیار زیاد بدنی دیگری را نیز شناسایی کرد. وی به جای اینکه غرایز جسمانی را طبقه بندی نموده و فهرستی از آنها تهیه کند دو طبقه کلی را مورد تاکید قرار داد، غرایز زندگی و غرایز مرگ.

● غریزه زندگی در نظام انگیزشی فروید

اولین طبقه غرایز یعنی اروس که غرایز زندگی هستند ساده تر از غرایز دیگر توصیف شده اند. اروس زندگی را حفظ می کند و بقای فردی و اجتماعی را تضمین می کند. بنابراین غرایزی که مربوط به غذا ، آب ، هوا ، خواب ، تنظیم درجه حرارت ، تسکین درد و نظیر آن هستند همگی به زندگی و بقای فرد کمک می کنند. غرایز مربوط به میل جنسی ، مهرورزی و پیوند جویی به زندگی و بقای گونه کمک کرده بر تولید مثل تاکید دارند که فروید آن را از چارلز داروین اقتباس کرد.

● تاناتوس یا غریزه مرگ در نظام انگیزی فروید

غرایز مرگ فرد را به سوی استراحت و صرفه جویی انرژی و به سمت آرامش جسمانی ثابت می کشانند. آرامش کامل و نه عدم تعادل یا اختلال جسمانی فقط می تواند از طریق استراحت کامل بدست آید که همان مرگ است. فروید هنگام بحث درباره غرایز مرگ بیشتر بر پرخاشگری تاکید داشت. پرخاشگری بخصوص فرد را وادار به نابود ساختن و کشتن می کند و در هشیاری به صورت تمایل به انجام چنین کاری نمایان می شود.

این سائق های غریزی با منشا جسمانی انرژی برانگیزنده رفتار را فراهم می کنند ولی تجربه و نه خود سائق ها ساختاری را فراهم می آورد که انرژیهایی چون پرخاشگری را به شیوه های مناسب اجتماعی و سازگارانه هدایت می کند. بنابراین سائق های غریزی برای رفتار انرژی فر اهم می کنند در حالی که شخصیت به آن جهت می دهد.

● انگیزش ناهشیار در دیدگاه فروید

تقسیم بندی زندگی روانی به هشیار و ناهشیار فرضی بنیادی است که روان کاوی بر آن قرار دارد. فروید این نظر را که هشیاری اساس زندگی روانی است رد کرد و از این رو شخصیت انسان را به سه بخش تقسیبم نمود: هشیار ، نیمه شیار و ناهشیار. هشیاری تمام افکار ، احساسها ، خاطره ها و تجربه هایی را که شخص در هر لحظه معین از آن آگاه است شامل می شود. محتوای هشیاری شامل هر چیزی است که مورد توجه فوری شخص قرار گرفته و از نظر انگیزش نسبتا بی اهمیت است. نیمه هشیار تمام افکار ، احساسها که در لحظه خاص در هشیاری موجود نیستند ولی با تلاش جزئی می توانند وارد هشیاری شوند انبار می کند.

مثلا شما درباره اسامی افرادی که در اتاق هستند آگاهید ولی فعلا درباره آنها فکر نمی کنید. گسترده ترین و مهمترین مولفه انگیزشی شخصیت انسان از دیدگاه فروید ناهشیار است. ناهشیار مخزن غیر قابل مشاهده تکانه های غریزی ، تجربه های سرکوب شده، خاطرات کودکی و امیال نیرومند ولی ارضا نشده است. این مخزن روانی غرایز و تکانه ها برای درک نقطه نظر روان کاوی پویایی انگیزش انسان اساسی است. از دیدگاه فروید با تحلیل رویا ، آزمونهای فرافکن ، خطاها و لغزشهای زبانی ، هیپنوتیزم و شوخی می توان به محتوای ناهشیاری دست یافت.

+ نوشته شده در  ساعت 2:30 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

رنگ درمانی

               
نور خورشيد شامل طيف وسيعي از نورهاي مرئي (قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي، بنفش و طيفي از رنگ قرمز)، اشعه مادون قرمز و اشعه ماورا» بنفش - که قابل رويت نيستند - مي باشد. اين طيف وسيع نورها عموما براي درمان بيماري ها و دردهاي فيزيکي و رواني مورد استفاده قرار مي گيرند. 
رنگ درماني به شيوه هاي زير صورت مي گيرد: نمايش طيف هاي رنگي، استعمال روغن هاي رنگي اشباع شده به هنگام ماساژ بدن، تصور و تجسم کردن تصاوير و رنگ ها و حتي مصرف مواد اوليه رنگي در غذاها. 
رنگ ها نقش بسيار مهمي در سلامتي و تندرستي ما دارند. در مصر باستان در معبد بعلبک بيماران در اتاق هايي مخصوص تحت درمان قرار مي گرفتند. ويژگي  اين اتاق ها در تفکيک کردن و تجزيه کردن پرتوهاي خورشيد به طيف هاي رنگي بود. در شهر قديمي بابل  Garbens Hanging  مردم به سياحت و تفريح مي پرداختند و علت آن بهره مندي از خاصيت شفابخشي رنگ ها در گياهان خوش رنگ و خوش بوي موجود در شهر بود. در هندوستان نيز طبيبان آيورودا که از قديمي ترين روش ها، براي درمان بيماران خود استفاده مي کردند، معتقد بودند تعدادي از رنگ ها با هر يک از هفت چاکراي بدن در ارتباط هستند که هر يک از اين چاکراها، مرکز انرژي و نماينده يک عضو و يک جنبه از روح انسان است. امروزه، همين شيوه براي درمان بسياري از مشکلات فيزيکي و رواني به کار مي رود. 
اين قضيه مختص به اواخر قرن 17 نيست. بلکه در عصر مدرن نيز، فيلسوف و رياضي دان معروف انگليسي، نيوتن آزمايشاتي را برروي نور و منشور انجام داد و به اين نتيجه رسيد که نور در حقيقت ترکيبي از طيف ها با رنگ هاي مختلف است. 
در قرون گذشته طبيبان از رنگ ها براي درمان بيماري هاي رواني و روحي، همچنين مرض آبله و رفع اثرات باقي  مانده از آن، استفاده مي کردند. تاثيرات مثبت رنگ ها بر درمان بيماران تا سال 1878 نامعلوم بود، تا دکتر ادوين دي بابيت   (Baddit.b Ebwin)   کتابي با عنوان قوانين نور و رنگ منتشر کرد. وي در اين کتاب توصيفي از رنگ درماني (رنگينه   درماني) ارائه داد و از آن به عنوان شيوه اي موثر در شفابخشي انواع دردها، سوختگي ها، تحريکات عصبي، تشنج ها و... يادکرد. 
البته عمده ترين مباحث در رنگ درماني توسط دکتر  Ghabiali .p Dinsha   دکتري هندي الاصل و تبعه آمريکا ارائه شد. وي سال هاي متمادي به تحقيق در خصوص رنگ ها و نشانه هاي آنها بر امراض مختلف پرداخت و از نظريات  Baddit  نيز بهره برد. درسال 1920 وي سيستمي را معرفي کرد که شامل جعبه و لامپي با نام  Chrome-Spetro  بود. تاثيرات اين جعبه جادويي خيلي زود منتشر شد و از آن براي درمان بيماري هايي مثل سل، سوزاک و ديابت استفاده مي کردند. هر چند که دکتر  Dinsha  زمان بسياري را صرف دفاع از پروژه خود در مقابل بسياري از پزشکان و دادگاه عصر خود کرد، اما مورد قبول واقع نشد. اما امروزه تلاش هاي دکتر  Dinsha  الهام بخش پزشکاني است که امروز رنگ درماني را جايگزين درمان هاي ديگر کرده اند.
در سال 1947 روانشناسي از سوئيس به نام دکتر  Maxluscher  پروژه  اي با نام تست رنگ ارائه داد، که امروزه توسط تعداد زيادي از روانشناسان مورد استفاده قرار مي گيرد. اين تست شامل 43 رنگ از 73 رنگ گزينش شده بود. بيمار با مشاهده رنگ ها، تعدادي را انتخاب مي کند و تعدادي را حذف مي کند، درمانگر با بررسي رنگ هاي انتخاب شده، نظريه خود را در خصوص درمان شخص اعلام مي کند. براي مثال، اگر بيمار رنگ هاي تيره را انتخاب کرده باشد به او پيشنهاد مي کند، زمان بيشتري را صرف استراحت و تخليه استرس ها کند. در همين سال ها بود، که محققي روسي با نام  skrakov.V  آزمايشاتي را براي جداسازي طول موج هاي مختلف در پرتوها انجام داد، تا تاثيرات اين طيف هاي تفکيک شده را بر سيستم عصبي مشاهده کند. وي در تحقيقاتش مشاهده کرد، نور قرمز باعث تحريک غده هاي فوق کليوي و افزايش ضربان قلب و افزايش فشارخون مي شود. وي همچنين تحقيقاتي را در مورد درمان دردهاي عصبي و تنظيم خواب و اختلالات هورموني انجام داد. 
رنگ، يکي از اجزاي نور است، که شامل طول موج هاي مختلفي از انرژي است. وقتي نور روي سلول هاي گيرنده  نور در شبکيه چشم قرار مي گيرد، به تکانه هاي الکتريکي تبديل مي شود و به سمت مغز حرکت مي کند و باعث رها شدن هورمون ها مي شود. 
در نظر بگيريد که در فصول سرما مثل زمستان خصوصا در نواحي شمال به دليل کاهش تابش خورشيد، جذب کمتري از پرتوها صورت مي گيرد. در اين فصول درصد زيادي از مردم دچار بي حوصلگي و افسردگي مي شوند، چرا که کمتر در معرض تابش نور خورشيد قرار مي گيرند. نور خورشيد به تنظيم ترشحات ملاتونين و افزايش سروتونين در مغز کمک مي کند و در بهبود افسردگي و بي حوصلگي موثر است. استدلال رنگ درمان ها اين است که اگر نور خورشيد، تاثيرات عميق و ژرفي در سلامتي دارد، پس به همان اندازه اجزاي تفکيک شده اش که شامل پرتوها و طيف هاي رنگي مي شوند، مفيد و براي سلامتي و تندرستي ضروري اند. 
رنگ درمان از تکنيک هاي مختلفي بهره مي گيرد. تاباندن اشعه ها از طريق فيلترهاي مخصوص روي بدن بيمار، يا تاباندن پرتوهاي رنگي خيلي ضعيف و ملايم، به داخل چشم بيمار، برخي از اين تکنيک ها هستند. گاهي تشخيص درمانگر در استفاده از پارچه هاي رنگي در پوشش بيمار است. 
تشخيص بيماري و روش درمان آن، مستلزم نشست هاي متعدد بين بيمار و پزشک است. برخي از درمان ها به حدي ساده هستند که حتي در منزل نيز امکان اجراي آن وجود دارد و درمانگر توصيه مي کند که آن را چندين بار، به طور منظم در منزل اجرا کند. اين موارد شامل پوشيدن لباس هاي رنگي، مصرف غذاهاي رنگي، تجسم تصاوير رنگي و نشستن ، مقابل اشعه هاي فيلتر شده نور، براي مدت زماني معين است. تجسم کردن رنگ ها و تصاوير رنگي و حمام نور باعث آرامش و ريلکسي مي شود. 
هنگامي که صحبت از بيماري هاي جدي و سختي مثل ايدز، آسم، ديابت و سرطان مي شود، پزشکان و درمانگران رنگ درمان، استفاده از روش ها و داروهاي قراردادي که براي درمان اين بيماري ها توسط متخصصين مربوطه تجويز مي شود را توصيه مي کنند و معتقدند هيچ دارو و درماني نبايد جايگزين تجويز پزشک متخصص شود.  پزشکان در زمينه پرتوهاي رنگي اثرات بسيار مفيد و ماندگاري را در درمان افسردگي و بي حوصلگي يافتند. مشاهدات آنها نشان مي دهد که تاثير پرتوها بر تسکين دردهاي عصبي، تنظيم ساعات خواب و اختلالات ناشي از افسردگي بسيار وسيع و قابل تامل است. 
هشدارها 
از جايگزين کردن رنگ درماني به جاي شيوه هاي درماني که متخصص براي بيماري هاي خاص و سخت توصيه کرده، پرهيز کنيد. اگر از بيماري صرع رنج مي بريد، به هنگام استفاده از پرتوها (خصوصا هنگام فلش زدن) محتاط باشيد. اگر از رنگ درماني بهره مي بريد از خيره شدن به منبع نور خودداري کنيد (بهتر است به جسمي که توسط پرتوها روشن شده نگاه کنيد). اگر از نسخه پزشکي استفاده مي کنيد، حتما هشدارها و اخطارهايي را که براي مصرف هر دارو ذکر شده، مطالعه کنيد و از اين که نور براي شما ايجاد حساسيت نمي کند مطمئن شويد
+ نوشته شده در  ساعت 8:43 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

هاله بدن

           

کسانی که نمیدونند هاله چیه اول مختصری درباره اش توضیح می دهم و بعد میرویم سراغ فرمول بدست آوردن رنگ هاله هر شخص !


هر انسانی دارای تشعشعاتی است که به صورت یک هاله دور بدن فرد رو احاطه کرده که این تشعشعات یا انرژی در حقیقت نیروی حیات شخصه . در انرژی درمانی هم از همین انرژی ها استفاده می شود ! به بیان دیگه روح انسان یک چیز غیر مادی است  و بدن انسان مادی ؟ و برای اینکه روح که غیر مادی است بتواند در درون جسم انسان که مادی است قرار بگیرد باید یک چیزی که نه مادی باشه و نه جسم بین این دو ارتباط برقرار کنه !! که اون همین هاله اطراف جسم ماست !!!نکته: ((البته از نظر بنده باز نباید به این قبیل فرمولها وتفاسیر متفاوت اتکا کردچون تفاسیر ونقطه نظرات صاحب نظران متفاوت است واگر کسی می خواهد روی هاله بدن خود وانرژی های نهفته وجودی اش کار کند بهتر است با یک صاحب نظر مشورت کند.))

هاله رنگهای متفاوتی دارد که نشان دهنده شخصیت و طرز فکر و .... است که البته با هر احساسی از قبیل ناراحتی یا شادی و ... این رنگ تغیر می کنه ولی پس از آرامش به رنگ اصلی خودش بر می گردد.
و اما روش بدست آوردن رنگ هاله :
عدد روز تولد را با عدد ماه تولد جمع کنید مجموع آن را به عدد کامل سال تولد اضافه کنید

مثال فرض کنید شما روز 28/بهمن 1363 متولد شدید 28+11=39این عدد را با 1363 که جمع کنید1402 بدست میآید حالا رقمهای این عدد رو با هم جمع کنید در این مثال عدد 7 بدست میآد که مربوط به رنگ بنفش است

(روش دوم=28+11=39--1363=39+49=12+13

(9+3=12و(4+9=13درنتیجه1+3+1+2=7(البته روش دوم دقیقتر است)اما شما اگر دو روش را رفتید ودو جواب متناقض بدست آمد بسته به شرایط روحی شما جواب اصلی ونزدیک را قبول کنید.

نکته۱ : اگر تمام کارهای گفته شده رو کردید و عدد بدست آمده عددی دو رقمی به غیر از اعداد زیر شد باید دوباره اعداد داخل همون عدد رو با هم جمع کنید ! برای مثال اگر بعد از جمع کردن روز و ماه و سال تولد با هم عدد بدست آمده ۱۴ شد باید ۴ و ۱ را با هم جمع کنید که نتیجه ۵ میشه و رنگ آبی بدست میاد !!

نکته ۲ : اگر شما خود را با تاریخ تولد شمسی میشناسید باید این فرمول رو با تاریخ شمسی حساب کنید ! و اگر شما خود را با تاریخ میلادی میشناسید (( میخوایید رنگ هاله یک فرد خارجی را بدست بیارید )) باید این فرمول رو با همون تاریخ میلادی حساب کنید !! و جالبی این فرمول همینه !! یعنی اگه تاریخ شمسی رو به میلادی و تاریخ میلادی رو به شمسی تبدیل کنید جواب اشتباه بدست میاد !!
به هرحال اینم یکی از عجایب روزگار می باشدکه ما چیز زیادی درباره اش نمیدانیم ولی خوب دانشمندان با تحقیقات زیاد به این نتایج دست

پیدا کرده اند !!

اینم جواب فرمول !! :

1 : قرمز
2 : نارنجی
3 : زرد
4 : سبز

5 : آبی

6 : نیلی

7 :بنفش
8 : صورتی

9 : برنز
11 :نقره ای

22 : طلایی

در ابتدا ممكن است درخششي به رنگ سفيد مايل به آبي در اطراف سر و بدن سوژه مشاهده كنيد. آنچه ميبينيد كالبد اتري است. كالبد اختري (يك سطح خارج از كالبد اتري) جايي است كه درك رنگها آغاز ميشود. هر چه به طرف سطح خارج هاله ميرويم مهارت ما نيز بايد خالص‌تر شود، زيرا هر چه از كالبد اتري به طرف كالبد اختري / عاطفي، كالبد ذهني و بالاخره كالبدهاي معنوي ميرويم انرژي خالص‌تر و ظريف‌تر ميشود. رنگهايي كه در فاصله‌ي 30 سانتي‌متري از بدن ديده مي‌شوند مربوط به احساسات هستند، 30 سانتي‌متر دوم يا همين حدود مربوط به افكار، و بعد از آن مربوط به موضوعات معنوي است.
اطلاعات زير درباره‌ي رنگها و معاني آنها به عنوان راهنمايي‌هاي كلي براي شما بيان ميشود. به هر حال، در همه‌ي تجربيات شما مخصوصاً در موضوعات روحي / معنوي قضاوت نهايي به عهده قوه‌ي شهود شما است.
رنگمايه ها و رنگهاي خالص و ملايم نشانگر انرژي مثبت يا سالم و ناب هستند. هرچه رنگ روشنتر و خالص‌تر باشد، انرژي مثبت‌تر است. هر چه رنگ تيره‌تر يا سنگين‌تر باشد، انرژي بيشتر آلوده به منفي گرايي، عدم تعادل يا ترس است. هر رنگ داراي سايه‌هاي (توناليته هاي) بي‌شمار است، بنابراين =فريب سادگي ظاهري ليست زير را نخوريد.
رنگ قرمز خالص و روشن در هاله بيانگر تمايل به ماديات است. شخصي كه اين رنگ در هاله‌ي او غالب است فردي ورزشكار يا شهواني، پرشور، با اراده و يا قوي است.
درخشش‌هاي قرمز رنگ اغلب نشانه‌ي خشم، قرمز تيره (متمايل به آلبالويي) احتمالاً نشانه‌ي شهوت، و قرمز مات اغلب نشانه‌ي رنجش و ناخشنودي است. در بررسي هاله از لحاظ بيماريهاي جسمي، قرمز اغلب نشانه‌ي تحريك بيش از حد يا التهاب در آن ناحيه است.
نارنجي خالص نشانگر خلاقيت و عاطفه است. اين رنگ اغلب شجاعت و شادي را نشان ميدهد. نارنجي كدر ميتواند نشانه‌ي تكبر و غرور باشد.
رنگ زرد خالص بطور خيلي شايع در اطراف سر مردم ديده ميشود. اين رنگ نشانگر تفكر و خرد است، و وفور رنگ زرد در هاله نشانه‌ي يك فرد انديشمند است. اين رنگ همچنين ميتواند نشانه‌ي شادي و سرزندگي، يا خلق و خوي شاد باشد. زرد ناخالص ميتواند نشان دهنده‌ي مشغله‌ي شديد ذهني و عدم تعادل فكري، يا شخصي با ذهن بسته، متعصب يا خرده گير باشد.
سبز روشن و خالص نشانگر شفا و رشد است، و اغلب مشخص كننده‌ي يك شفاگر است. بسياري از پرستاران و شفادهندگان طب جايگزين، اين رنگ را به صورت غالب در هاله‌ي خود دارند. پزشكان نيز ممكن است اين رنگ را در هاله‌ي خود داشته باشند، اما همچنين ممكن است هاله‌ي آنها بيشتر به رنگ زرد به نشانه تفكر تمايل داشته باشد. رنگ سبز نشانه‌ي مهرباني و دلسوزي نيز هست. سبز كدر نشانه‌ي حرص و طمع است.
ممكن است در هنگام مشاهده‌ي هاله‌ي يك سخنران سايهاي به رنگ زرد – سبز كدر و بيمارگونه ببينيد. اين سايه نشان دهنده‌ي تفكري است كه در خدمت طمع و سودجويي قرار گرفته است و بطور كلي شخصي را نشان ميدهد كه از تفكر خود براي كسب منفعت و برآوردن نيازهاي خود استفاده ميكند. البته نميخواهيم بگوييم كه همه‌ي سخنوران افرادي سودجو هستند، يا سخنوري پيشه‌ي افراد طماع است! به هر حال اگر در هاله‌ي يك سخنران چنين رنگي را مشاهده كرديد بهتر است درباره‌ي او بيشتر تحقيق كنيد.
توناليته هاي (سايه‌هاي) گوناگوني از رنگ آبي در هاله‌ها ديده ميشوند. رنگ آبي بطور كلي نشان دهنده‌ي آرامش، معنويت و پارسايي است، و در هاله‌ي جويندگان حقيقت قابل مشاهده است. رنگ آبي اغلب نشانه‌ي تكامل روحي / معنوي است. آبي فيروزهاي ميتواند نشانگر يك روح پرشور، جوان، ماجراجو و كنجكاو باشد. آبي سلطنتي روشن نشانه‌ي فرد صادق، درستكار و وفادار است. آبي روشن نشان دهنده‌ي قدرت بالاي تجسم و شهود است. رنگ آبي كدر نشانه‌ي افسردگي و تنهايي و همچنين دلهره و نگراني است.
رنگ بنفش و ارغواني در هاله نشانه‌ي روحيه‌ي معنوي يا مذهبي است. بنفش سلطنتي، قدرت رهبري و اراده را نشان ميدهد. بنفش مات نشانه‌ي خودپرستي، تكبر و عقده‌ي ديگر آزاري ( ستمگري ) است؛ چنين شخصي ديگران را به خاطر ضعف‌ها و خطاهاي ناخواسته شان مورد سرزنش قرار ميدهد.
رنگ صورتي در هاله بطور كلي نشانه‌ي عشق، عاطفه، مصاحبت و يگانگي و علاقه به زيبايي است. صورتي گرم يا سرخ فام ، عاطفه و ازخودگذشتگي واقعي را نشان ميدهد. صورتي كدر ميتواند نشانه‌ي ناپختگي، وابستگي و نيازمندي باشد.
رنگ طلايي نشان دهنده‌ي قدرت، پيشرفت معنوي، ازخودگذشتگي، الهام بخشي و هماهنگي (هارموني) است. طلايي رنگي الهي است.
خاكستري به طور كلي نشانه‌ي ترس است. رنگ خاكستري ساير رنگهاي هاله را نيز كدر ميكند و خلوص آنها را ضايع ميسازد. نقرهاي جنبه‌ي مثبت اين رنگ است و نماينده‌ي انرژيهاي ايزد بانوها (الهه‌ها) است. رنگ نقرهاي همچنين نشانه‌ي خوشبيني، شهود و بيداري معنوي است.
رنگ قهوه اي اگر زنده و خالص باشد نشانه‌ي تعادل فكري و استقامت است. اين رنگ داراي يك نوسان زميني است. رنگ قهوهاي كدر ميتواند علامت انسداد و اختلال در انرژي باشد.
رنگ سياه ميتواند نشانه‌ي ترس يا نفرت باشد، همچنين نشان دهنده‌ي مشكلات، عدم تعادل و اعتيادها است. البته سياه خالص و براق ميتواند نشان دهنده‌ي حفاظت، رمز و راز يا دانشي باشد كه به طرز عاقلانه حفظ شده است.
رنگ سفيد ميتواند علامت پاكي، خلوص و راستي باشد، اما اين رنگ اغلب تركيبي از رنگهاي متعدد است كه به خوبي درك و يا تفسير نشدهاند. گويهاي سفيد رنگ بالاي شانههاي سوژه اغلب نشانه‌ي نگهبانان معنوي يا فرشتگان محافظ هستند كه در زندگي فرد، مهم و تأثيرگذار هستند.
تركيب رنگها نشان دهنده‌ي تركيب جنبه هاي گفته شده است. مثلاً تركيب آبي / سبز ميتواند نشان دهنده‌ي فردي باشد كه از طريق جستجوي معنوي براي حقيقت، در حال بهبود است.
در مشاهده‌ي هاله، گوش دادن به نداي شهود خود، براي تفسير آنچه ميبينيد مهم است. براي درك آنچه ميبينيد از آن سئوال كنيد و سيستم ادراك خود را بر پايه‌ي تجربيات خود تقويت كنيد.



  • موارد زیر نیز درباره شناخت هاله های افراد قابل توجه است:

    الف -ارتفاع هاله در تمام قسمتهای بدن یکسان نیست

    ب - افراد روشن بین با تجربه , در حالت های خاص با تغیر رنگ هاله ها , محل درد یا ناراحتی فرد را از روی رنگ هاله ها تشخیص می دهند.

    پ - هاله های هر موجود زنده به جسم اثیری آن مربوط است و پس از مرگ نیز جذب جسم اثیری می شود.

    ت-وجود هاله ها می تواند تا حد زیادی روحیات اخلاقی و رفتاری شخص را در هر زمانی نشان دهند.

    ث - در اکثر مواقع رتگ هاله های افراد تغیر می کنند , یعنی ممکن است یک نفر در یک روز چندین رنگ هاله به خود بگیرد که پس از کسب آرامش هاله او به رنگ اصلی بر می گردد.

    ج- ارواح با مشاهده هاله های افراد در می یابند که با کدامیک از اشخاص قادرند بهتر تماس برقرار کنند.

    چ - زمانی که مدیوم در خواب روحی یا خواب هیپنوتیکی است < توسط قدرتهای روحی می تواند رنگ هاله های مریض راببیند و بازگو نماید و حتی مریضی و ناراحتی او را تشخیص دهد.
+ نوشته شده در  ساعت 4:3 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

تغذیه وروان

تصاویرشباهنگ Shabahangتصاویرشباهنگ Shabahang

غذاهای  تقویت کننده مغز :

بر طبق تحقیقات دانشگاه بوستون ، شاه توت به دلیل منابع سرشار آنتی اکسیدان موجود در آن ، خوراکی بسیار مقوی برای مغز می باشد . توت فرنگی نیز بر طبق تحقیقات دانشمندان نورولوژیست در دانشگاه مریلند ، باعث توان فکر و افزایش تمرکز ذهنی می شود.

 

رابطه تغذیه بااعصاب و روان :

 

امروزه ثابت شده که تغذیه تاثیر مهمی بر اعصاب و روان انسان دارد و تغذیه ناکافی و غلط می تواند آثار نامطلوبی بر اعصاب و روان انسان بگذارد و موجب افسردگی شدید و اختلالات عصبی جدی شود. در زیر به فاکتورهای غذایی که بر سلامت اعصاب و روان تاثیر می گدارند، اشاره مختصری می شود.

کربوهیدراتها یا مواد قندی نشاسته ای:

کمبود این گروه از مواد در اکثر رژیمهای لاغری اتفاق می افتد، به دلیل اینکه سلولهای عصبی انرژی مورد نیاز خود را صرفا از گلوکز تامین می کنند و گلوکز هم فرم ساده ای از کربوهیدرات است که قابل جذب در دستگاه گوارش  است .

چنانچه در برنامه غذایی روزانه کمبود شدید کربوهیدرات وجود داشته باشد سلولهای عصبی دچار کمبود انرژی شده و نمی توانند کار خود را انجام دهند. همچنین محدودیت شدید کربوهیدرات به مدت طولانی باعث پایین افتادن قند خون می شود که به این حالت هیپو کلسیمی می گویند و عوارض آن : خستگی ،بیماری ، بی حوصلگی ،اضطراب، کاهش قدرت یادگیری می باشد.

مواد پروتئینی :

کمبود شدید پروتئین موجب بروز عوارض فراوان می شود از جمله : خستگی ، بی حالی و سستی می باشد. مواد غذایی غنی از پروتئین عبارتند از : گوشت ، مرغ، ماهی ، تخم مرغ، لبنیات ،حبوبات ، مغزها( پسته ، بادام ، فندق ، گردو ، تخمه ) .

ویتامین ها :

ویتامین گروه  B  و  C  در سلامت سیستم عصبی تاثیر زیادی دارند.

ویتامین گروه B   ( B  کمپلکس ) .

در این گروه، ویتامین هایی که در سلامت اعصاب  موثرند وکمبود شان ایجاد عوارض عصبی می کند. عبارتند از : ویتامین  B1- B6- B12

مواد معدنی:

ید ، منیزیم ، آهن در سیستم عصبی بسیار موثرند.

تاثیر ید بر سیستم عصبی به قدری شدید است که چنانچه مادر در دوران بارداری کمبود ید داشته باشد نوزاد با عقب افتادگی ذهنی متولد می شود.

کمبود آهن چون باعث کم خونی می شود و خون لازم به سلولهای عصبی نمی رسد در نتیجه ایجاد خستگی ، بی حالی ، ضعف ، کاهش یادگیری و عصبانیت و بی اشتهایی می کند.

بهترین را برای اطمینان از تعادل و تنوع غذایی استفاده از چهار گروه اصلی غذایی است که شامل :

الف گروه نان و غلات   ب گروه میوه و سبزی ها  ج گروه شیر و لینیات   د- گروه گوشت ، حبوبات و تخم مرغ .

- گروه غذایی میوه وسبزی ها : برای مقاومت بدن در برابر عفونت ها ، ترمیم زخمها ، دید در تاریکی و سلامت پوست ضروری است .

- گروه لبنیات : برای استحکام استخوان ها ، دندان ها و رشد و سلامت پوست لازم است.

- گروه ویتامین ها : توصیه می شود بیشتر از گوشت سفید استفاده شود و پیش از پختن گوشت قرمز ، چربی هایی را که به چشم می خورد جدا کنید.

- گروه غلات : برای تامین انرژی ، رشد و سلامت دستگاه عصبی لازم است.

 

رابطه تغذیه با یادگیری و حافظه :

 

حافظه " نگهداری یا ذخیره سازی اطلاعات است ، با قدرت قابلیت دسترسی به همان صورتی که در وهله ی اول به ذهن سپرده شده است ."[3] " حافظه نوعی فعالیت ذهنی است که به ما امکان می دهد حالات خودآگاهی از قبیل لذات ، دردها ، تمایلات ، خواست ها ، احساسات ، دریافت های حسی ، اندیشه ها و قضاوت ها را حفظ کرده ، آن ها را مجددا" در ذهن خویش بازیابیم . حافظه امکان باز شناسی و مراجعه به گذشته را به ما می دهد. "

"برخورداری از سلامت جسمی پایه یک حافظه ی خوب است. ذهنی که درگیر بیماری های مختلف و ضعف عمومی است ، قادر به تمرکز نیست و نمی تواند توجه کافی به مطلب داشته باشد ، چرا که توانایی های آن بیش تر متوجه محافظت از خود می شود . مغز و سیستم عصبی باید به طور معمول ویتامین ها و مواد معدنی ، گلوکز و خون سالم را دریافت کنند و  از استراحت کافی برخوردار باشند، به طوری که بتوانند خود را برای ذخیره سازی اطلاعات و کسب نیروی تازه به منظور عملکرد بهتر آماده کنند. " [4]

در این ارتباط  ویتامین 1B ، به طور کلی مجموعه ویتامین های گروه  B ، همچنین D-A-C  نقشی بسیار مهم بر عهده دارند.

تغذیه در فراگیری نقش عمده ای دارد و خانواده ها در طول سال باید از تغذیه متنوع و متعادل برای فرزندان در حال رشد خود استفاده کنند. برای هر انسان٥٠ ماده حیاتی در روز نیاز است تا ضمن اینکه گرسنگی ظاهری را بر طرف کند ،  گرسنگی های سلولی نیز برطرف شود، گرسنگی های سلولی به ظاهر مشخص نمی شوند ، اما آثار آنها به صورتی کند پیش می رود و بر یادگیری نیز تاثیر گذاشته ، موجبات افت توان اندیشه و قدرت دفاعی و فراموشکاری را به وجود می آورد.

 

نخوردن صبحانه قدرت یادگیری را کم می کند:

 

الگوهای غلط تغذیه ای ضمن کاهش کارایی مغزی می تواند افت تحصیلی را به دنبال داشته باشد. یکی از عادات غلط غذایی که والدین نیز در شکل گیری آن دخیل هستند حذف وعده صبحانه از رژیم غذایی کودکان است . عمدتا کودکانی که صبحانه صرف نمی کنند قدرت یادگیری و یادآوری ضعیف تری نسبت به سایر کودکان دارند. افت قند خون ناشی از عدم مصرف صبحانه قبل از هر چیز بر کارایی مغز تاثیر سوء می گذارد.

کودکانی که صبحانه نمی خورند تمایل بیشتری به استفاده از خوراکی های کم ارزش مثل شکلات ، پفک و چیپس دارند و مصرف این خوراکی ها موجب از دست رفتن اشتهای آنها برای صرف ناهار و بروز چاقی ظاهری می شود.

+ نوشته شده در  ساعت 4:30 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

خود هیپنوتیزم و " خود درمانی"

 http://realandraww.com/wp-content/uploads/2011/01/self-hypnosis1.pnghttp://howhypnotize.net/wp-content/uploads/2010/06/hypnosis_wheel.jpg http://realandraww.com/wp-content/uploads/2011/01/self-hypnosis1.png



خود هیپنوتیزم و " خود درمانی"

از نظر تئوری بیماریهایی که بوسیله هیپنوتیزم درمانگر معالجه می شوند ، با خلسه خود هیپنوتیزمی نیز درمان پذیر هستند. ( اما عملا با روش"خود هیپنوتیزمی"، در مدت طولانی تر، نتایج کمتری بدست می آید.) همچنین تداوم درمان در افرادی  که بوسیله درمانگر مورد تداوی قرار می گیرند، بوسیله تکنیکهای خود هیپنوتیزمی صورت می گیرد. یعنی درمانگر ، پس از درمان و بر طرف کردن مشکل فرد ، تکنیکهایی به او آموزش می دهد که با توسل به آنها از یک طرف ، نتایج و اثرات درمان را تداوم بخشد و از طرف دیگر با به کار گیری آن تکنیکها ، به درجات بالاتری از خلسه،دست یافته و به شکوفایی در سایر جوانب شخصیت خود بپردازد.

 بنابراین « خود هیپنوتیزم» بخشی از جریان درمان بوسیله درمانگر است و بدون ارائه تکنیکهای مربوط به آن احتمال از سر گیری مشکلات فرد، در اکثر موارد اجتناب ناپذیر است .

اگر فرد صرفا نزدخود و بدون آموزش های لازم شروع به خود درمانی نماید،با عوامل وقت گیر و نا آشنایی مواجه می گردد که در رهگذر تجربه و آزمون و خطاهای متعدد ، اخذ نتیجه را طولانی كرده و در مواردی نیز، نتیجه مفیدی را حاصل نمی گرداند. زیرا از آنجائیکه اساس و اصول درمانگری هیپنوتیزمی، کار بر روی طرز تفکر ، اندیشه و باورهای ناخودآگاه فرد است ، تاثیرگذاری ابتدایی فرد بر روی طرحواره ها و افكار ناخودآگاه خود كمی دور از انتظار بوده و می نماید.

 ما در اینجا به طور مختصر به برخی از بیماریها و درمان آنها با خلسه خود هیپنوتیزم بسنده کردیم. افکار سرکش و منفی ، منبع و منشاء بیماریهایی است که با تداوی روحی، قابل درمان می باشد. روش های خود هیپنوتیزمی، از عمده ترین روش ها بر جریان افکار و از بین بردن افکار منفی هستند.

قبل از وارد شدن به بحث، لازم است ذکر نمائیم که وقتی از خود هیپنوتیزم، وآرمیدگی و تاثیرات آن سخن می گوئیم، اصول صحیح آن را در نظر داریم.زیرا ممکن است فردی اقدام به خود هیپنوتیزم نماید، اما به دلیل اشتباه و غلط بودن روش اش نتیجه مطلوب را بدست نیاورد.

"خود هیپنوتراپی" به عنوان یكی از عمده ترین روشهای خود درمانی روانی، می تواند در برطرف شدن قریب به اتفاق اختلالاتی که جنبه سایکو سوماتیک (روان تنی) داشته باشند، کارساز و موثر باشد. چراكه کارایی هیپنوتیزم در بیماریهای روان- تنی مانند اختلالات گوارشی، اضطرابی و دردهای عصبی، از پیشینه و اعتبار ثابت شده ای برخوردار است.

 

هیپنوتراپی در اختلالات روان- تنی

علت اینکه اختلالات روان- تنی را در اینجا مقدم بر سایر اختلالات قرار دادیم، این است که به گواهی تجربه افراد مختلف ، علائم کارائی و تاثیر خود هیپنوتیزم در اختلالات روان – تنی برای افراد مشهود تر و سریع تر بوده است. فردی که در مورد اختلالات روان- تنی اقدام به خود درمانی، صرفا بر پایه "خود هیپنوتیزم"می نماید، نسبت به فرایند عادی هیپنوتراپی باید مداومت و صبر زیادتری به خرج دهد.

همچنین باید بدانیم كه قسمتهایی از بدن انسان بیشتر تحت تاثیر اختالات عصبی او قرار می گیرند و این ارتباط، گاه به قدری شدید است که با یک فشار عصبی در آن عضو ، با فاصله زمانی بسیار اندکی علایم درد یا سوزش ظاهر می شود .

یک اختلال سایکو سوماتیک ( روان- تنی) ، کمتر ازبیماری های روانی فرد را دچار اختلال روانی و فکری می سازد. به عبارت ساده تر، فرد شدیدا دچار افکارسرکش و زائد، مانند آنچه که در افسردگی یا وسواس وجود دارد نیست و تا حدی صاحب افکار خویش است وتوانایی تمرکزبخشیدن به افکارخود را دارد و به همین دلیل درحالت هیپنوتیزم ، با استفاده  از این ظرفیت و به کار گیری آن می تواند تاثیرات خود درمانی موثرتری را دریافت كند. اما در مورد بیماریهای روانی، مسئله به این صورت صادق نیست. یعنی مشکل اساسی فرد ، عدم تسلط او بر افکار و جریان آنهاست. یعنی اساسا یک فرد مضطرب ، وسواسی یا افسرده به این دلیل دچار اختلال است که توانایی مهار افکار خود را ندارد و نمی تواند انتخاب کننده  موضوعاتی باشد که ذهن او را به اشغال خود در می آورند. به این دلیل اینگونه افراد باید بوسیله درمانگر درمان شوند و خود درمانی در اکثرمواقع ، به ویژه در حالات پیشرفته بیماریهای روانی،نتیجه ای نمی دهد.

 بنابراین به دو دلیل در موارد حاد باید از خود درمانی اجتناب گردد:

یكی اینكه در مواردی (به ویژه در حالات حاد) فرد معیار سلامتی، توازن و تعادل خود را از دست داده و چه بسا با ناآگاهی خود، یک حالت مرضی ظاهرا خوشایند را، کمال سلامتی و تعادل تلقی نموده و آن رادرخود تثبیت نماید.

و ثانیا اساس « خودهیپنوتیزم» و تمام روش های خود درمانی روانی بر توانایی تمرکز و هماهنگی و یگانگی فکری فرد است، در حالیکه در امراض روانی اساسی ترین چیزی که سلب می شود، همین هماهنگی و تمرکز فکری است]  كه این امر، درمان را علاوه بر نفس قرار گیری فرد درحالت هیپنوز با اشكالات جدی مواجه می كند.[

لازم است این نکته در اینجا ذکر شود که بوسیله هیپنوتیزم و تمام روشهای موجود، موفقیت ناچیزی در مورد درمان اسکیزوفرنی حاد وجود داشته است. شاید بتوان گفت كه فرد اسکیزوفرن، دراوج آشفتگی و سرکشی افکار به مفهوم کامل و جامع آن وجود دارد. اما در مورد سایر زمینه ها می توان به موارد زیر به عنوان نمونه اشاره كرد:

 

افسردگی

عموما"  تمام افراد پس از اتمام حالت هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم احساس نشاط و سبکبالی خاصی می کنند که تا ساعاتی نیز پایدار است . این نشاط علاوه بر تاثیر چند ساعته و قدرتمند ، دارای تاثیری عمقی و دائمی نیز هست، چراكه فرد در ساعاتی که احساس نشاط می کند، دارای نگرش مثبت تری نسبت  به افراد ، روابط و پدیده هاست  واز خلق بالاتر و پایدارتری برخوردار است. به عبارت ساده تر چون وضعیت رضایت بخشی دارد، تحت تاثیر آن جنبه های مثبت، به تحلیل وقایع و رویدادهای پیرامون خود  می پردازد. بناباین هر چه قدر كه مشاهدات توام با مثبت اندیشی فرد افزایش می یابد، افکار منفی و نگرش افسرده کنننده و ملال انگیز، بیشتر از صحنه ذهن او دور می شوند.

همانطور که گفته شد بروز نشاط مذکور پس از اتمام خود هیپنوتیزم امری قطعی است. اما برای مبارزه با احساس ناخوشایند مزمن، یک روش ساده تر و سودمند وجود دارد.

خود را در وضعیت راحت و مناسبی قرار دهید.مثلا درازکش یا لمیده بر مبل. خود را وارهیده نمائید و با تجسم پی در پی وارهیدگی و با تلقین کلامی ، مثلا اینکه با هر تنفس یا با هر شماره خلسه من عمیق تر و آرامش من سنگین تر می شود، خود را در درجه خوبی از خلسه قرار دهید.( برای این منظور می توانید به بخش تكنیك های خود هیپنوتیزم در همین سایت مراجعه بفرمایید.) سپس با تا کید بر اینکه تا زمانی که خود نخواهید آرامشتان به همان سنگینی خواهد بود، عمق خلسه خود را تثبیت نمائید و آنگاه با تصاویر ذهنی خود صحنه هائی را بیافرینید که در گذشته ، باعث نشاط و سرزندگی فوق العاده وصف ناپذیر شما می شده است. به دلخواه ترین صحنه ها و وقایع جان دهید و به تماشای آنها بپردازید . تصاویر و مناظری را که درگذشته موجب سرزندگی زیاد شما شده اند از نظر بگذرانید و  خود را نظاره کنید که چگونه و با چه شوقی به آن مناظر و یا بر خوردها عکس العمل نشان داده اید. همچنان به تصاویر گذشته بنگرید . با این تصور که خود را از جریان زندگی کنار کشیده اید و به تماشای آن می پردازید، اما خود شما نیز داخل جریان هستید و درعین حال بیرون از آن به تماشای موقعیت و وضعیت خودتان در داخل جریان می پردازید.

] اگرچه مشاهده ذهنی این تصاویر تخیلی بوده و واقعیت ندارد، اما در دانش روانشناسی به اثبات رسیده است كه افكار،احساسات و احساسات ، رفتارها و كنشها را در پی دارند و با تغییر و تحرك هریك، دیگری نیز ماهیت متفاوتی نسبت به آنچه در گذشته وجود داشته است، پیدا می كند. قطعا قرار نیست كه شما با چند تصور ذهنی خوشایند، به كلی ماهیت احساسات و افكار ناخوشایندتان تغییر پیدا كرده یا مشكلاتتان حل شود اما تدریجا و به خصوص با قرار گرفتن در حالت هیپنوز قادر خواهید شد كه به سطوح عمیقتری از ذهن خود دسترسی پیدا كرده و زمینه مناسبی برای تغییرات بلندمدت یا كاهش موثر احساسات ناخوشایند از طریق هدف گذاری ناخودآگاه و قابلیت ذهن برای تعمیم ادراك شرطی شده را در خود ایجاد كنید.[

همچنین باید بدانیم كه فرد افسرده از وقایع و چیزهایی که در گذشته موجب شادی او می شدند، دیگر احساس لذت نمی کند. دلیل این عدم ارضاء آن است که احساسات و عواطف او تحت تاثیر حادثه یا عاملی، ارتباط و تناسب خود را با وقایع كنونی از دست داده اند و افکار یاس آور و غم زا چنان فرد را به خود مشغول داشته است که فرصت عکس العمل نشان دادن در مقابل رویدادها و احساس لذت از حوادث خوشایند  را از اوسلب كرده است.

 کاردیگری که در حالت خلسه و خود آرمیدگی، تصاویر ذهنی شما انجام می دهد، این است که عکس العمل شعف آمیز و لذت بخش گذشته را به همراه عواملی که منجر به سر زندگی و شادابی شده اند زنده کرده و در نهایت بار دیگر بر روحیه شما حاکم می کند تا مانند گذشته در مقابل حوادث و رویدادهای  خوشایند، به وجد و شادابی دست پیداكرده]  و با تداعی احساس لذت از مفاهیم پشت سر گذاشته شده خاطرات ، خود ادراك لذت را دوباره درما تازه كند.[  

هر فرد افسرده ای هر چند افسردگی او مزمن باشد، با نگهداری و مرور چنان تصاویری ، احساسات و عواطف گذشته را بار دیگر در خود زنده و حاکم خواهد دید و تدریجا متناسب بودن احساس پشت هر فكری را تمرین می كند.

 در صورتی که زمان افسردگی فرد در مقایسه با سن اش زیاد باشد و به عبارت دیگر او فاقد تصورات روشن از زمان تعادل عاطفی خود باشد، خود درمانی نتیجه لازم رادر بر نداشته و وجود درمانگر و استفاده از هیپنوآنالیز ضرورت پیدا می کند.

در اینجا تعریف "ویلیام جیمز " را ازاین اختلال عاطفی می آوریم. وی می گوید:

 « غم در این حالت چنان گرانبار است که همه خوبیهای طبیعت از خاطر رفته و وجود انسان از پهنه شعور خالی می گردد. وقتی نگاه تیره فرد به اطراف خود تا بدین نهایت رسید، چیزی بیشتر از تماشای مطلق زندگی و منتظر مرگ شدن لازم است. این حالت را درشخص سالم به ندرت می توان دید. حتی اگر زیر فشار مشکلات محیط خود قرار گرفته باشد ... اندوه و افسردگی یک نوع درد روحی است که به کلی برای زندگی سالم ناشناخته است»  (تشخیص بیماریهای روانی/ گوزه، گودویس، رابرت و دراف)

برخی از علائم بیماری افسردگی به شرح زیر است:

احساس غمگینی، گریه زیاد، بدخلقی در اول روز، سرزنش خود، احساس مظلومیت، احساس بی ارزشی، احساس یاس، احساس ناتوانی اجتماعی، احساس گناه، بی علاقه گی مفرط، توجه بیمارگونه و بیش از حد به مسئله ای، کاهش سرعت تفکر، کاهش قدرت تمرکز افکار، خیال خود کشی، نگرانی، پیش بینی وقایع بد و منفی بافی، تحریک پذیری، بی قرراری، کاهش قدرت عضلانی، احساس خستگی دائم، بی اشتهایی ،كاهش قابل توجه كشش ها و كنش های جنسی و ....

 

ترک عادت

ترک عادت با توسل به خود درمانی ، نتیجه بخش و اثرات آن به سرعت ظاهر می گردد. در مواردی برای ترک عادت ، فرد باید پسیکوآنالیز ( روانکاوی) و هیپوآنالیز گردد. زیرا تعدادی از عادات، دارای ریشه های عاطفی هستند و اگر روانکاوی صورت نگیرد، درمان انجام شده سطحی خواهد بود و احتمال از سر گرفتن دوباره عادت وجود دارد.

معمولا برای ترک عادت ، ابتدا فرد در حالت خلسه ، به مرور تصاویر ذهنی ضبط شده از حوادث و رویدادهای روزها و ماههای قبل زندگی خود می پردازد. این ، ضمن آنکه یک خود کاوی است، فرد را عمیقا متقاعد می سازد که عادت او امری زائد و یا ناپسند است و ضرورت دارد كه کنار گذاشته شود.

نتیجه دیگر این مرور این است که فرد به صورت عمیقتری در می یابد كه بر خلاف آنچه که فکر می کرده است ، ترک عادت مورد نظر، مشکلی به بار نمی آورد، چرا که اقدام به عملی که در او به صورت عادت در آمده است، هیچ یک از نیازهای او را بر نمی آورد و دارای تاثیر مثبتی نیست، ]ضمن آنكه ترك آن در نظام ارزشها و باورهای او گنجیده و قابل تصور و تكرار است.[

برای این منظور بهتر است هر روز صبح ، بلافاصله بعد از بیداری و شب قبل از خواب، تمام اعمال و کارهای روزی را که در پیش دارید، مجسم کنید ،بدون آنکه در این تجسمات ، اثری از عمل یا حرکت عادت شده، وجود داشته باشد.

 تکرار این تجسمات ذهنی خود به خود باعث کاهش و در نهایت از بین رفتن اقدام به عمل عادتی شده و زمینه های رفتاری تغییر را با كاهش فزاینده مقاومت فكری رو به رو می گرداند.

برای حصول اطمینان از اینکه  پیشرفت می نمایید ، در دو روز اول، تعداد دفعاتی را که احتمالا اقدام به عمل مورد ترک می نمائید، بشمارید. تنها دو روز اول به شما نشان خواهد داد که روز دوم، پیشرفت فوق العاده ای در مقایسه با روز اول داشته اید. اما لازم نیست، این بررسی را همچنان ادامه دهید.

 

وسواس

وسواس فکری و عملی در مراحل ابتدائی بوسیله خود درمانی برطرف می شود، اما در اشکال پیشرفته آن، فرد باید به درمانگر مراجعه کرده و تحت روانکاوی و هیپنوآنالیز و درمان قرار گیرد.  ]ضمن آنكه هیپنوتیزم، طبق آخرین تحقیقات به عمل آمده ، راهكار چندان موثری در زمینه درمان وسواس نبوده و بیشتر در دو زمینه كاهش اضطراب و ریشه یابی بروز تظاهرات وسواسی مراجعین كاربرد دارد.[

 

فوبی یا اختلال هراس

فوبی عبارت است از ترس شدید از یک وضعیت، مکان یا موقعیت خاص، که هیچ دلیل منطقی نمی توان برای این ترس پیدا کرد. ترس از قرار گرقتن در اتاق بسته، ترس از بلندی، ترس از ازدحام جمعیت و نظایر آن. هر ترسی فوبی نیست و در زندگی روزمره ، همه، شاهد ترس های عادی خود و دیگران هستند. فوبی ، ترس مزمن از چیزی، بدون علت منطقی است. درمان فوبی بدون روان درمانی و ریشه یابی آن قطعا با شکست موجه می شود. در مراحل اولیه ، فرد می تواند خود را تحت درمان قرار دهد.

 

منبع:كتاب روانشناسی هیپنوتیزم
+ نوشته شده در  ساعت 5:4 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

شیطان بازنشته شد؟

                                             [devil.gif]  


امروز ظهر شیطان را دیدم !

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت…

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند…

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم:…

به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او

در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و

گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که :

همانا تو خود پدر منی.


+ نوشته شده در  ساعت 6:39 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

فیلترینگ سقراط- پندآموز

روزی یکی از آشنایان سقراط به دیدارش آمد و گفت :

ميداني  درباره دوستت  چه شنيده ام ؟

سقراط جواب داد : يك دقيقه صبر كن !

قبل از اينكه چيزي بگويي مي خواهم امتحان كوچكي را بگذروني كه به آن تست فيلتر سه گانه مي گويند.

آشنا : فيلتر سه گانه ؟

سقراط ادامه داد :

اولين فيلتر، ((حقيقت)) است.

تو كاملا مطمئني مطالبي که میخواهی به من بگوئی حقیقت دارد؟

مرد گفت : نه، درحقيقت من همين الان درباره اش شنيدم و... 

سقراط گفت : بسيار خوب، پس تو واقعا نمي داني كه حقيقت دارد يا خير.

حالا دومين فيلتر را امتحان مي كنيم.

دومين فيلتر ((نيكي)) است.

چيزي كه مي خواهي راجع به دوست من بگويي، مطلب خوبي است؟

مرد جواب داد: نه، كاملا برعكس ... .

سقراط ادامه داد:

خُب ، پس تو مي خواهي به من راجع به او چيز بدي بگويي اما دقيقا از درستي آن مطمئن نيستي.

هنوز بايد امتحان را ادامه دهي چون هنوز يك فيلتر باقي مانده:

فيلترسوم . فیلتر(( فايده)) است .

مطلبي كه مي خواهي راجع به دوستم به من بگويي، فايده اي براي من دارد؟

مرد جواب داد: نه، نه واقعاً.

سقراط نتيجه گيري كرد : اگر چيزي كه مي خواهي به من بگوئی  نه حقیقت است ، نه خوبی دارد و نه فایده ای دارد؟!!

پس چرا اصلا" بگوئی ؟

 

روزی دوست دشمن و  دشمن روزی دوست میگردد

روزی دوست میمیرد و یا تو قبل از دوست میمیری

روزی آشنا بیگانه میگردد و بیگانه آشنا میگردد  

پس به خویش بیشتر نظر کن  عزیز!

+ نوشته شده در  ساعت 3:39 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

چندروش برای افزایش کارایی مغز

             


هرچند مغز ما قویترین رایانه در سیاره زمین محسوب می شود اما این رایانه قدرتمند نیز گاهی به خطا می رود. ما انسانها بیشتر وقت خود را صرف انباشتن چیزهای مختلف و بی فایده به داخل مغزمان می کنیم.
مهم نیست مغز ما چقدر قدرتمند است، آنچه اهمیت دارد این است که بدانیم این عضو نیاز به جبران و احیای خود دارد تا بتواند قالب و توانایی خود را حفظ کند.

پژوهشگران روش های مختلفی را برای سوپرشارژ کردن و افزایش کارآیی مغز ارائه کرده اند که در این مقاله ساده ترین آنها ارائه شده تا هر فردی بتواند به محض احساس نیاز، به آنها دسترسی داشته باشد و آنها را بکار بسته و از مزایای آن بهره مند شود:

1▪ بادام بخورید

بادام حافظه را تقویت می کند و اگر در ترکیب با شیر قبل از رفتن به رختخواب و یا پس از برخاستن از خواب به هنگام صبح مصرف شود تاثیر بهتری دارد.

2▪ آب سیب بنوشید

پژوهشگران دانشگاه ماساچوست لوول نشان داده اند؛ آب سیب تولید نوعی انتقال دهنده عصبی حیاتی موسوم به استیل کولین را در مغز افزایش داده و از این طریق قدرت حافظه را نیز تشدید می کند.

3▪ خوب بخوابید

تحقیقات نشان می دهد که حافظه بلند مدت در طول خواب با پخش مجدد تصاویر تجربه شده در روز تقویت می شود.

4▪ از تفریحات ساده لذت ببرید

استرس قدرت مغزی ما را تحلیل می برد. ذهنی که در استرس گرفتار شده بیشتر منابع حافظه ما را مصرف می کند و به این ترتیب ذهنی ضعیف و کودن برای ما باقی می گذارد. سعی کنید برای خود عادتهای ساده تفریحی در طول روز تعیین کنید تا بتوانید به کمک آنها استرس را از ذهن خود پاک نمایید. برخی از این تفریحات ساده و مفید برای ذهن و بدن و روان عبارتند از: گوش دادن به موسیقی مورد علاقه، بازی با کودکان، قدردانی از دیگران، پیاده روی، دوچرخه سواری و یا شنا به طور روزانه، کار کردن با یک وبلاگ و بالاخره شرکت در کلاس های یوگا و سلامت به طور روزانه.

5▪ ذهن خود را ورزش دهید

همانطور که ورزش جسمی برای بهره مندی از یک بدن قوی و سالم ضروری است ورزش ذهنی نیز به همین اندازه حائز اهمیت است تا بتوانید ذهنی تیز و فعال داشته باشد. آیا تا به حال توجه کرده اید که چرا کودکان قدرت مغزی قوی تری نسبت به افراد بالغ دارند؟ چون کودکان ذهنی بازیگوش دارند و یک چنین ذهنی توان حافظه را بالا می برد. برای رسیدن به چنین توانایی می توانید پازل یا جدول حل کنید، در کارهای گروهی داوطلب شوید، با دیگران تعامل کنید، به یک سرگرمی مانند مطالعه، نقاشی یا حتی تماشای پرندگان مشغول شوید، یک مهارت جدید یا یک زبان جدید بیاموزید.

6▪ یوگا یا مدیتیشن انجام دهید

یوگا و مدیتیشن استرس را تخلیه می کند. استرس قاتل حافظه است اما یوگا و مدیتیشن با کاهش استرس، پایین آوردن فشار خون، کاهش سرعت تنفس، کاهش سرعت متابولیسم و آزاد کردن تنش از ماهیچه ها، ذهن را تقویت می کنند.

7▪ مصرف مواد قندی را کاهش دهید

قند غذا نیست بلکه شکلی از کربوهیدرات است که یک انرژی واهی تولید می کند. مصرف زیاد مواد قندی باعث بروز علائم عصبی و رنج آور، ضعف حافظه و سایر اختلالات عصبی می شود. غذاها را بدون افزودن شکر مصرف کنید و از مصرف نوشیدنی های شیرین یا مقدار زیادی شکر یا قند با کافئین پرهیز کنید.

8▪ از گندم سبوس دار استفاده کنید(جوانه گندم بخورید)


گندم سبوس دار حاوی لسیتین است. این ماده مشکل سخت شدن سرخرگ ها را آسان می کند و از این طریق موجب بهبود عملکرد مغز می شود.

9▪ شب ها غذای سبک بخورید

خوردن غذای زیاد و سنگین در شب باعث بروز استرس طولانی مدت و احساسی به هنگام خواب می شود. توصیه می شود غذای سنگین را در روز مصرف کنید که بدن تحرک بیشتری دارد. شبها با خوردن غذای سبک و میوه یا سبزی می توانید خواب بهتری داشته باشید. خواب خوب شب به معنی تقویت قوای مغز است.

10▪ قدرت تخیل خود را تقویت کنید

یونانی ها اصل خیال پردازی را برای به خاطر سپردن همه چیز یاد می گیرند. این تکنیک احتیاج دارد که فرد یک تخیل واقعی و رنگی را ایجاد کند که بتوان آن را به یک موضوع یا شی خاص ارتباط داد. اگر شما تمام حواس خود شامل لامسه، بویایی، چشایی، شنوایی و بینایی را درگیر خیال پردازی کنید می توانید جزئیات بیشتری از یک موضوع را به خاطر بیاورید. این کار به تقویت حافظه شما کمک می کند.

11▪ خشم خود را کنترل کنید

غذاهای تهیه شده از آرد سفید، مصرف زیاد نشاسته یا نان سفید می تواند منجر به بروز حساسیت های عصبی شود. در نتیجه مصرف این قبیل مواد غذایی پرخاشگری و برخی از رفتارهای افسردگی را موجب می شود. در عوض سبزی تازه بخورید. آب زیاد بنوشید و یوگا یا مدیتیشن انجام دهید تا احساسات سمی مانند خشم و استرس از شما دور شود.

12▪ ویتامین ب کمپلکس مصرف کنید

این ویتامین حافظه را تقویت می کند. از غذا و سبزیجات غنی از این ویتامین مصرف کنید. لازم به ذکر است که مواد غذایی نشاسته ای و نان سفید تاثیر مطلوب این ویتامین برای حفظ سلامت حافظه را خنثی می کند.

گاهی اوقات برای شارژکردن مغز خود 2 الی 3 مورد از این موارد را بکار ببرید تا مغزتان را دوباره احیا کرده و به مغز خودتان کمکی کرده باشید.

+ نوشته شده در  ساعت 9:42 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

خود درمانی معنوی

              

خوددرمانی معنوی که امروزه مورد توجه بسیاری از روان‌شناسان قرارگرفته و نسبت به آن تأکید بسیاری شده است، نوعی درمان بیماری‌ از طریق خود فرد می‌باشد که شخص با اتصال هرچه بیشتر و قوی‌تر به نیروی لایزال الهی،‌ می‌تواند بر بسیاری از مشکلات و بیماری‌های خود غلبه کند؛ در این مقاله،‌ به‌طور مختصر به بررسی این مبحث پرداخته شده است:
عبادت

عبادت یعنی خلوت کردن با خدای درون و خداوند حی و حاضر بیرون که می‌تواند ما را به وضعیت «آلفا»‌ ببرد (وضعیتی که در آن، انرژی خوددرمان‌گر «آلفا»، آزاد گشته و ارتباط معنوی خوبی با خالق هستی برقرار‌می‌گردد.)

عبادت کردن موجب گرفتن انرژی‌های مثبت روحانی و الهی می‌گردد که در سالم‌سازی روحی و روانی ما بسیار‌ مؤثر است.

عبادت‌های فردی و جمعی، تأثیر بسیار زیادی در از‌بین بردن استرس و فشار روانی دارند همان‌طور که در قرآن کریم آمده است: «با یاد خدا، دل‌ها آرام می‌گیرند.»

انسان با عبادت‌های فردی، تسلط بر خواهش‌های نفسانی خود را می‌آموزد و غلبه بر نفس، راه بزرگ غلبه بر بسیاری از مشکلات است. انجام عبادت‌‌های جمعی نیز علاوه‌بر ایجاد ‌انرژی‌ جمعی، به همبستگی‌های اجتماعی استحکام می‌بخشد.

دعا کردن که خود، جلوه‌ای از عبادت است، وسیله‌ی ارتباط مستقیم با خداوند می‌باشد. پس از دعا کردن، دست‌های خود را به ‌صورت می‌کشیم که این خود، نوعی انرژی‌دادن، آن هم انرژی‌‌ روحانی و معنوی‌ از طریق چاکرای کف دست‌ها به صورت است.

عبادت کردن در مکان‌های مذهبی مانند مساجد، زیارتگاه‌ها و... علاوه‌بر کسب احساس آرامش و ایجاد بهداشت روانی، موجب گرفتن انرژی از آن مکان‌ها می‌گردد. این مکان‌ها در طول اعصار، با دعا و مناجات و انرژیِ دل‌های پاک انسان‌ها پر‌شده است و ما می‌توانیم با حضور در آن‌ مکان‌ها، از این انرژی‌ها، ‌سود جوییم.

‌از نظر علمی ثابت شده است که میزان انرژی حیاتی، قبل و بعد از طلوع خورشید و قبل و بعد از غروب خورشید، به بالاترین حد خود می‌رسد و در اسلام نیز‌ به نماز اول وقت توصیه شده است.

عبادت کردن رو به قبله یا حتی خوابیدن رو به قبله، ما را در مسیر انرژی‌ الکترومغناطیس زمین‌ قرار‌می‌دهد و هم‌سویی آن با انرژی الکترومغناطیس درون‌، سبب تنظیم و تعادل انرژی‌های مثبت و منفی بدن گشته و موجب روان شدن جریان خون می‌گردد که خود می‌تواند از بروز سکته‌های مختلف جلوگیری نماید.

امروزه ثابت شده‌ کسانی که به مبدأ و خالق هستی معتقدند، بهتر می‌توانند بر بیماری‌ها و مشکلات خود غلبه کنند درحالی‌که کم‌ایمانی، موجب بروز رنج و ترس در انسان‌ها می‌گردد و اتصال، موجب شادی دل و آرامش است. در قرآن کریم آمده است: «مؤمن، شاد و خشنود است.»

فرد با اتصال به منبع لایزال خداوندی و ایجاد ارتباط معنوی و روحی که به شکل ایمان، خودنمایی می‌کند، می‌تواند با فراهم آوردن شرایط «آلفا»، مشکلات درونی خود را مرتفع سازد.

ذکر گفتن

از نظر علمی ثابت شده است که تکرار یک جمله، عبارت، کلمه و یا حتی صوت می‌تواند ما را به وضعیت «آلفا» ببرد.

‌در تمامی ادیان و به‌خصوص در اسلام، تأکید زیادی به ‌ذکر (عبارت یا کلمه‌ای که باید تکرار شود) شده است. ذکرها و تکرارهایی که در حین نماز (تسبیحات اربعه، ‌قنوت، ‌سجده، ‌تشهد، ‌سلام و تکبیر)‌ و ذکرها و تکرارهایی که در اذان و اقامه داریم، می‌توانند به‌طور ناخودآگاه، موجب آزاد شدن انرژی خوددرمان‌گر «آلفا» در ما گردند که این انرژی آزادشده، شروع به سالم‌سازی تمامی بعدهای وجودی ما می‌کند.

در زمان پخش اذان، قرائت قرآن، انجام عبادت و مراسم و مناسک عبادی‌ و... بر میزان انرژی الکترومغناطیس آن محل افزوده می‌گردد.

گفتن ذکر همراه با تسبیح زدن، باعث می‌گردد‌ انرژی‌های منفی سرِ انگشتان، تخلیه گردد. یادمان باشد هرچه‌قدر میزان انرژی منفی در ما کاهش یابد، جای بیشتری برای دریافت انرژی مثبت فراهم می‌گردد و ما از نظر روحی، روانی، جسمی، عاطفی، ذهنی و فکری، سالم‌تر می‌گردیم‌‌.

اگر می‌خواهید زندگی شما از انرژی‌های منفی، پاک‌سازی شده و با انرژی‌های مثبت و روحانی پر‌شود، در منزل، قرآن ‌بخوانید. بگذارید صدای قرآن یا اذان ‌در خانه یا محل کارتان پخش شود و ‌در همین حین بگویید: «پروردگارا! از تو می‌خواهم تا انرژی‌های منفی این محیط را از بین برده و انرژی‌های مثبت و روحانی را در آن پر کنی.»

انرژی کتاب آسمانی یک انرژی روحانی و الهی است و به‌راحتی، انرژی‌های منفی ‌را از بین می‌برد.

اسماء اعظم دارای انرژی بسیار بالایی هستند. اگر اسماء الهی را به هر شکلی (نوشته، خراطی‌شده، منجوق‌دوزی، گل‌دوزی، خطاطی و...) در منزل یا محل کار خود، نصب کنید، به آن محل انرژی می‌دهید.

تک‌تک آیه‌ها و کلمه‌های قرآن، ‌دارای انرژی هستند و با آزاد کردن آن، انرژی‌های منفی را از بین برده و انرژی مثبت را بیش‌تر می‌کنند و طبق قانون جذب و تابش، محیطی که پالایش شده است، فقط انرژی‌های مثبت را جذب می‌کند.

گفته شده ‌که دیدن خطوط قرآن (حتی بدون خواندن آن) به دل و چشم، نور می‌دهد

+ نوشته شده در  ساعت 6:2 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

اندیشه مثبت

همیشه مثبت فکر کنید تا موفق باشیدو

همیشه مثبت فکر کنید تا موفق باشید

ذهن‌ آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرد. ضمیر ناخود آگاه نمی‌تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم می‌تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه ی آدمی سازنده ی نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشه‌ی زیبا و مثبت می‌تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشه‌ی منفی و یأس‌آور می‌تواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسان‌ها همان خواهند شد که در اندیشه ی آنند، بنابراین آینده ی هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است.

موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که توانسته‌اند در ذهن خود اندیشه‌های مثبت داشته باشند؛ آنان که می‌پندارند «قادر نیستند» ، در واقع مثبت‌نگری را کنار گذاشته و در جنبه‌های منفی وقایع تمرکز کرده‌اند.

خانواده ، کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن است. در خانواده ی مثبت اندیش اعضای خانواده ی خود را قادر و توانا می‌دانند و نگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنین خانواده‌هایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. ضمن آشنایی با تفکر مثبت بیاییم با زیبا، مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن، موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.

تعریف تفکر مثبت:
شیوه‌‌ای از فکر کردن است که فرد را قادر می‌سازد نسبت به رفتارها، نگرش‌ها، احساس‌ها، علائق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و عاقلانه‌ ترین تصمیم را بگیرد.

افکار مثبت و منفی:
افکار مثبت، افکاری سازنده‌، انگیزه دهنده و انرژی بخش هستند که بر اثرتلقین، تکرار و تمرین به ذهن راه می‌یابند و باعث می‌شوند ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر در اختیار ماست، در حالی که افکار منفی، افکاری باز دارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می‌کنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.

ویژگی‌های افراد مثبت‌نگر:

- با وجود تفکر درباره‌ی گذشته و آینده، در زمان حال زندگی می‌کنند و از آنچه دارند راضی و خشنود هستند.

- از نظرات درست و منطقی دیگران استقبال می‌کنند و برای رد کردن نظرات نادرست حتماً دلیل منطقی دارند.

- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات مثبت و امیدبخش استفاده می‌کنند.

- همیشه سعی می‌کنند با تلاش و کوشش به موفقیت برسند و اگر در کاری موفق نشدند، عامل را ابتدا در خود و سپس در شرایط بیرونی جستجو می‌کنند.

- همیشه قبل از عمل یا صحبت کردن فکر می‌کنند، به همین دلیل کمتر دچار خطا و اشتباه یا ضد و نقیض‌گویی می‌شوند.

- چون دارای ذهن مثبت هستند، می‌توانند افکار خود را کنترل کنند.

- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی اظهارنظر کنند، با وجود تفکر در جنبه‌های منفی، موارد مثبت آن را بیان می‌کنند و موضوع را به فال نیک می‌گیرند به عبارت دیگر «نیمه ی پرلیوان را می‌بینند» .

- مشکلات را ناچیز شمرده و برای حل آنها از توانایی خود و راهنمایی دیگران استفاده می‌کنند.

- اغلب اوقات بشاش، سرزنده، پرانرژی، توانا و خوش‌ مشرب هستند.

- همه چیز در نظر آنها زیبا و لذت‌بخش بوده و سعی می‌کنند از مواهب زندگی بیشترین استفاده را ببرند.

- در ارتباط‌های اجتماعی خود با دیگران حسن ظن دارند (مگر خلاف آن را ببینند) و سعی می‌کنند در حد توان به دیگران خدمت و کمک کنند.

ویژگی‌های افراد منفی‌نگر:

همیشه از وضعیت موجود و گذشته ی خود شکایت دارند و نسبت به آینده بدبین هستند.

- غالباً با نظرات دیگران بدون دلیل منطقی مخالفت می‌کنند.

- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات منفی به کرات استفاده می‌کنند.

- در برخورد با کوچکترین مانعی از تلاش دست می‌کشند و دیگران یا شرایط را عامل شکست و بدبختی خود می‌دانند.

- تمرکز فکر ندارند و ضد و نقیض صحبت می‌کنند و در رفتارهایشان خطا و اشتباه زیاد است، به عبارت دیگر «اول عمل می‌کنند بعد فکر!»

- چون منفی نگر هستند، افکارشان بر آنها تسلط دارد.

- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی نظر بدهند فقط به جنبه‌های منفی آن توجه کرده و همان را بیان می‌کنند. به قول معروف «نیمه خالی لیوان را می‌بینند!»

- از کاه کوه می‌سازند و از درگیر شدن با مشکلات گریزانند.

- غالباً افسرده، کج خلق، بدخواب، کم اشتها، عصبی و ناتوان هستند.

- همه‌چیز در نظر آنها غم‌انگیر و ناامید کننده است و از آنچه دارند، هیچ لذتی نمی‌برند.

- در ارتباط‌های اجتماعی خود به همه کس و همه چیز شک و سوء‌ظن دارند و فکر می‌کنند که همه علیه آنها توطئه می‌کنند. ( بامثبت اندیشی آینده از آن ماست.)
+ نوشته شده در  ساعت 2:51 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

روش صحیح تنفس و دریافت انرژی

 /i//world_hands.jpg
                                                       
روش صحیح تنفس و دریافت انرژی “چی”

تنفس، اولین چیزی است که هنگام بروز احساسات یا خستگی و فشارهای جسم و روحی، تحت تاثیر قرار میگیرد.
زندگی، به نفسهایی که میکشیم وابسته است و اهمیت آموزش و اجرای روشهای صحیح تنفس نزد استادان فنون ورزشی و تندرستی بر کسی پوشیده نیست. بدن ما برای فعالیت صحیح و مطلوب و همچنین دور انداختن مواد زائدی چون مونواکسید کربن، نیازمند مقدار زیادی اکسیژن است.
در واقع تمام سلولهای بدن ما نیازمند مقدار زیادی اکسیژن هستند. امروزه تعداد بسیاری از افراد به آنچه میخورند و مینوشند توجه کرده و آگاهانه عمل میکنند، اما تعداد کسانی که درباره تنفس فکر میکنند، بسیار اندک است.

تنفس و انرژی حیات
تنفس بر سیستم عصبی، قلب، عضلات، خواب، میزان انرژی، تمرکز و حافظه و بسیاری موارد دیگر موثر است. تنفس یکی از بزرگترین سیستمهای دفع مواد زائد نیز به شمار میرود. هفتاد درصد از مواد زائد درون بدن ما با تنفس از بدن خارج میشوند. 30% این مواد از طریق پوست و تنها 10% آن توسط کلیه ها و دستگاه گوارش دفع میشود. ما با تنفس نه تنها اکسیژن، بلکه انرژی حیات یا "چی" Chi را نیز وارد بدن خود میکنیم.

تنفس با قفسه سینه
تنفس میتواند به سادگی منقطع یا مسدود شود و درواقع تنفس، اولین چیزی است که هنگام بروز احساسات یا خستگی و فشارهای جسم و روحی، تحت تاثیر قرار میگیرد. بنابر تحقیقاتی که در سوئد انجام شده است، 83% از جمعیت بزرگسال از قسمت سینه – به عبارتی از قسمت بالای قفسه سینه- تنفس میکنند. در این روش، قدرت ماهیچه ای بیشتری از تنفس عمیق و آزادی که از قسمت شکم و دیافراگم انجام میشود، لازم است. افرادی از سینه تنفس میکنند، در هر دقیقه تعداد نفسهای بیشتری میکشند و در نتیجه اکسیژن کمتری دریافت کرده و مواد زائد کمتری دفع میکنند.

تنفس شکمی
تنفس عمیق و موثر باید راه خود را تا پایین و به سمت شکم پیش ببرد. شکم به سمت جلو، به طرف پهلوها و حتی به سمت ستومن مهره ها منبسط میشود. حرکتهای ناشی از تنفس را میتوان از پایین تا حدود لگن و از بالا در قسمت نوک ریه ها حس کرد. تنفس شکمی، تاثیری آرامش بخش دارد و ما علی رغم تعداد کمتر دم و بازدم، احساس بهتری خواهیم داشت. بدن در این حالت با هر نفس اکسیژن بیشتری جذب و مواد زائد بیشتری دفع میکند. از طرفی با این شیوه با تنفس شکمی، هربار انرژی حیات یا "چی" بیشتری وارد بدن خود میکنیم.

پس از قفسه سینه تنفس نکنید
به گفته یکی از استادان "چی گانگ" (Chi Gong) – چی گانگ یکی از جنبه های طب چینی و درباره هماهنگی الگوها و شیوه های مختلف تنفس با اشکال مختلف قرارگیری بدن و حرکات آن است- گفته است که تنفس شکمی مانند بازگشت به دوران کودکی است.

این شیوه تنفس نه تنها ما را وادار میکند مانند دوران کودکی تنفس کنیم، بلکه میتواند اندامها و کارکرد اعضای بدن را نیز جوان و شاداب کند. از آنجایی که کودکان هنوز از عادات و مکانیزمهای دفاعی که در دوران بزرگسالی می آموزیم متاثر نشده اند، به طور طبیعی تنفس میکنند. اگر از کودکی بخواهید که طاق باز بخوابد، خواهید دید که چگونه هنگام تنفس شکمش با ریتمی منظم بالا و پایین میرود و انرژی حیات را جذب میکند. این استاد تنفس شکمی را "تنفس طبیعی" و تنفس از قفسه سینه را "تنفس وارونه" مینامد زیرا تنفس شکمی روشی است که طبیعت در درون ما ایجاد کرده و تنفس از سینه، روشی است که خودمان آموخته ایم.

تمرین تنفس شکمی برای زندگی سالم
برای بازآموختن روش تنفس از شکم و بهره مند شدن از فواید آن، راه ساده ای وجود دارد. تمرکز و آرامش از نکات عمده در انجام این تمرین هستند. روش مذکور از این قرار است:

• شما میتوانید بایستید یا دراز بکشید (ترجیحا بایستید)

• در حالت ایستاده، پاهای خود را نزدیک به یکدیگر قرار دهید.

• عضلات خود را شل کنید و ذهن خود را از تمام افکار خالی کنید.(انجام این کار به زبان بسیار ساده تر است تا به عمل!)

• شاد باشید

• دستهای خود را با چابکی به هم بمالید، کف یک دست را (دست چپ برای آقایان و دست راست برای خانمها) بر روی نقطه هارا (Hara) –دو انگشت پایینتر از ناف- قرار داده و دست دگر را بر روی آن بگذارید.

• دهان خود را اندکی بازکنید

• با کف دستها، فشاری نرم و آهسته به سمت داخل شکم وارد کنید. با شمارش یک تا شش، نفس خود را بیرون دهید.
• دو شماره دیگر به فشار شکم ادامه دهید.

• فشار را به آرامی قطع کرده و با شش شماره هوا بگیرید.

• دو شماره نفس را نگهدارید. هر دور اجرای فشار، نگهداشتن نفس، آزاد کردن و نفس گرفتن، یک واحد تنفس نامیده میشود.

• این روند را تا انجام ده واحد تنفس ادامه دهید.

• حالا دستها را پایین آورده و در دوطرف بدن قرار داده، اگر هنوز چشم هایتان باز است، آنها را ببندید.

• خود را از از هر فکر و ذهنیتی آزاد کرده و حدود پنج دقیقه یا بیشتر، از حالت "هیچ " لذت ببرید.

• سپس دستها را به هم بمالید و کف دست را به صورت خود بکشید و اصطلاحا، صورت خود را با کف دستها بشویید.

• چشمها را باز کنید و چند قدم راه بروید.

چند توصیه
برای اینکه این کار را بدون مشکل و صحیح انجام دهید، باید هنگام فشردن نقطه هارا، نفس را بیرون داده (بازدم) و هنگام آزاد کردن نقطه، نفس بکشید (دم). برای سادگی کار، حواس خود را بر فشار آوردن و آزاد کردن تمرکز کنید، تنفس خودبخود انجام میشود. به مدت دو هفته تمرینها را یک مرتبه هنگام صبح و یک مرتبه در هنگام عصر انجام دهید و ببینید که چه احساسی خواهید داشت. این تمرین برای بازگشت به حال خوب، در زمانی که احساس ناراحتی و خستگی میکنید، بسیار موثر است.
+ نوشته شده در  ساعت 7:33 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

انگیزه داشتن در زندگی

      

ماموریت ما در زندگی بی مشکل زیستن نیست بلکه با انگیزه زیستن است. « آندره متیوس »مرد جوانی خود را به دکتر وینسنت پیل رساند و گفت : « دکتر کمکم کنید من از پس مشکلات زندگی ام بر نمی آیم.»دکتر پیل گفت :من اکنون باید پشت تریبون بروم اما اگر منتظر بمانید، پس از پایان سخنرانی، جایی را به شما نشان خواهم داد که در آن‌جا هیچ‌کس، هیچ مشکلی ندارد.»

مرد جوان گفت : اگر این کار را بکنید به هر قیمتی که شده خود را به آنجا خواهم رساند.

سخنرانی به پایان رسید.دکتر پیل مرد جوان را به قبرستانی در آن حوالی برد و گفت: مطمئنی که می خواهی به اینجا بیایی؟ نگاه کن 150 هزار نفر در اینجا اقامت دارند.هیچکدامشان کوچکترین مشکلی ندارند.

مشکل ها را بپذیرید :

شرکت کنندگان دوبا مانع؛ تمام فکرشان این است که چگونه از مانع ها حین مسابقه عبور کنند.آنان مانع ها را به عنوان جزئی از مسابقه پذیرفته اند.زندگی یک مسابقه دوبامانع است و مانع ها و مشکل ها جزء تفکیک ناپذیر زندگی هستند.این جا بهشت نیست بلکه سیاره ای است که در آن سرشار از شرایط و موقعیت های دشواری می باشد که آرامش و امنیتمان را به چالش می طلبند.
صحبت از ساختن زندگی ایده آل است.زندگی بدون مسائل بغرنج و بحران ها نیست بلکه حاصل مبارزه دلیرانه با مشکل ها و بحران ها و حل موفقیت آمیز آن هاست.

مشکل ها پیام ها هستند :

هیچ چیز مانند مشکل ها  انسان را با خودش آشنا نمی سازد.سختی های زندگی مانند آیینه ایست که در آن می توانیم نقاط ضعف و قوت خود را ببینیم.اگر شرایط دشوار و اتفاق های ناگوار ما را به هراس می اندازند تاب و توانمان را از ما می گیرند و رفتارمان را با دیگران تحت تاثیر قرار می دهند.باید بپذیریم که هنوز آنطور که باید و شاید به رشد مطلوب نرسیده ایم و دارای ضعف هایی هستیم که باید برطرف شوند.
مشکل های زندگی ناشی از بدبیاری و اقبال نامساعد نیست بلکه آنها در زندگی ما حضور دارند تا از طریق فائق آمدن بر آنها به درجه های بالاتری از کمال برسیم.با حل هر مشکل شما به قدرتی بزرگتر از آن مسئله دست میابید.

اگر می خواهید بدانید که چقدر بزرگ هستید و تا چه اندازه پیشرفت کرده اید به مسائل و مشکل های زندگی خود بیندیشید.نگاه کنید چه حوادثی شما را می آزارد.چه شرایطی آرامش شما را تهدید می کند؟چه اتفاقهایی شما را عصبانی ناراحت یا خشمگین می کند؟اگر کسی با کارها و گفتارش خشمگینتان میکند به جای مقصرشمردن او به این فکر کنید که چرا چنین شرایطی به این راحتی روحیه تان را خراب می کند؟

همیشه به یاد داشته باشید که :

اوضاع و شرایط زندگی انسان را نمی سازد بلکه نقاط ضعف و قوت او را آشکار می سازد.
اگرچه دنیا پر از رنج است پر از راههای غلبه بر آن رنج ها نیز هست.خداوند هرگز مسئله ای را بزرگتر از توانایی و قدرتتان پیش روی شما نمی گذارد .
همیشه با این باور با مسائل و موقعیت های مختلف زندگی روبرو شوید که از آن بزرگترید.به طور حتم راهی هست.کافیست ناامید و نگران نشوید و آرامش خود را از دست ندهید.

راه حل به زودی آشکار خواهد شد..
+ نوشته شده در  ساعت 7:8 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

تست اندازه گیری سلامت روحی وروانی

 

                       تصاویر متحرک پس زمینه موبایل (10 تصویر)

بهترین و جدیدترین خدمات 

وبلاگ نویسان جوان                

www.bahar20.sub.ir

به ده سوال زیر پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید 

سپس امتیازات خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید … 

 

سوالات تست :

۱) هنگامی که غمگین و ناراحت هستید آیا می توانید علت ناراحتی خود را بیابید ؟ 

همیشه : ۴ امتیاز  بیشتر اوقات : ۳ امتیاز  گاهی اوقات: ۲ امتیاز  به ندرت :۱ امتیاز 

۲) هر چند وقت چیزهایی را خریداری میکنید ولی واقعا نمیتوانید از پس هزینه آن برآیید؟ 

همیشه : ۱امتیاز  بیشتر اوقات : ۲ امتیاز  به ندرت : ۳ امتیاز  هرگز : ۴ امتیاز 

۳) آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟ 

اغلب : ۱ امتیاز  گاهی : ۲ امتیاز  خیلی کم : ۴ امتیاز  هیچ وقت : ۳ امتیاز 

۴) وقتی کسی شما را عصبانی کند شما چه میکنید ؟ 

با عصبانیت در مقابل او می ایستید : ۲ امتیاز  به هیچ کس هیچ حرفی نمیزنید : ۱ امتیاز 

 همه جا از او شکایت میکنید : ۳ امتیاز  به صورت آرام مساله را حل میکنید : ۴ امتیاز 

۵) معمولا چه مدت طول میکشد که به خواب بروید ؟ 

تا به رختخواب میروید میخوابید : ۳ امتیاز  ۲۰ دقیقه طول میکشد که بخوابید : ۴ امتیاز 

 خواب راحت ندارید و مدام پهلو به پهلو میشوید : ۱ امتیاز  یک ساعت یا بیشتر : ۲ امتیاز 

۶) معمولا در چه شرایطی به خود اجازه میدهید که گریه کنید ؟ 

وقتی ناراحتم و فقط افراد نزدیک حضور دارند : ۳ امتیاز  هر زمان که نیاز به گریه دارم : ۴ امتیاز 

هر کاری میکنم تا گریه نکنم : ۱ امتیاز  وقتی که تنها میشوم۲ امتیاز 

۷) آیا دوستانی خوب و صمیمی دارید ؟ 

جمع صمیمی از دوستان دارم : ۴ امتیاز  با افراد کمی صمیمی هستم : ۳ امتیاز 

به سختی میتوانم ارتباط برقرار کنم : ۲ امتیاز  نیاز به کسی ندارم : ۱ امتیاز 

8)  تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید ؟ 

خیلی زیاد : ۴ امتیاز  زیاد : ۳ امتیاز  کم : ۲ امتیاز  هرگز : ۱ امتیاز 

۹) چه چیزی باعث رضایت در شما و ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان است ؟ 

تحسین و تشویق دیگران : ۳ امتیاز  احساس درونی تان : ۴ امتیاز  

ترس از شکست : ۲ امتیاز  زنده ماندن و حفظ حیات : ۱ امتیاز 

۱۰) از نظر شما شادی و خوشبختی هر کس بر پایه چیست ؟ 

راه و روشی است که در زندگی پیش میگیرد : ۴ امتیاز  اقتصاد جامعه : ۳ امتیاز 

اصولی که از کودکی با آن تربیت میشود : ۲ امتیاز  شانس و اقبال فرد : ۱ امتیاز 

امتیازات را با هم جمع کرده وبرای دیدن پاسخ به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 2:50 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

یک تست شخصیت

             

خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.

مثلا اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.


۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:


الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲

ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴


۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟!


الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳


۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟!


الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶


۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟


الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶


۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟



الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸


۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟


الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸



۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟


الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰



۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟


الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴


۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟


الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱


۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟


الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳
 
                                     پاسخ تست: در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 5:37 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

فنون ریلکس درمانی-آرامش مغز وتخیلات آرامش بخش

 

Blue Roses 9 Myspace Layout  Blue Roses 9 Myspace Layout

فنون ریلکس تراپی --آرامش مغز 

-----------------------------------
 

۱- کارهای فکری به طور وقفه ناپذیر و با هجوم افکار مزاحم، مغز را دائم در حالت تحریک نگه می دارد و اجازه استراحت به سلول های مغز نمی دهد. بنابراین تحریکات مداوم، سلول های مغز را خسته می کند و موجب تنش مغز می شود.
۲- تحریکات مداوم مغز موجب افزایش ضربان های الکتریکی مغز می شود . افزایش تحریکات مغز موجب افزایش تحریکات عصبی می شود و کل سیستم بدن را که شامل دستگاه اعصاب و غدد مترشحه است مختل می کند.
۳- برای آرامش مغز باید تحریکات یا ضربان های الکتریکی را کاهش داد تا به حالت مهار یا آرامش برسد؛ که به وسیله کاهش تحریکات، ارائه تحریکات یکنواخت، عمل شرطی کردن، افزایش تمرکز فکر و شناخت ساعت بیولوژیک می توان این امر را انجام داد.
۴- اگر قسمتی از مغز را مهار کنیم فعالیت حرکتی عضلات مربوطه کاهش پیدا می کند و عضلات کرخت و شل می شود و بالعکس، اگر مانع فعالیت حرکتی عضلات شویم و انقباض آنها را کاهش دهیم، قسمت مربوطه مغز مهار می شود.
۵- روند مهار تدریجی است که توسط سه مرکز در مغز و با تولید چهار هورمون انجام می گیرد و مهار هر قسمت مغز، ارتباط عصبی- عضلانی همان قسمت را به علت کاهش تحریکات عصبی با مغز قطع می کند. در نتیجه حرکات عضلات مربوطه کند و در نهایت کرخت و بی حس و ریلکس می شود.
۶- قسمت مرکزی مغز آخرین محلی است که مهار می شود. این قسمت معمولاً به عنوان یک بخش بیدار به صورت سلول های نگهبان عمل می کند و با کوچکترین تحریک به صورت شرطی، یا در مواقع خطر، قسمت های دیگر مغز را نیز از حالت مهار خارج و شخص را بیدار می کند.
۷- خواب پنج مرحله دارد که چهار مرحله مسئول ریلکس به نام خواب آرام یا کند ، و یک مرحله مسئول رویا به نام خواب سریع است. در خواب آرام ، مرحله به مرحله ضربان های الکتریکی کاهش پیدا می کند به طوری که در مرحله چهارم به یک ضربه در ثانیه می رسد و حالت ریلکس عمیق ایجاد می شود.
۸- خواب مرحله چهارم علاوه بر اینکه یک ریلکس عمیق ایجاد می کند باعث ترمیم ضایعات سلولی به صورت اتوماتیک در کل بدن می گردد و اثرات اعجاز آمیز درمانی دارد.
۹- هر دوره یا سیکل خواب حدوداً ۹۰ الی ۱۲۰ دقیقه است که ساعت بیولوژیک این دوره ها را تنظیم می کند. بنابراین برای یک خواب خوب و رضایت بخش، همزمان با اعلام زمان خواب از طرف ساعت بیولوژیک که با علائم کرختی و شل شدن و سنگینی و کندی حرکات مشخص می شود، باید بخوابیم و با تنظیم ساعت بیولوژیک با چند دوره خواب کامل بیدار شویم.
۱۰- با شناخت مکانیسم خواب و تولید امواج مغز می توانیم به شکل مصنوعی با کرخت و بی حس کردن و سنگینی عضلات خود، تا مرحله چهارم خواب پیش برویم و از یک خواب مصنوعی خوب برای کسب آرامش استفاده کنیم.
کلینیک های خواب درمانی با ارائه یک برنامه منظم، شخص را با روش های متفاوت به مدت طولانی به خواب می برند و در اثر مهار و ریلکس عمیق به مدت طولانی ، بیمار بهبودی و شفای خود را به دست می آورد.
۱۱- برای کسب آرامش باید با مکانیسم خواب آشنا شوید و با رعایت روش های خوابیدن و بیدار شدن ، خود را معالجه کنید زیرا خواب خوب علاوه بر ایجاد آرامش، با ترمیم سلول های آسیب دیده در جریان بیماری ها، موجب درمان می شود...

فنون ریلاکس تراپی-- تخیلات ذهنی آرام بخش 

-------------------------------------------------
 
 
_ تصورات و تخیلات الگوهای ذهنی هستند که بر کنش و رفتار هر شخص اثر مستقیم دارد که حالات روحی، شخصیت و حساسیت هر فرد را در بر می گیرد.
_ الگوهای ذهنی ناهماهنگ شخص از خود نسبت به محیط می تواند حالات روحی او را دچار اختلال و شخص را حساس و شکننده کند و در اثر کمترین استرس دچار تنش و بیماری های روان – تنی شود.
_ یک تصور عمیق از الگوی ذهنی مناسب می تواند یک شخصیت برتر را با اعتماد به نفس و تسلط و مقاوم نمودن روح ، در اعماق وجودمان شکل بدهد. همواره شخص با یک دید برتر می تواند بر امور تسلط داشته باشد و این اعتماد به نفس موجب آرامش روانی شخص شود.
_ الگوهای ذهنی ایجاد شده در ذهن، بستگی به موقعیت اجتماعی و دگرگونی های محیطی و حتی وضع ظاهری و در نهایت تفسیر ما از زندگی دارد و خلق این الگوهای ذهنی در ارائه تنش و آرامش مؤثر است.
_ قوی ترین قوه ”مخیله” است زیرا بدون وقفه و ۲۴ ساعته حتی بدون حضور محرک کار می کند و اثرات عمیقی در نگرش و تفکر و حالات روحی ما دارد.
_ درد و درمان بستگی به امید و دید مثبت و منفی شخص دارد زیرا در دید منفی و ناامیدانه، حالات درد و بیماری ما تصوارت رنجوری بدن ملکه ذهن می شود و در دید مثبت شفا و سلامت و تندرستی ملکه ذهن می گردد.
_ ملکه ذهن مثبت یا منفی به اعماق درون نفوذ می کند و در آن صورت خواسته یا ناخواسته اعمال بدن را تحت تأثیر قرار می دهد.
_ برای ورود الگوهای ذهنی به اعماق درون، باید در حالات خلسه و از خود بی خود شدن قرار گرفت و هر چقدر عمر خلسه بیشتر باشد الگوهای ذهنی شدید در اعماق درون حکاکی می شود.
_ ارسال الگوهای ذهنی شدید در اعماق درون به دو صورت امکان پذیر است :
الف) طبیعی : مانند عشق، ایمان، ترس، دعاهای شبانه ، …
 ب) مصنوعی : فیکس چشمها، بی حسی عضلات، بی حرکتی بدن و …
_ برای کسب آرامش روحی بعد از ریلکس تن، باید به تخیلات و امیدها و آرزوها و خاطرات شیرین پرداخت تا روح ارضا شود. تصور زیارتگاه ها و اماکن مقدس به روح آرامش عمیق تری می دهد.
_ در تصورات و تخیلات دسترسی به غیرممکن ها روح را ارضا می کند و یک شخصیت برتر در بازسازی و تکامل روحی می شود و در نهایت موجب تقویت و آرامش روحی می گردد.
_ ”تصورات” می تواند یکی از قوی ترین اثرات آرامش را داشته باشد زیرا می توان در هر موقعیتی این تکنیک را به کار گرفت...

+ نوشته شده در  ساعت 8:7 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

فنون ریلکس تراپی(3)--مراحل

                   

فنون ریلاكس تراپی: آرامش متعالی

● كم و كیف انرژی روحی یا روانی موجود زنده نقش به سزایی در سرنوشت سلامتی و یا بیماری داشته به طوری كه برای تعیین كیفیت سلامتی می توان از دستگاه مخصوص برای مشاهده اشعه یا هاله های نورانی اطراف موجود زنده استفاده كرد.

● میزان قدرت انرژی و رنگ هاله می تواند نوع بیماری را مشخص كرده و حتی بیماری هایی كه در آینده رخ خواهد داد و این كه سیر بهبودی چگونه خواهد بود را نشان می دهد.

● اثبات انرژی روانی و هاله های اطراف آن و ارتباط آن با نوع سلامتی و بیماری نشانگر آن است كه بیماری روانی موجب بیماری جسم می شود. به همین منظور برای سلامت و بهبودی جسمی باید به سلامت و بهبودی روحی توجه شود.

● برای سلامت و بهبودی روح باید به آرامش متعالی و عرفانی رو آورده و با تكیه به منبع آرامش كه خداوند سبحان است موجب آرامش روح و تسلی خاطر شده و در نهایت موجب بهبودی بیماری جسمی می شود.

● بهترین طبیب روح و مشوق ازلی و ابدی و بهترین درمان، عشق درمانی و بهترین دارو ذكر و دعاست به طوری كه معالجه گراف روحی نیز معتقدند آنها وسیله ای بیش نیستند شفا و درمان از طرف خدا می آید.

● برای كسب آرامش روحی به طور كلی دو عمل باید انجام داد: الف) تقویت قدرت روحی و روانی ب) دمیدن روح پاك برای هدایت قدرت روحی و روانی.

● نفوذ شخصی علامت قدرت روحی و روانی است كه گاه با آرامش ظاهر موجب تقویت روحی و اعتماد به نفس خود می شویم كه این عمل اثر كوتاه مدت دارد كه گاه با افزاش قدر واقعی با نفوذ كلام و قدرت رفتاری بر دیگران تسلط پیدا كرده و باعث افزایش اعتماد به نفس واقعی شده كه اثر درازمدت را دارد و اگر هر دو با هم باشد بهتر است زیرا موجب آرامش روانی دائمی می شود.

● انتقال آرامش به دو صورت میسر می شود. الف) ارادی: با ایجاد تمركز فكر و دعا و ... ب) غیر ارادی الگوهای مغزی و احساسات یكسان انتقال آرامش از طریق انرژی روانی انجام پذیر است و ربطی به بُعد مكان و زمان ندارد این انتقال از نوع روحانی و معنوی است.

● بعد از سیر صعودی در تكامل انسانیت و قرب به خداوند رفته رفته انرژی روحی و روانی او در جهت صفات پسندیده و اخلاقی قوت می گیرد و در همین اثناء میزان انرژی و رنگ هاله به شكل بهتر تغییر پیدا می كند و به رنگ های آبی، سبز و سفید در می آید، به طوری كه رنگ هاله علما و ائمه سفید است و موجب درخشش و روحانیت چهره آنها نیز می شود و با دور شدن از خداوند هاله سیاه شده و رنگ چهره نیز از حالت درخشندگی خارج شده و به تیرگی می گراید.

● برترین قوه عشق پاك است، عشق آلودگی های درونی را می زداید و موجب تسكین روح شده و موجب پیوند با خدا گشته و با ایجاد وحدت آرامش اعجاز انگیزی تمام وجودمان را فرا می گیرد.

● از دیدگاه عرفان درد به خودی خود معنا ندارد. درمان درد، درمان نفس بیمار است برای رسیدن به آرامش باید نفس بیمار خود را معالجه كنیم و از طرفی از هوی و هوس ها دور شویم وگرنه آرامش روحی میسر نخواهد شد باید از روح پلید دوری جویید و به روح پاك و مقدس عرفانی برسیم.

● برای معالجه نفس بیمار باید هر دم مراقب حال و هوای خود باشیم تا افكار پلید نفوذ پیدا ننماید برای این منظور باید دائم ذكر بگوییم و به روح ملكوتی پیوند بخوریم و به آرامش حقیقی برسیم و برای مراقبه كلاسیك یا مدیتیشن می توانیم در محلی ساكت، راحت و صاف و كشیده بنشینم و خیلی آرام و موزون و كشیده ذكری  را بر زبان جاری كنیم و بعد از دقایقی از یك احساس آرامش باید همیشه در هر حال مصلحت و مشیت خداوند را سر لوحه كارهایمان كرده و به آن رفتار كنیم.

فنون ریلاكس تراپی: آرامش كاربردی

● هدف از آرامش كاربردی به كارگیری تمام فنون ریلاكس در هنگام روبرو شدن با موقعیت های نابهنجار است. به طوری كه اكثر افراد بعد از بهبودی و با قرار گرفتن در موقعیت های اضطراب زا مجدداً دچار تنش و بازگشت بیماری خود می شوند، بنابراین با به كارگیری آرامش كاربردی می توان خود را با جامعه هماهنگ كرد و به آرامش دائمی رسید.

● به كار گیری فنون آرامش كاربردی در اشخاص متفاوت خواهد بود كه بستگی به حساسیت های فردی و تنش های حاصله دارد. ولی به طور كلی فن به كارگیری مرحله به مرحله در شكل ساده شروع شده و به مراحل پیچیده ختم می شود.

● برای درك چگونگی شروع و ادامه این تمرین باید ارزیابی دقیقی از خود داشته باشیم و حالات روحی خود را نسبت به موقعیت های متفاوت دسته بندی كرده و از شكل ساده تا پیچیده نمره گذاری كنیم و بعد از راحت ترین موقعیت شروع به مشكل ترین موقعیت پر تنش برای رفع حساسیت زدایی اقدام كنیم.

● برای ارزشیابی باید حالات روحی فعلی و گذشته خود را با كمك گرفتن از دوستان مورد سنجش قرار داده و آنها را دقیق یادداشت كرده و بعد با حدس و گمان علل حالات روحی خود را مشخص كنیم.

● بعد از ارزیابی باید سعی كنیم با ارائه منطق راه حل مناسبی برای معمای درونی پیدا كنیم  و با تجزیه و تحلیل دقیق پنهان  به علل بدست آمده پرداخته و با راه حل مناسب نهایت كار را در نظر بگیرم. این امر موجب آن می شود كه ؟؟؟ پنهان از اعماق درون بیرون آمده و به خود آگاه برسد همین امر موجب تخلیه و آرامش روان می شود.

● بعد از مشخص شدن نكات ضعف آنها را به راحتی پذیرفته و در جهت اصلاح آن اقدام كنید تا هم مجبور به سركوب عواطف نشوید و هم با عقل و منطق در راه اصلاح آن بر آید.

● برای كسب آرامش هم به نقاط ضعف خود توجه كنید و هم به نقاط ضعف دیگران با توجه به نقاط ضعف دیگران نقاط ضعف خود را بهتر پذیرفته و در نهایت موجب افزایش اعتماد به نفس خود خواهید شد یعنی مشاهده گر زوایای روحی خود و دیگران باشید و سعی كنید هم به خود و هم به دیگران كمك كنید.

● قبل از اقدام به عمل و ارائه رفتار و كنش راحت و ریلاكس در عالم تخیلات رفتار خود را با دیگران تنظیم كنید و بعد با آمادگی روانی كامل كم كم برای اقدام به عمل آماده شوید.

● برای موفقیت بیشتر در عمل و رفتارتان می توانید صحنه های خیالی را ایجاد كنید و یا به تصویر كشیدن دیگران در صحنه تخیلی اقدام به عمل كنید و با بازسازی صحنه تخیلی حالات و رفتار خود را دقیق تر تنظیم نمایید یعنی با خودتان تئاتر بازی كنید.

● اگر در مرحله اقدام شكست خوردید و مجدداً دچار تنش شدید به مقدار كم و اندك موفقیت خود فكر كنید و از شكست به عنوان كسب تجربه یاد كنید و بعد از بازسازی صحنه مجدداً با آمادگی بیشتر اقدام نمایید و به موفقیت كامل فكر كنید.

● هر عملی را كه می خواهید انجام بدهید و با شجاعت كامل اقدام كنید و بگذارید دیگران شاكی شوند و برای دفاع از خود تلاش كنید شما با راه حل منطقی و به شكل پسندیده اعمالتان را با شوخی و مزاح هماهنگ كرده تا به شكل مردم پسندانه جلوه كند.

● در نهایت هر عملی را كه می خواهید انجام بدهید و ظیفه خود را در عمل نیك و پسندیده بدانید و عاقبت و نتیجه كار را به خداوند رحمان واگذار كنید، زیرا خداوند مصلحت ما را بهتر از خودمان می داند.(ادامه دارد)

+ نوشته شده در  ساعت 11:21 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

فنون ریلکس تراپی(2)--مراحل

            

 

فنون ريلكس تراپي- آرامش عضلاني
 
 
۱- آرامش عضلاني------------------------------------------------------------------
_ در اثر ترس و اضطراب و تنش حاصله تنس Tense)) يا انقباض عضلاني ايجاد مي شود. بنابراين براي كاهش ترس و اضطراب مي توان تنش زدايي كنيم يا عضلات را وانهاده كنيم. نهايتاً در قبال آرامش و يا ريلكس تن، آرامش روان نيز ايجاد مي شود.
_ بي حركتي و رهايي عضلات به سرعت مي تواند تنش حاصله و تنس عضلاني را كم كند و اضطراب و تنش هاي فكري را كاهش دهد.
_ براي درك و آگاهي از ريلكس عضلات را در حالت تنس يا انقباض شديدتر قرار مي دهيم تا بعد از رهايي ، هم تفاوت انقباض و ريلكس را درك كنيم و هم به ريلكس عميق تري برسيم.
_ تنس يا انقباض عضلاني در قسمت هاي مختلف ناراحتي هاي متفاوتي را ايجاد مي كند. تنس در گلو و تارهاي صوتي موجب لرزش يا خشن شدن صدا، تنس در عضلات سر موجب سردرد، و تنس در روده ها موجب كوليت يا دل دردهاي عصبي مي شود. بنابراين يك ريلكس عميق مي تواند همزمان تمام تنس يا تنش هاي حاصله را برطرف كند.
_ براي ريلكس عضلاني در پنج مرحله از پاها شروع مي كنيم و بعد دست ها و سر و صورت، عضلات شكم ، كمر و سينه ؛ و در آخرين مرحله به تمرينات مركب به طوري كه چند عضله با هم ريلكس شوند اقدام مي كنيم.
_ براي ريلكس مي توان از تمركز فكر بر روي عضلات استفاده كرد و آنها را شل و كرخت و بي حس كرد و با كنترل ذهني تمام عضلات را از حالت تنس خارج نمود ؛  و از ريلكس تمركزي مي توان در تمام حالات و شرايط استفاده بهينه كرد.
_ وقتي عضلات با تمركز فكري ريلكس مي شوند بدين معنا نيست كه واقعاً عضله شل شده باشد بلكه با تمركز فكر پيام هاي انتقال عصبي را مجهز به كاهش تحريك عصب سمپاتيك مي كند و عضله از حالت تنس حاصله از تنش خارج و به حالت وانهادگي يا ريلكس در مي آيد.

_ مرحله لتارژي  يا موت كاذب از عميق ترين مراحل ريلكس است به طوري كه فرد در اين مرحله كاملاً بي حس مي شود و اگر تيغي به عضلات او بزنيد احساس درد نخواهد كرد. در اين حالت آرامش به حد اعلاي خود مي رسد و شخص در حالت خلسه و از خود بي خود شدن دور از هرگونه اضطراب و تشويش خاطر قرار مي گيرد.
_ بعد از رهايي و شل و كرخت كردن عضلات ممكن است احساس سنگيني در عضلات حس شود و مي توان با تمركز فكر احساس سنگيني را افزود تا حدي كه نتوانيم حركتي كنيم و به مرحله آرامش عميق تر برسيم زيرا ايجاد سنگيني در اوج ريلكس است.
_ در هر وضعيتي اگر خود را سنگين حس كنيد و اگر به طور كلي هميشه آرام و متين و سنگين حركت نماييد از يك آرامش هميشگي برخوردار خواهيد شد.
_ در اثر احساس سنگيني ريتم تنفسي و ضربان قلب نيز آهسته و آرام خواهد شد و اين سنگيني موجب سنگيني و متانت در شخصيت شما نيز خواهد شد.
_ يوگا ورزش روحي است كه مبادرت به تمرين آن موجب تقويت اعصاب و تنظيم و تقويت غدد داخلي و مقاوم شدن روح و ريلكس عضلاني و در نهايت كسب آرامش خواهد شد.
_ براي كسب آرامش از طريق استحمام ابتدا بايد با استفاده از آب گرم تنس عضلاني را كاهش داد و سپس با آب سرد شور و نشاط و تقويت اعصاب را ايجاد نمود ؛ به طور كلي  با استحمام روزانه مي توان به آرامش خوبي رسيد.
_ دستگاه ارتعاش دهنده موجب تحريك عضلات مي شود و احساس شادابي و ريلكس مي كند. با تحريك مداوم عضلات چهره مي توان در حفظ جواني و جلوگيري از چين و چروك صورت اقدام نمود.
_ حمام آفتاب موجب تحريك عضلاني مي شود و ايجاد شور و نشاط مي نمايد و روي دم و بازدم منظم و تقويت اعصاب شديداً مؤثر است ؛ البته ولي آفتاب شديد با تحريكات شديد فرد را عصبي تر نيز مي كند ولي استفاده بهينه از آفتاب شخص را خوش مشرب و اجتماعي مي كند

فنون ريلكس تراپي بيوفيدبك آرامش bio-feedback----------------------------------------------
 
 
بيوفيدبك حالتي است كه شخص آگاهانه به حالت ها و احساسات قبلي خود برگشت مي نمايد تا بتواند احساسات خود را عميقاً درك كند و آنها را تحت كنترل ارادي خود بگيرد.
_ در مغز مراكزي وجود دارد كه نسبت به احساسات برانگيخته مي شود تا بتواند هماهنگي لازم را براي برقراري تعادل ايجاد كند . براي هماهنگي دقيق تر درون و برون اين مراكز معكوس يا متضاد دارند كه نسبت به احساسات متضاد برانگيخته مي شود، مانند سيري، گرسنگي، خشم و شادي، سرما و گرما؛ مغز با توازن اين دو مركز، توازن و تعادل را ايجاد مي كند.
_ براي توازن و تعادل روحي و جسمي بايد بتوان اين احساسات را به صورت ارادي و خود آگاهانه بيدار كرد و افزايش يكي از اين دو حس متضاد به حالت توازن و آرامش روحي رسيد.
_ براي بيداري احساسات بايد در حافظه اين احساسات را بايگاني و نگه داشت تا در صورت لزوم با بيداري يكي از دو حس متضاد بتوان حالات تعادل و آرامش را ايجاد كرد.
_ بعد از بيداري احساسات مي توان احساسات خوشايند را تقويت و احساسات ناخوشايند را كمي تضعيف كرد تا احساس نشاط و آرامش دائمي برقرار شود.
_ براي بيداري احساسات و حالات روحي بايد ابتدا چرخش آگاهي به احساسات فيزيكي و يا احساسات فعلي كرد. سپس مرحله به مرحله احساسات قلبي را بيدار كرده و آنها را در حافظه ذخيره كرده تا در صورت لزوم بتوان با دسترسي به حافظه احساسات مورد نظر را بيدار كرد.
_ گاه احساسات به صورت سمبليك در ضمير ناخودآگاه نقش مي گيرند و براي كنترل اين احساسات مي توان به عمل خواسته يا نيت كردن احساسات سمبليك را بيدار كرد و آنها را تحت كنترل در آورد.
_ بيوفيدبك در چهار مرحله است بعد از تسلط كامل در هر چهار مرحله مي توان به سرعت احساسات را در هر موقعيت بيدار نموده و جسم و روح را تحت كنترل گرفت و نهايتاً به تعادل روحي و آرامش رسيد.
_ براي كنترل بهتر احساسات متضاد بايد به صورت تسلسلي و پشت سرهم بيدار شوند تا وجه التفاوت اين دو حس بهتر درك شده و راحت تر بتوان آنها را بيدار و ايجاد توازن و تعادل روحي كرد.
_ تمرينات ابتدا بايد با حوصله و دقيق سپس رفته رفته با سرعت بيشتر انجام شود و با تكرار تمرين مي توان دو احساس متضاد را در حافظه حكاكي كرد و به سهولت آنها را به ياد آورد و كاملاً به شكل واقعي و حقيقي آنها را بيدار كرد.
_ با گسترش آگاهي بر احساسات واقعي و حتي كاذب مي توان به كنترل شديدتري رسيد به طوري كه اعمال خارق العاده را با كنترل ذهني به انجام رساند و اين است اسرار كار يوگائيها.

فنون ريلکس تراپي آرامش تنفسي -------------------------------------------------
 

۱- عرفاً و اصولاً افراد آرام از تنفس عميق ، و افراد مضطرب و هيجاني از تنفس تند، سطحي و کوتاه برخوردارند.
۲- تنفس تند و سطحي انرژي رواني را تقليل مي دهد و کارکرد طبيعي بدن را مختل مي کند و تنش هاي حاصله را افزايش مي دهد.
۳- چهار نوع روش تنفسي به ترتيب زير است:
الف) تنفس شانه اي که شخص با بالا بردن شانه هايش عمل دم را انجام مي دهد و در عمل باز دم شانه ها مجدداً پايين مي آيد، اين تنفس در حالت هيجان زدگي پيش مي آيد.
ب) تنفس سينه اي: عضلات بين دنده اي با انقباض و انبساط، حجم تنفسي را کاهش يا افزايش مي دهند و در افرادي که در حالت عادي به سر مي برند رخ مي دهد.
ج) تنفس شکمي : در اين حالت شکم به جلو و عقب مي رود و کساني که در وضعيت آرامش به سر مي برند اين حالت را دارند.
د) تنفس سينه اي- شکمي: کساني که از آرامش خيلي عميق برخور دارند، از اين تنفس برخوردارند در اين تنفس هم تنفس شکمي و هم تنفس سينه اي وجود دارد.
۴- کمترين حجم تنفسي مربوط به تنفس شانه اي است که در مواقع اضطراب و هيجانات بروز مي کند و بهترين نوع تنفس سينه اي- شکمي است که در حالت آرامش بروز مي کند.
۵- براي کاهش اضطراب و هيجانات و دوري از هرگونه تنش بايد خود را به تنفس سينه اي- شکمي عادت بدهيم و اين تکنيک در کاهش هيجانات واقعاً معجزه مي کند.
۶- براي کسب آرامش و اصلاح تنفس بايد از هرگونه حرکت شانه ها به سمت بالا جلوگيري کرد و باعمل دم و بازدم، شکم به جلو و عقب برود و سينه فراخ شود.
 
۷- در حالت هيجان زدگي مقداري از هواي تنفسي در عمل بازدم کاملاً تخليه نمي شود و در ريه باقي مي ماند؛ يعني عمل بازدم کوتاه و سطحي مي شود. بنابراين براي کاهش هيجانات مي توانيد هواي تنفسي را با فشار تخليه کنيد که گاه در حالت عادي به شکل ”آه کشيدن” در مي آيد.
۸- در حالت خواب آلودگي، تنفس منظم و صدا دار از ته گلو شنيده مي شود. اين عمل عضلات را ريلکس مي کند و شخص را آماده خواب مي کند. مي توان از همين تکنيک براي ريلکس عضلات استفاده کرد ولي بايد مواظب باشيم که به خواب نرويم تا عضلات عميق تر ريلکس شود.
۹- تنفس خنک کننده براي افراد عصبي و آتشين مزاج واقعاً معجزه مي کند و حرارت و داغي آنها را مي گيرد، که گاه افراد در وضعيت عصبي اين عمل را به طور طبيعي انجام مي دهند.
۱۰- حبس تنفس باعث مي شود واحدهاي مغزي در يک نقطه متمرکز شوند و همين امر باعث تمرکز فکر و نشاط و شادابي مي شود.
۱۱- تخليه تنش هاي حاصله، قوي ترين تکنيک ريلکس است ( که بدون استاد نمي توان اين تکنيک را تمرين کرد )...(ادامه دارد...)

+ نوشته شده در  ساعت 12:27 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

رنگ اسم ما چیست؟

            

به گفته ی روانشناسان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و به عبارت دیگر ( خود ) واقعی مان را با این رنگها نشان می دهیم. برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود دارد. که می‌تواند بر زندگی او تاثیر بگذارد.جالب است نه؟! اینکه شما بدانید برای اسمتان رنگ مخصوصی وجود دارد و می‌توانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید! باید بسیار جالب و هیجان انگیز باشد.پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید:

رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از :
 
قرمز:     1       ش      ج     س      الف
نارنجی:‌ ‌‌‌2        ت      ث      ک       ب
زرد:      3        ی       ل     ص      ض
سبز:    ‌4        و       م       د        ژ
آبی:     5        چ       ن      ط       ظ
نیلی:   6        ح       خ       ف      -
بنفش:  7       ع       پ       غ       -
صورتی: 8       ز       ق        ه       -
طلایی: 9        ر       ذ        گ      -

برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال می‌آوریم بدین شکل که اسم و فامیل خودرا روی برگه کاغذی می‌نویسید و بر اساس حروف و اعداد ذکر شده برای هر کدام،به رنگ مربوطه دست پیدا می‌کنید.
مثال : لیلا جلالی
ل3  ی3   ل3   الف1  ج1  ل3  الف1  ل3  ی3
سپس اعداد را با هم جمع می‌کنیم:
21=3+3+1+3+1+1+3+3+3
باز هم دو عدد را با هم جمع می‌کنیم:
3=1+2 عدد 3 مربوط به رنگ زرد است.
حال میتوانید مشخصات خود را بخوانید.
 
صورتی
دارای قدرت جسمی بالایی هستید بخاطر اراده ی بالایی که دارید میتوانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید. با مسئولیت ها به راحتی کنار می‌آیید و می‌توانید دیگران را در حل مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی فردی قوی و عمیق هستید.صمیمیت بیش از اندازه با دیگران سخت است.

قرمز
بسیار جاه طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن است از دیگران هم مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش دارید که آشکارا به فعالیت بپردازید و مورد توجه قرار بگیرید.بسیار خونگرم هستید و بسادگی تحریک می‌شوید. ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای اخمهایتان در هم رفته و به لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العاده تان در جهت مثبت استفاده کنید.

زرد
بسیار تیز هوش هستید.شخصیتی بسیار خوش بین و فعال دارید. هرگز در ابراز آنچه می‌خواهید بر زبان بیاورید کم نمی آورید.بخاطر زنده دلی ابتکار و مستعد بودنتان در بر قراری ارتباطی خوب با دیگران همیشه دور و برتان پر از دوستان مختلف خواهد بود.با وجودی که روحیه ی بسیار شادی دارید هرگز احساس رضایت نخواهید کرد مگر اینکه شادیهایتان را با دیگران تقسیم کنید.تنها ایرادی که ممکن است داشته باشید قدرت تخیل و تجسم بیش از اندازه تان است که گاهی شمارا در خود غرق می کند!اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر درستی هدایت کنید در آخرخواهید دید بیشتر کارهایی که با هدفی مشخص شروع کرده اید ناتمام مانده اند.

طلایی
در هر چیزی فقط حد بالای آن می تواند رضایت خاطر شمارا بر آورده کند. از طرف دیگر رفتار و کلامتان چنان جذابیتی دارد که به ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته تان نشود. دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است. به هر چیزی با خوش بینی زیاد نگاه می کنید. می توانید معلم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران نیز انتقال دهید.شرایط منفی را می توانید به بهترین موقعیت ها تبدیل کنید.

نیلی
زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان شباهت دارد. با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید می‌توانید توان و شادی فوق العاده ای به افراد افسرده ببخشید .علاوه بر روحیه و شخصیت نوع دوست و انسان پروری که دارید ازیک حس ششم بسیار قوی برخوردارید که از این طریق نیز می‌توانید براحتی از مشکلات مردم با خبر شوید.

سبز
برای شما خیلی مهم است که برنامه روزانه داشته باشید.نظم و انضباط برایتان اهمیت زیادی دارد.بندرت ممکن است زنگیتان آشفته و بی هدف باشد. دیگران اغلب برای گرفتن راهنماییهای جدی نزد شما می‌آیند.برای حل مشکلات دیگران بشدت حرص می‌خورید.تکامل شخصیتی برایتان بسیار حائض اهمیت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود هرگز از آموختن دست بر نمی‌دارید. ترجیح می‌دهید بجای از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن روی هدف ثابتی به فعالیت بپردازید.

بنفش
عاشق کند و کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل عشق به علوم ماوراء الطبیعه در شما به حد کافی رشد کرده است.این باعث شده به رشته هایی چون فلسفه روی آورید هیچ اتفاقی را به راحتی قبول نمی‌کنید. مگر آنکه خودتان آنرا شخصا تجربه کرده باشید .برای حل مشکلات نیز راه حل را در درون خود می جویید. عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن با دیگران کمی برایتان مشکل است.

آبی-----
به احتمال قوی دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر تشریفاتی می‌دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توجه هستید.آزادی برایتان ارزش زیادی دارد و هرگز نمی‌توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم شود و یا زیر نظر قرار دارید. اگر این همه دنبال تنوع هستید به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید وبرای همین زندگی با تمام مشکلات و سختی هایش برای شما ارزشی فوق العاده دارد.

نارنجی
شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید باعث شده محبوب دیگران باشید.دیگران از بودن با شما لذت برده و انرژی مثبت میگیرند.سعی می‌کنید همیشه لیوان را از نیمه پر آن ببینید و با بذله گویی خاص خود محیط را برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده کمک به دیگران هستید . رنگین کمان زندگی تان را دوست دارید تا زندگی را برای دیگران نیز زیباتر نمایید.

+ نوشته شده در  ساعت 1:30 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

کودک درون2(شفای کودک درون)

  
                    

کودک درون، خردسال پنهان ماست که نیاز به مراقبت و محبت دارد و با برآورده شدن این نیازاو ، استرس و غم  درون ما کاهش می یابد. در مقاله قبل به توضیح در باره شیوه های عملکرد افراد در سه سطح والد، بالغ، و کودک پرداختیم، ویزگی های کودک درون و نیاز های او را بررسی کردیم و طریقه شناخت آن را در مواقع مختلف زندگی ذکر نمودیم. در ادامه چگونگی مراقبت و پرورش مناسب او را شرح می دهیم.

 کودک درونتان علاقه‌مند به شنیدن چه چیزهایی است؟

او مایل است که به او بگویید:

دوستت دارم، مواظبت هستم و تو را همان‌طور که هستی می‌پذیرم، از این که تو را دارم بسیار مغرور و مفتخرم، تو همه چیزی هستی که دارم، تو بسیار زیبا و جذاب هستی عزیزم، تو هنرمند و خلاقی،  تو تواتمند و پرتلاشی،  متاسفم از اینکه به تو آسیب رساندم،  متاسفم از اینکه فراموشت کردم،  متاسفم از اینکه تو را به عنوان یک کودک آن‌طور که بودی نپذیرفتم و انتظار داشتم به سرعت رشد کنی و بزرگ شوی، می‌توانی به من اعتماد کنی و هر طور دلت می‌خواهد باشی (خودت باشی)، ما برای رسیدن به سلامتی ، رشد، شادی و لذت  با هم همکاری خواهیم کرد.

پیامدهای منفی سرکوب کردن کودک درون

وقتی در مقام یک بزرگسال، تمایلات، خواسته‌ها و نیازهای کودک درون را سرکوب می‌کنید، در معرض خطرات زیر قرار می‌گیرید:

- هرگز یاد نمی‌گیرید چگونه احساس طبیعی داشته باشید، بازی کنید و لذت ببرید.

- هرگز یاد نمی‌گیرید چگونه آرام باشید و استرس‌های خود را کنترل کنید.

- از اینکه به اندازه کافی «خوب نیستید» احساس گناه می‌کنید و  از بودن در کنار خانواده و کودکتان لذت نمی‌برید.

- نسبت به افرادی که از زندگی لذت می‌برند، بدبین می‌شوید.

- از صمیمی شدن با دیگران می‌ترسید، منزوی می‌شویدو می‌ترسید که در ارتباط با مردم بی‌کفایت ارزیابی شوید.                             

                   

                    مراحل شفای کودک درون

مرحله 1: به منظور آشنایی با کودک درونتان ابتدا چشم‌هایتان را ببندید و آرام باشید، سعی کنید حداقل به مدت نیم ساعت خودتان را در نقش کودکی خردسال (3 تا 8 ساله) مجسم کنید و خودتان را ببینید که با اعضای خانواده در تعاملید و به واکنش‌های کودکانه خود دقت کنید.

- خودتان را با هم بازی‌هایتان مجسم کنید. توجه کنید که در کنار آنان چه احساسی دارید و چقدر لذت می‌برید.

- خودتان را در کلاس درس مجسم نمایید و دقت کنید که با معلم چگونه ارتباط برقرار می‌کنید.

اگر احساس کردید در آن حالت، کودکی ناراحت و ناراضی هستید، سعی کنید به یادآورید، آخرین بار در کودکی چه زمانی شاد و خوشحال بودید. این آخرین خاطره شما از کودک شاد همان «کودک درون» است که در حال حاضر به منظور مقابله با استرس درونتان مخفی شده است.

مرحله 2: اکنون که با کودک درونتان آشنا شدید، سعی کنید به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:

الف) کودک درونتان را چگونه وصف می‌کنید؟

ب) چه زمانی کودک درونتان تصمیم گرفت در درون شما مخفی شود؟

ج) چگونه می‌توانید  پیام‌های مثبت را به او انتقال دهید؟

د) عقاید غیرمنطقی درباره کودک درونتان، در زندگی چیست؟ و چگونه با آن مقابله می کنید؟

مرحله 3: در حال حاضر، برای برنامه‌ریزی عملی در جهت مراقبت از کودک درونتان آماده‌اید. سه فعالیت زیر می‌تواند در برنامه‌ریزی شما و مراقبت از کودک درونتان موثر باشد.

فعالیت اول: یادبگیرید چگونه از چیزهای کوچک در زندگی لذت ببرید.

چشم‌هایتان را به روی زیبایی‌های طبیعت بگشایید و از آنها لذت ببرید، دایره لغات «حسی» خود را گسترش دهید. سعی کنید زندگی را با تمام وجود و با تمام حس‌هایتان تجربه کنید. با طبیعت ارتباط برقرار کنید.

 برای مثال در ساحل رودخانه قدم بزنید، نور مهتاب را تماشا کنید و در زیر آسمان پرستاره پیاده روی کنید. خود را با کودکان و حیوانات مشغول کنید، در یک کلاس سرگرم کننده و شادی‌آور شرکت کنید و حسی از شوخ طبعی را در خودتان ایجاد کنید و از آن لذت ببرید.

                          
 
فعالیت دوم: یاد بگیرید چگونه احساس کنید و چگونه احساسات خود را با دیگران تقسیم کنید. به این منظور نیز باید گام‌هایی بردارید:

 احساسات خود را همه روزه دردفترچه یادداشت بنویسید.

یک داستان فانتزی در دفترچه یادداشت خود بنویسید، داستانی که تجربه شما را حداقل در 10 احساس مثبت متفاوت، وصف می‌کند.

آرام باشید و خودتان را مجسم کنید که احساسات مثبتی را تجربه می‌کنید. تجربه حاصل را در دفترچه یادداشت خود ثبت کنید.

فعالیت سوم: یاد بگیرید چگونه کودکانه بازی کنید.

سعی کنید «خشک بودن» و جدیت را کنار بگذارید و خود انگیخته باشید و بگذارید «کودک درونتان»  خود را رها سازد.

سعی نکنید حالت‌ها و رفتارهای کودک گونه را در حین بازی در خود خفه کنید، راحت باشید.

بازی، مستلزم استفاده از تخیل است پس در بازی کردن از تخلیه و خیال کمک بگیرید.

برای خودتان چشن تولد بگیرید.

در مجموع، همه فعالیت‌های ارائه شده، به منظور آزاد سازی بخش‌ نبستاً مهمی از روان شماست. با آزاد شدن این بخش از روان، از انرژی و قدرت لازم برای رشد و کمال شخصی برخوردار خواهید شد. به‌علاوه زخم‌های احساسی شما زودتر بهبود می‌یابند، انرژی بیشتری برای کار و فعالیت دارید و دردها و ناراحتی‌های جسمانی، شما را ترک خواهند کرد.(باتشکرازتبیان)

+ نوشته شده در  ساعت 5:0 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

جملات معجزه گر

 

13.gif6.gif

                             نامه ی تشکر آمیز

 

متشکرم:

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.

برای همه وقت هایی که به حر ف هایم گوش کردی.

برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی.

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.                   

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.

برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من هستی.

برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم".

برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.

برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.    

برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.

 برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.

به خاطرهمه این ها، هیچ وقت فراموش نکن که:

همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم.

همیشه پشتیبانت هستم.

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.

فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد.

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.

من کاملاً به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.

در دنیا تو از هر چیزی برایم مهمتر هستی.                  

همیشه دوستت دارم، چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

همین الان در فکر تو هستم.

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.

من همیشه برای تو این جا هستم و دلم برایت تنگ است.

هر وقت که احتیاج به درد و دل داشتی روی من حساب کن.

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.(باتشکرازتبیان)

+ نوشته شده در  ساعت 3:52 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

هفت راهکاربرای زندگی صمیمانه

          عشق 

برای ایجاد صفا و صمیمیت باید رفتارهای خاصی در محیط خانوادگی حاکمیت داشته باشد تا صفا و یگانگی فراهم آید به همین مناسبت به رفتارهایی که موجب ایجاد صفا و صمیمیت می شود اشاره می کنیم .

1 - اولین عاملی که موجب پدید آمدن صمیمیت می شود خوش اخلاقی است . بدیهی است که منظور از حسن خلق نرمی وملایمت و تحمل و شکیبایی است . زن و مرد باید سعی کنند در ارتباط با همدیگر روحیات انسانی را در حد کمال مراعات کنند و از تندی و تیزی وعصبانیت و حساسیت ها جداً‌ پرهیز نمایند . از امام حسن مجتبی نقل شده است : هیچ عیش و زندگی برتر و والاتر از خوش اخلاقی نیست .۲ - دومین عاملی که صفا و صمیمیت را در محیط خانوادگی فراهم می آورد خوش زبانی است . زن ومرد خانواده باید از ابراز هر نوع کلمات و الفاظ زننده و کوبنده اجتناب کنند و هرگز نسبت به یکدیگر زخم زبان نزنند زیرا هیچ عاملی همانند نیش زدن به صمیمیت خانواده لطمه وارد نمی کند . رسول خدا در طول زندگی خود در ارتباط با مسائل شخصی و خانوادگی هرگز زبان به انتقاد نگشود و اگر اعتراض و انتقادی می کرد در انحصار مواردی بود که به حدود و قوانین الهی تجاوزی به عمل آمده بود و در غیراین صورت با سکوت و نادیده گرفتن گذشت می کرد .

وقتی مرد وارد خانه می شود سختی ها و دشوارهای زندگی را فراموش کند و با چهره ای متبسم و خندان با همسرش مواجه شود .

۳ - سومین نکته که بسیار حساس است و در ایجاد و حفظ صمیمیت ها نقش مؤثر را عهده دار است خوش برخوردی است . همه افراد علاقه دارند که دیگران با آنان برخورد خوبی داشته باشند . بنابراین زن و مرد هم از این قاعده کلی مستثنی نیستند. هر مردی دوست دارد وقتی به خانه قدم می گذارد همسرش با چهره ای خندان و با گشاده رویی با او برخورد کند . چنانکه زن خانه نیز متوقع است وقتی مرد وارد خانه می شود سختی ها و دشوارهای زندگی را فراموش کند و با چهره ای متبسم و خندان با همسرش مواجه شود . فراموش نکنیم که برخوردهای اولیه افراد بسیار مؤثر و نقش آفرین است .

۴- نکته چهارم که در ابقای صمیمیت ها بسیار مؤثر می باشد این است که در زندگی خانوادگی ، زن و مرد احترام یکدیگر را حفظ کنند و در برابر اعضای خانواده و بیگانگان رفتارشان با یکدیگر آنچنان گرم و صمیمی باشد که همه گمان کنند آن دو از کثرت گذشته به وحدت و یگانگی واقعی رسیده اند . در انجام امور خانوادگی و فامیلی از تک روی پرهیزنمایند و تا رضایت و تمایل طرف مقابل را به دست نیاوره باشند به اظهار نظر قانع اقدام نکنند .  

مرد و زن در تمام دوران زندگی از شک و تردید برکنار نیستند لذا وقتی مورد تأیید دیگران قرار می گیرند جان و توان تازه ای بر آنان دمیده می شود.

۵- نکته پنجم اینکه زن و مرد موظف هستند یکدیگر را تأیید و تثبیت کنند و این کار علاوه بر اینکه عملاً انجام می گیرد باید در گفتار و رفتار هم انعکاس یابد به عبارت ساده تر زن و مرد رسماً باید اعتراف کنند که منهای طرف مقابل قادر به زندگی کردن نیستند . این تأیید و پذیرش موجب افزایش صفا و صمیمیت خواهد بود . باید توجه داشته باشیم که همه انسانها اعم از مرد و زن در تمام دوران زندگی از شک و تردید برکنار نیستند و این تردید و شک در رفتار و کردارشان نیز منعکس می شود لذا وقتی مورد تأیید دیگران قرار می گیرند جان و توان تازه ای بر آنان دمیده می شود.

 ۶- نکته ششمی که  در افزایش صمیمیت در میان زوجین موثر است . قدر شناسی است. قدر شناس بودن فرد او را در دلها محبوب و دوست داشتنی می کند ." شکر نعمت نعمتت افزون کند. " روحیه تشکر باعث می شود تا دیگران برای کمک و ارتباط نزدیک با شما اشتیاق بیشتری پیدا کنند.

۷- و اما نکته آخر اینکه با خانواده او صمیمی و یکدل باشید. پدر و مادر همسر شما حق بزرگی بر گردن شما دارند . چرا که سرمایه عمر خود را به شما بخشیده اند و از شما جز محبت و احترام انتظار دیگری ندارند. ضمن آنکه والدین هر کسی از عزیز ترین موجودات برای او هستند و محبت به آنها می تواند کلید قلب همسر را بدست بیاورد.(باتشکرازتبیان)

+ نوشته شده در  ساعت 8:28 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

غرنزن ؟لبخندبزن...

               

غر زدن مانند خشمگین شدن، که بروز ناپخته اعتراض و یا فریاد زدن که بروز نادرست خشم است، روشی ساده‌انگارانه برای بیان برخی احساسات درونی انسان است و البته عملی بی‌دلیل و بی‌ریشه نیست! هرچند که می‌تواند به واکنشی تکراری و عادتی تبدیل شود............از آن‌جائی که از لحاظ روان‌شناسی خانم‌ها تمایل و نیاز بیشتری برای ایجاد ارتباط کلامی دارند و هر نوع هیجانی در آنها معمولاً منجر به بهانه‌ای برای ایجاد ارتباط می‌گردد، شاید بتوان گفت که عمل غر زدن که نوعی ارتباط کلامی ناپخته و گاه غیر مستقیم است در خانم‌ها بیشتر به چشم می‌خورد و صد البته که در آقایان هم وجود دارد.

غر زدن به عبارتی بیان نوعی نارضایتی و ناراحتی با جملاتی نارسا، نامناسب، گاه کلیشه‌ای و پی در پی، بدون هیچ برآوردی شایسته از موقعیت موجود و وضعیت شنونده است.

به‌طوری که گاه فرد در حال انجام کاری زیر لب جملاتی را زمزمه می‌کند و از واکنش اطرافیان نسبت به این رفتار خود که ـ معمولاً و طبیعتاً واکنشی نامناسب است ـ خوشش نمی‌آید.اما آیا به‌راستی غرغر کردن روشی مناسب و مؤثر برای بیان احساسات است؟

- خانم‌ها چه باید بکنند؟

خانم‌ها باید با خودشان صادق باشند و به طرزی عمیق درباره احساسات و واکنش‌های درونی خود تفکر کنند. در لحظاتی که احساسات منفی و ناخوشایند بر آنها مستولی می‌شود و در شرایطی که احساس نارضایتی می‌کنند، با خود بیندیشند که ریشه و علل این احساس و نارضایتی چیست؟ شاید در برخی شرایط ، عوامل مختلفی در طی زمان باعث به‌وجود آمدن تدریجی این حالت شده باشند. بنابراین باید کلی‌تر و عمیق‌تر بررسی کرد. دوم آن‌که خانم‌ها پس از پیدا کردن ریشه احساسات خود می‌توانند تحمل این نارضایتی و ناراحتی را به خود آسان کنند و در ضمن چه کاری می‌توانند انجام دهند که در آینده دوباره دچار این وضعیت نشوند.

بنابراین به‌نظر می‌رسد برای یک خانم، اولین راه ایجاد ارتباط کلامی و صحبت کردن ـ به نوعی درد دل کردن ـ با فردی که مورد اعتماد است که می‌تواند در ارتباط با این احساس‌های منفی باشد، اعم از والدین و یا همسر و یا فرزندان . و همچنین صحبت در محیطی آرام، با جملاتی رسا و مناسب و به دور از عوامل مخربی چون خشم، مقصرجویی و توهین و ....

غرزدن نه تنها باعث احساس آرامش نمی‌گردد بلکه در اطرافیان ایجاد تنش و واکنش منفی و حتی سوء تفاهم می‌کند.

وقتی خانمی از انجام کارهای منزل بسیار خسته می‌شود و از وضعیت موجود احساس نارضایتی می‌کند، می‌‌تواند به جای‌ آن‌که به طور ناخودآگاه شروع به غر زدن کند ، در تفکری اولیه دریابد که شاید این احساس نارضایتی او از عدم همکاری همسر یا فرزندانش در امور منزل و یا عدم قدردانی آنها از این مسأله باشد. پس می‌تواند بدون آن‌که با غر زدن احساس تقصیر و اتهام را در آنها به‌وجود آورد و باعث جبهه‌گیری آنها شود و یا سبب سوء برداشت‌هائی مانند منت گذاشتن یا قضاوت ضعیف بودن گردد، این مسأله را با همسر یا فرزندانش در وقتی مناسب و در محیطی آرام با جملاتی رسا و صمیمانه درمیان بگذارد و ضمن بیان احساسات و افکار خود ، احساسات و افکار آنها را جویا شود. حتی می‌توان این مسائل را طی نامه‌ای به مخاطب انتقال داد یا حتی گاه به صورت مکمل از راهکارهائی عملی مثل نوعی تقسیم وظایف به صورت نامحسوس استفاده کرد.

از طرفی جلسات گفت‌وگو میان همسران و والدین و فرزندان در زمانی مشخص از هفته، از بروز این احساسات منفی و نارضایتی جلوگیری خواهد کرد.

- آقایان چه باید بکنند؟

مردی زیرک است و عاقلانه رفتار می‌کند که هنگام روبه‌رو شدن با غرغر کردن‌های همسرش پیش از هر چیزی از ایجاد احساسات و واکنش‌های منفی در خود جلوگیری کند و منطقی و مهربانانه به این واقعیت بیندیشد که این رفتار (غر زدن) تظاهر احساساتی است که از چشم او به دلایلی که شاید به نوعی خود در آن دست داشته پنهان مانده است.

مردی زیرک است که به این واقعیت بیندیشد که این رفتار (غر زدن) تظاهر احساساتی است که از چشم او به دلایلی پنهان مانده است.

آقایان باید بدانند که اندکی تدبیر می‌توانند شرایط را به نحو احسن به سود همه تغییر دهند. او باید به همسرش کمک کند تا تحمل احساسات منفی و نارضایتی برایش آسان‌تر گردد و از طرفی شرایطی را به وجود آورد که در آینده این وضعیت و حالت مجدداً تکرار نگردد. پس اولین قدم آن است که مرد با کلام خویش با همسرش هم احساسی کند. این مسأله چنان مهم است که گاهی می‌تواند مرد را از جایگاه مقصر به جایگاه نجات‌دهنده صعود دهد. جملاتی ساده مانند: عزیزم می‌دانم که بسیار ناراحت هستی و من نیز متأسفم ... حق با توست .... من کاملاً تو را می‌فهمم و ... عزیزم از من چه کاری برمی‌آید تا مشتاقانه انجام دهم و ... می‌توانند اوضاع را بهبود بخشند.

 این ارتباط کلامی گاه به سرعت باعث کاهش احساسات منفی زن خواهد شد که می‌توان به آن ارتباط فیزیکی و رفتاری را به تدریج اضافه کرد. دستان همسرتان را که در حال غر زدن و گلایه است صمیمانه در دست بگیرید، در چشمانش خیره شوید و به او بگوئید که درکش می‌کنید و از او بخواهید تا صحبتی گرم داشته باشید تا معجزه ارتباط مناسب را تجربه کنید..........مرد می‌تواند در قدم بعدی در طولانی مدت با رفع علل ایجاد احساس منفی در همسرش به محیط خانواده خود آرامش و شادی بیشتری ببخشد. به‌طور مثال در مورد ذکر شده با همکاری‌هائی کوچک در امور منزل، یا با تقدیرها و تشکرهای کلامی و یا نوشتن دو سه خط نامه صمیمانه که در انتها به دوستت دارم و سپاس ختم می‌شود ،  می‌تواند به تعالی خود، همسرش و خانواده‌اش بسیار کمک کند. شاید مطالب فوق بیشتر اشاره به روابط همسران داشته باشد که البته باید ذکر کرد غرزدن می‌تواند در هر کسی و در هر سنی وجود داشته باشد و در هر رابطه‌ای ایجاد مشکل کند، مثل روابط والدین و فرزندان، روابط همکاران، روابط خواهرها و برادرها، روابط دوستان و ...مسلماً با کمی حوصله می‌توان مطالب فوق را تعمیم داده و در هر رابطه‌ای به کار برد. اگر اهل غر زدن هستید از همین اکنون شروع کنید. (باتشکرازتبیان)

+ نوشته شده در  ساعت 3:7 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

عناصر موفقیت

     

همه چیز از فکرتان شروع می شود. این سیستم اعتقادی شما و طرز تفکرتان است که زندگی امروزتان را شکل می دهد. اگر زندگی متوسط الحالی را می گذرانید به خاطر تصمیمات بدی است که اتخاذ کرده اید. همچنین تصمیمی که گرفتید هم از طرز تفکر و باورهایتان سرچشمه می گیرد.

درنتیجه، اگر می خواهید به موفقیت دست پیدا کنید، باید اول از فکرتان شروع کنید. طرز تفکر افراد موفق را الگوی خود قرار دهید و مطمئن باشید که شما هم مثل آنها نتیجه عالی به دست خواهید آورد:

 ----طرزفکر ۱: همه انسانهای موفق مسئولیت پذیر هستند. مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، افراد موفق مسئولیت آنرا به گردن می گیرند. هیچوقت اقتصاد یا کس دیگری را در کسادی کارشان مقصر نمی کنند. درعوض، با قبول اشتباه خود مسئولیت آن را پذیرفته و به فکر بهبود وضعیت می افتند. افراد موفق می دانند که اگر دیگران را مقصر بدانید یا مسئولیت را گردن این و آن بیندازید، قدرت کنترل موقعیت را از دست خواهید داد.

 ---طرزفکر۲: همه انسانهای موفق به کار خود متعهدند. موفقیت اتوماتیک وار به دست نمی آید؛ از آسمان به زمین نمی افتد. باید برای به دست آوردن چیزهایی که در زندگی می خواهید، 100% به کارتان تعهد داشته باشید. خیلی ها فقط رویای موفق شدن را در سر می پرورانند، امیدوارند که موفق شوند، آرزویشان موفقیت است اما هیچوقت به کارشان متعهد نمی شوند. لحظه ای که تصمیم می گیرید و 100% به کاری متعهد می شوید، دیگر هر کاری که لازم باشد برای رسیدن به آن انجام می دهید.     

---طرزتفکر۳:همه انسانهای موفق جرات تصمیم گیری برای موفقیت در زندگی را دارند. می دانید، موفق شدن جرات و جسارت می خواهد. اگر فرصتی پیش رویتان است، برای استفاده از آن نیاز به جرات و شهامت دارید. این مسئله مخصوصاً در موفقیت های مالی بسیار مهم است. قبل از اینکه کاری را شروع کنید، باید جرات بله گفتن به آن و شروع آنرا داشته باشید.

با دنبال کردن این سه طرزفکر افراد موفق، امیدواریم که بتوانید به هرچه در زندگی می خواهید برسید.

 موفقیت تصادفی نیست

موفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. البته ممکن است که در طول مسیر کمی شانس با شما همراه شود و در یک موقعیت خوب قرارتان دهد اما بادوام نیست. موفقیت از آن کسانی می شود که روی شانسشان سرمایه گذاری می کنند و احتمال شکست خود را پایین می آورند.

 --اگر به بعضی از موفق ترین افراد دنیا نگاه کنید می فهمید که اکثر آنها از هیچ به آنجا رسیده اند. ساده است، چون موفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. خیلی از این افراد با تلاش بی وقفه به موفقیت دست پیدا کرده اند چون انتخاب دیگری نداشته اند. این سخت کوشی برایشان به شکل عادت در آمده و هیچوقت حتی وقتی زندگی مرفهی برای خود تهیه کردند هم دست از تلاش برنداشته اند. کار سخت، هوشمندانه و داشتن دوستان زیاد آنها را به این پله رسانیده است.

اگر دیگران را مقصر بدانید یا مسئولیت را گردن این و آن بیندازید، قدرت کنترل موقعیت را از دست خواهید داد.-------اینها عناصر موفقیتند که در اختیار همه است، حتی اگر خیلی افراد نخواهند که این اصول را بپذیرند. از این گذشته همه ما در انتخابمان آزادیم. می توانیم تصمیم بگیریم که موفق شویم یا شکست بخوریم، انتخاب با ماست.

موفقیت تصادفی نیست. هیچکس نیست که بدون تلاش و ذکاوت توانسته باشد به موفقیت دست پیدا کند. این خودتان هستید که می توانید تصمیم بگیرید که در زندگیتان موفق باشید یا ناموفق. انتخاب با شماست...(باتشکرازتبیان)

+ نوشته شده در  ساعت 7:4 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

قدرت ذهن در اشرف مخلوقات

     

قدرت ضمير ناخودآگاه خود را درک کنيد؛ اگر واقعاً قصد داريد که در زندگي خود به موفقيت و کاميابي دست پيدا کنيد، بايد بدانيد که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار مي کند و از خود واکنش نشان مي دهد. بايد به اين امر اعتقاد داشته باشد که هيچ گاه براي دست يابي به روياها و  آرزوها دير نيست.

"هيچ گاه براي تبديل شدن به آن فردي که مي خواهيد، دير نيست." جرج اليوت

مغز انسان به دو قسمت تقسيم مي گردد: خودآگاه و ناخودآگاه. شايد تا کنون بارها از زبان دانشمندان شنيده باشيد که افراد تنها از 10% ذهن خودآگاه خود استفاده مينمايند. بايد توجه داشت که ضمير ناخودآگاه بسيار بزرگ تر و نيرومند تر عمل مي کند و در حدود 90% ديگر از واکنش هاي ذهني ما را نيز همين قسمت تحت کنترل خود دارد. آيا مي دانيد ممکن است در زندگي شما چه اتفاقاتي روي دهد اگر بتوانيد به طور کامل از ضمير ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنيد؟ بله مي توانيد از قدرت جادويي آن براي پيشبرد و ارتقاي زندگي خود بهره بگيريد.

عملکرد ضمير ناخودآگاه

ضمير ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه مي دارد. هر چيزي را که در زندگي خود با حواس پنجگانه مان احساس مي کنيم ، تمام چيزهايي را که مي بينيم، مي شنويم، حس مي کينم، مي چشيم و بو مي کنيم براي تحليل و بررسي هاي آتي به ذهن فرستاده مي شوند و در قسمت ضمير ناخودآگاه ما ذخيره خواهد شد.

در اين قسمت از ذهن، نوعي مرجع کامل پيرامون کليه وقايع زندگي ما درست مي شود. فرض کنيد شما يک تجربه منفي را در زندگي خود بدست آورده باشيد، در اين شرايط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان ديگري با يک چنين رويدادي به طور مجدد در زندگي خود مواجه شويد، ضمير ناخودآگاه به طور اتوماتيک آن خاطره منفي را به ياد مي آورد و فوراً احساسات، تصاوير و خاطرات مشابه را به ذهن مي فرستد. کليه خاطرات گذشته را به ياد شما مي آورد و به شما آموزش مي دهد که چگونه مي توانيد با در نظر گرفتن کليه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهيد.

يک نمونه مناسب که مي توان در اين زمينه مطرح کرد، مثال همان کتري پر از آب در حال جوشيدن است. اگر دست شما يک مرتبه با کتري بسوزد در ذهن شما حک ميشود که کتري داغ بوده و مي تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسيب وارد سازد. اگر يک چنين قابليتي را نداشتيم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه ميداديم.

ضمير ناخودآگاه اين قابليت را دارد که در آن واحد کارهاي متفاوت را انجام داده و واکنش هاي بيشماري را بررسي کند. در عين حال شما مي توانيد راه برويد، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و ... کليه اين وقايع در ذهن فرد ثبت مي شود.

لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعاليت مي باشد، يکسره و بدون توقف و استراحت.

يکي ديگر از نمونه هاي بارز ضمير ناخودآگاه، رانندگي است. زمانيکه شما در حال رانندگي هستيد، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمي کنيد و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمي دهيد، بلکه همه کارها  به صورت اتوماتيک وار انجام مي شوند، شما فقط رانندگي مي کنيد.

نکته مثبتي که در مورد ضمير ناخواگاه وجود دارد اين است که ما را قادر مي سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملي کنيم. مي توانيد ذهن خود را طوري برنامه ريزي کنيد که سبب موفقيت شما در تمام عرصه هاي زندگي گردد.

کليه افکار، رفتار، و تجربياتي که از طريق ذهن خوآگاه درک مي گردند، در ضمير ناخودآگاه شما ثبت و ضبط مي شوند، اما نکته جالبي که بايد در اين زمينه به خاطر داشت آن است که ضمير ناخوآگاه هيچ گونه تفاوتي ميان واقعيت ها و تصورات ذهني فرد قائل نمي شود. براي ضمير ناخودآگاه فرد محدوديتي در زمينه زمان و مکان وجود ندارد.

يکي از بهترين تکنيک هايي که از طريق آن مي توانيد ضمير ناخودآگاه خود را برنامه ريزي کنيد، اين است که موفقيت را در ذهن خود به تصوير بکشيد. اين کار به شما کمک مي کند تا بتوانيد به صورت خودآگاه جذب چيزهايي بشويد که آنها را ميخواهيد. به اين منظور مي بايست تصاويري را که برايتان خوشايند هستند در ذهن خود مجسم کنيد. اين تجسم هم شامل احساسات شما مي شوند و هم افکارتان.

فکر کردن به چيزهاي خوب و مثبت همچنين مي تواند ضمير ناخودآگاه رادر رسيدن به موفقيت ترغيب کند. شما اين قدرت را داريد که افکار خودتان را انتخاب کنيد. بايد نسبت به چيزهايي که فکر مي کنيد، آگاه بوده و آنها را به طور کنترل تحت کنترل خود در آوريد. به هر چيزي که فکر مي کنيد، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده مي شود و ضمير ناخودآگاه نيز آنرا به عنوان يک حقيقت مي پذيرد. هيچ گاه به خودتان نگوييد که: "من شکست مي خورم"، "توانايي انجام اين کار را ندارم"، و يا "قابليت انجام چنين کاري را ندارم"؛ چراکه ضمير ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان يک حقيقت آنرا مي پذيرد.

بايد به ضمير ناخودآگاه خود آموزش دهيد که فقط به موفقيت، شادي، کاميابي، و سلامت و عشق فکر کند.

با استفاده از ضمير ناخودآگاه خود مي توانيد موفقيت، ثروت، شغل مناسب، خانه زيبا، ماشين دلخواه، و هر چيز ديگري را که فکرش را بکنيد به زندگي خود وارد کنيد. ميتوانيد جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنيد. زماني هم که آنها را تکرار مي کنيد، در ذهن خود به تصوير بکشيد و آنها راحس کرده و لذت ببريد.

ما با قدرت و نيروي خاصي که در ضمير ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنيا مي گذاريم. فقط بايد ياد بگيريم که چگونه مي توانيم تا بيشترين حد از آن استفاده نماييم.

اگر شما تمايل شديدي به موفقيت داشته باشيد، مي توانيد قدرت، نيرو و توان ضمير ناخودآگاه خود را به منصه ظهور برسانيد.                              به اميد رسيدن شما به بهترين ها.

+ نوشته شده در  ساعت 7:22 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

عزیزم گاهی لازمه...(متاهلین )

                  

کارهمیشه هست و تمامی ندارد . با گذشت زمان و با افزایش سن ،مسئولیت ها نیز افزوده می شود پس به امید فردا نباشید تا حرفی را که در دلتان مدتهاست احتکار کرده ایده ،بیان کنید .

محبت ولذت بردن از زندگی را برای روز مبادا نگذارید . چون اولاهیچ کس از فردایش خبر ندارد و دوما محبت تنها سرمایه ایست که تمام نمی شود ، پس با آرامش خرجش کنید.برای با هم بودن وقت بگذارید ، هر چند فرزند داشته باشید اما در برنامه ریزی ماهانه تان زمانی را برای تفریح دوتایی خالی کنید. شما و همسرتان و دیگر هیچ کس. می توانید یک پیاده روی ساده را ترتیب دهید.

لازم نیست حتما راه دوری بروید . نزدیک ترین پارک محل سکونت و یک ساعت درکنار هم راه رفتن و از زندگی گفتن ، خاطرات شیرین را مرور کردن و هزاران حرف نگفته را گفتن ، بهترین تاثیر را در نزدیک شدن شما به یکدیگر دارد . بعد از برگشت تاثیر آن را در رابطه تان خواهیددید.می توانید برنامه ای ترتیب دهید تا در کنار هم از موضوع مشترکی لذت ببرید. مثلا اگر هر دو علاقه مند هستید ، به تئاتر بروید. حسن این کار در این است که بعد از آن حرف مشترکی برای همصحبتی بجز مدرسه ی بچه ها،خرید خانه و...خواهید داشت. در راه درك یكدیگر و رسیدن به تفاهم، زوجین باید به این اطمینان برسند كه محبوب یكدیگرند و در بینشان پیوندى حقیقى وجود دارد.

اگر شما برنامه‏ریزى درستى نداشته باشید ، در طول روز، براى كارهایتان وقت كم مى‏آورید اما برنامه‏ریزى درست، آن است كه در آن، براى خانه، خانواده و همسرتان هم وقت بگذارید.

 سعى كنید هیچ وقت كار و خستگى ناشى از كار را با خودتان به منزل نیاورید. وقتتان را تنگ و خودتان را خسته نشان ندهید. همسرتان را در انتهای لیست اولویت هایتان نگذارید . چون آنوقت ممکن است تحت تاثیر بی توجهی شما او به طور کامل شما را از لیستش پاک کند.

مصادیق ارتباط کلامی صمیمانه که می تواند با صمیمیت بیشتر شما کمک کند: «مزاح و شوخی»، «تمجید و تعریف از یکدیگر» و «با کلمات زیبا همدیگر را صدا کردن»

فرزندانتان را هم در برنامه ریزی زندگی تان در اولویت ها بگذارید زیرا آن ها نیاز به با ما بودن دارند .این حق مسلم هر کودکی است که لحظات رویایی خندیدن پدر ومادر با هم و با خودش را در بزرگسالی به عنوان زیباترین لحظات کودکی اش به یاد آورد.

مشکلات امروز ،فردا حل خواهند شد و مشکلات جدیدی جای آن را خواهند گرفت .با کانونی گرم و محکم از زندگی تان لذت ببرید و تمام تلاشتان را بکنید.(باتشکرازتبیان)

+ نوشته شده در  ساعت 11:39 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

میزان وفاداری؟ = میزان ضریب هوشی؟

              

.درجه هوشي پايين تر ، وفاداري کمتر و تمايل به برقراري روابط جنسي بيشتر

محققين دانشگاه هاروارد طي تحقيقاتي بر روي درصد موفقيت ازدواج ها نشان داده اند که زوجهايي که داراي درجه هوشي بالاتري هستند در روابط زناشويي خود به مراتب موفق تر از ديگر زوج ها مي باشند
دانشمندان ثابت کرده اند که بي وفايي همسران نسبت به يکديگر، روابط خارج از رابطه زناشويي و ابراز علاقه به شخص سوم چه از طرف زن و چه از جانب مرد، در ميان زوج هاي با ضريب هوشي بالا به مراتب کمتر از زوج هاي با ضريب هوشي متوسط و زوج هاي با ضريب هوشي پايين مشاهده مي شود.

دانشمندان نشان داده اند که ميزان وفاداري زوجين به يکديگر رابطه مستقيم و معني داري با درجه هوشي زوجين داشته به طوري که زوجين با ضريب هوشي بالا تر به طور چشمگيري بيش از زوجين با ضريب هوشي پايين تر به يکديگر وفادار مي باشند

ضريب هوشي پايين تر، و عشق و علاقه سطحي تر

عشق و علاقه اي که زوجين به يکديگر نثار مي کنند ارتباط مستقيم و معني داري با ضريب هوشي آنها دارد به طوري که زوجين با ضريب هوشي بالاتر ابراز علاقه بيشتري به همسران خود مبزول داشته و قويا نسبت به روابط خارج از زندگي زناشويي ابراز مخالفت نمودند.

از آنجا که انسان اشرف مخلوقات است و روند تکاملي انسان ها بر آن است که يک فرد را به برترين درجه تکامل معنوي نايل آورد، واضح است که تک همسري به عنوان يک اصل در انسان ها پذيرفته مي شود.

انسان هايي که قويا به اين نکته واقفند که انسان اشرف مخلوقات بوده و روند تکاملي اش معنوي است و نه فيزيکي، در انتخاب زوج بيش از پيش بر معيار هاي معنوي تاکيد داشته و همواره افراد را با درجه انسانيت، شرافت، و استعداد ها و توانايي هاي ذهنيشان مي سنجند و عشق و علاقه خود را نثار يک فرد خواهند نمود. دانشمندان در بررسي هاي خود نشان داده اند که چنين افرادي همواره کششي به سوي افراد با ضريب هوشي بالا نشان مي دهند، و پر واضح است که اين افراد خود نيز بايد داراي همين صفات باشند چرا که همانند هميشه همانند را جذب مي کند و اين است قانون جذب.

ضريب هوشي پايين تر و روابط جنسي بيشتر و زود هنگام تردر خصوص ميزان هوش و روابط جنسي قبل از ازدواج مطلعات فراواني انجام گرفته است. دانشمندان با ثبت ضريب هوشي افراد و اينکه آيا قبل ازدواج روابط جنسي را تجربه کرده اند يا خير، به نتايج بسيار جالب توجهي دست يافته اند.بررسي ها نشان داده اند که درصد افراد با ضريب هوشي پايين تر که پيش از ازدواج روابط جنسي را تجربه کرده اند به طور قابل توجهي بيش از درصد افراد با ضريب هوشي بالايي است که پيش از ازدواج روابط جنسي را تجربه کرده اند.در يک بررسي که بر روي دختران دانشگاه برکلي، يکي از دانشگاه هاي بسيار معتبر در آمريکا، انجام گرفته است، نشان داده شده که تنها 20 درصد از اين دختران روابط جنسي را تجربه کرده اند، حال آنکه اين رقم در چندين دانشگاه ديگر که دانشجويان آن از نظر تحصيلي و ضريب هوشي در جايگاه پايينتري قرار داشتند بيش از 70 درصد و در برخي ديگر از دانشگاه ها به بيش از 90 درصد نيز مي رسيد. چنين اختلاف فاحشي به واقع نشان دهنده اينست که افراد با ضريب هوشي بالاتر تمايل کمتري به برقراري روابط جنسي بيهوده با ديگر افراد نشان مي دهند و اهميت بيشتري براي ارزشهاي معنوي قايلند تا ارزشهاي جسماني.روند کلي چنين است که افراد با ضريب هوشي پايين تر همواره تمايل بيشتري به برقراري روابط جنسي صرف و به دور از عشق و وفاداري از خود نشان مي دهند و بدين جهت راحت تر از افراد با ضريب هوشي بالاتر تن به اينگونه روابط مي دهند.

+ نوشته شده در  ساعت 5:27 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

زندگی ای زیبا با حل اختلافات زناشویی

گل

دستورالعمل حل اختلافات

تا به حال به این مساله توجه داشته اید که هیچ رابطه ای به اندازه رابطه زناشویی، مستعد اختلاف نیست؟ زیرا در زندگی زناشویی، زن و مرد دایما با یکدیگر در تعامل و ارتباط بوده و بنابراین فرصت برای اختلاف بسیار است. مسایلی مانند رابطه با اقوام، پول، فرزندان، مسافرت و... منشا اکثر اختلافات زوجین است. پس احتمال اینکه همسران با وجود این همه مشکل و اختلاف نظر، شادمانه زندگی کنند، خیلی کم است. ولی در صورتی که راه و رسم برخورد با مشکلات و اختلافات را بیاموزند و به دنبال راهکارهای موثر برای بهبود رابطه زناشویی باشند، روز به روز بر خوشبختی آنان افزوده می شود.

ازدواج کردن مقوله ای متفاوت از زندگی مشارکتی است چرا که انتظارات و توقعاتی که در زندگی مشترک میان زوجین وجود دارد، کاملا متفاوت از زندگی مشارکتی است.

ازدواج کردن مقوله ای متفاوت از زندگی مشارکتی است چرا که انتظارات و توقعاتی که در زندگی مشترک میان زوجین وجود دارد، کاملا متفاوت از زندگی مشارکتی است. زندگی مشارکتی مانند زمانی است که در دوران دانشجویی با همسالان و همکلاسان خود هم خانه می شوید. در این سبک زندگی افراد در کنار هم هستند و با هم زندگی می کنند اما اهداف، روند و برنامه زندگی متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند و در ضمن هیچ اصراری برای ایجاد یک هماهنگی کامل بین اعضای یک خانه یا خوابگاه وجود ندارد. اما در زندگی مشترک برای اینکه زوجین در کنار یکدیگر احساس آرامش کنند لازم است که به دنبال یک زبان مشترک و هماهنگی با یکدیگر باشند و در ضمن روش رویارویی  با مشکلات و اختلافات را بیاموزند. در ادامه مراحل موثر در حل اختلافات عبارتند از:

به چالش کشیدن اختلافات زناشویی

گام اول: احترام متقابل.

ریشه مشکل، نگرش یکی از طرفین یا هر دو نفر آنهاست نه خود مشکل. در روابطی که احترام متقابل حاکم است، طرفین سعی می کنند دیدگاه یکدیگر را درک کنند و به دیدگاه یکدیگر احترام بگذارند.

گام دوم: مشخص کردن مشکل واقعی.

اکثر زن و شوهرها نمی توانند مشکل واقعی را مشخص کنند. معمولا اینکه چه کسی کارهای خانه را انجام دهد، چطور پول خرج کنند و.. اصل مساله نیست. البته اختلاف نظرها را باید رفع کرد ولی زوجین باید مشکل واقعی را بشناسند. وقتی مشکل واقعی شناخته شد، اختلاف نظرهای ظاهری رفع می گردد.

گام سوم: زمینه های توافق.

هنگام اختلاف، ساده ترین راه این است که دنبال تغییر دادن همسرمان باشیم. ولی راه موثر تر این است که از خودمان بپرسیم" چه کار می توانم بکنم تا رابطه ما عوض شود؟" با متمرکز شدن روی اینکه خودتان می خواهید چه کار کنید و ملزم نکردن همسرتان به تغییر، جوی ایجاد می کنید که امکان توافق در آن وجود دارد.اگر چه راه حل نهایی در گرو تغییر رفتار هر دو نفر است ولی تمایل به تغییر کردن و تصمیم گرفتن برای تغییر کردن، امری کاملا شخصی است.

اگر به جای بگو مگو، با یکدیگر همکاری کنید، زمینه ای فراهم خواهد شد که ببینید جهت حل اختلافاتتان چه کار باید بکنید.

گام چهارم: مشارکت متقابل در تصمیم گیری ها.

وقتی زن و شوهر فهمیدند مشکل واقعی چیست، یکی از آنها راه حل پیشنهاد می دهد. دیگری یا راه را می پذیرد یا آن را اصلاح می کند و یا راه حل دیگری را ارائه می دهد. ایجاد جو بده-بستان از همه روشهای دیگر موثر تر است. بسیار مهم است که طرفین حق دخالت داشته باشند زیرا اگر یکی از طرفین از این حق طبیعی محروم شود، زندگی زناشویی مستعد پذیرش اختلافات بسیاری می گردد. اما هنگامی که هر یک از طرفین در حل اختلاف مشارکت داشته باشند، به راه حل هایی می رسند که هر دو، آن راه حلها را قبول دارند و راه حل ها در راستای اهداف مشترکشان هستند.

قدرت و مسئولیت را عادلانه تقسیم کنید تا مقاومت جای خود را به همکاری بدهد.(باتشکرازتبیان)

+ نوشته شده در  ساعت 6:2 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

اشتباه متاهلین ؟

thanks you myspace orkut friendster commentsthanks you myspace orkut friendster comments

اشتباه بزرگ متاهلین

شوهر حق‏نشناسي دارم. از صبح تا شام رنج مي‏برم، زحمت مي‏کشم، تمام کارهاي خانه از شستن ظروف و لباس‏ها، از پختن غذا تا تزيين اتاق‏ها و بافتني‏هاي لازم را براي او و فرزندان انجام مي‏دهم، ولي وقتي به خانه مي‏رسد...خانواده در پرتو شناخت صحيح و واقع‏بينانه همسران از وظايف زناشويي و طرز تفکر و خواسته‏هاي يکديگر پويا و سالم و با صفا مي‏شود و به اين ترتيب براي تربيت فرزنداني صالح فراهم مي‏شود. استاد‏ آيت‏ا... ابراهيم اميني در اين زمينه مطلبي دارند که توصيه به مردان متاهل است.ممکن است در نظر برخي مردان، کار خانه‏داري چندان مهم به نظر نيايد، ولي اگر با ديده انصاف نگريسته شود، بايد اعتراف کرد که دشوار و خسته کننده است. يک بانوي خانه‏دار اگر تمام اوقات شبانه‏روز را در خانه کار کند، باز هم مقداري از کارها باقي مي‏ماند. اين همه کارهاي خانه مانند پختن غذا، نظافت کردن خانه، شستن و مرتب کردن لباس‏ها و ظرف‏ها، جابه جا کردن اثاث منزل و از همه بالاتر بچه‏داري، کارهاي آساني نيستند، که يک روز و دو روز انجام شود بلکه مادام العمر بايد مورد توجه باشد.

آقاي محترم تشکر کن   ...   thank-you11.gif

اگر مرد يک ماه در منزل بماند و همه امور خانه‏داري و بچه‏داري را بر عهده بگيرد، آن وقت مي‏فهمد ؟ که همسرش در خانه چه فداکاري‏هايي مي‏کند و چه زحمت‏هاي طاقت‏فرسايي را تحمل مي‏کند؟ زن همه اين زحمات را تحمل مي‏کند ولي از شوهرش اين انتظار را دارد که قدر زحماتش را بداند و از وي قدرداني و تشکر کند. دوست دارد خودش و ذوق و سليقه‏اش همواره مورد توجه شوهر باشد. آقاي محترم! وقتي وارد خانه نظيف و تميز و منظم مي‏شوي چه عيبي دارد از زحمات و ذوق و سليقه همسرت ستايش کني؟

چه اشکال دارد گاه گاهي از غذاهاي خوشمزه‏اي که تهيه مي‏کند تعريف کني ؟ چه مانع دارد موضوع بچه‏داري او را که حقاً کار بسيار دشوار و با اهميتي است همواره مورد نظر داشته باشي و برخي اوقات از زحمات طاقت‏فرساي او تشکر نمايي؟ از اين نکته غافلي که قدرداني‏هايت چه نيرويي به او مي‏بخشد و چگونه براي کار و کوشش و فداکاري آماده‏اش مي‏گرداند؟

پيغمبر اسلام (صلي‏الله عليه واله وسلم) مي‏فرمايد: هر کس به مسلماني احترام کند و با کلام خوشي از او دلجويي کند و غم‏هايش را بر طرف سازد همواره در سايه رحمت خدا خواهد بود.

 خانم محترم قدرشناس باش؟

thank-you11.gif

گذراندن زمان طولاني در خارج از منزل آن هم در ارتباط با انواع افراد و نياز به گوناگوني مهارت ها و تلاش مداوم کار آساني نيست. بهر حال محيط بيرون داراي آسايش و آرامش لازم نيست و با تحولات و تغييرات فراواني همراه است . مرد در محيط کاري خود با هزار مسئله و مشکل روبروست که رفع آنها نياز به صبر و متانت او دارد . لذا انتظار همسر شما آن است که پس از يک روز کاري پر مشغله در جمعي گرم و صميمي پذيرفته شود و مورد استقبال و محبت آنان قرار گيرد . سعي کنيد حد اقل براي مدتي کوتاه زمان ورود او را قرين آرامش و پذيرش نماييد . تا بتواند انرژي هاي منفي حاصل از کار و خستگي را از دور بريزد و منبعي براي ارائه حمايت و پشتيباني براي شما باشد. بنابراين حتي اگر دلتان از گرفتاري هاي خانه داري و مشغله هاي بچه داري گرفته و نياز به همصحبتي با او را داريد تا گوش شنوايي براي همدلي داشته باشيد کمي صبر کنيد تا او خستگي خود را از بين ببرد و امنيت يابد. ذهن خسته او توان همدردي با شما را ندارد . چه اشکالي دارد که با جملاتي به او متوجه کنيد که ميدانيد چه زحماتي را در محيط کار متقبل مي شود و قدر دان او هستيد. 

پيغمبر اسلام (صلي‏الله عليه واله وسلم) مي‏فرمايد: هر کس به مسلماني احترام کند و با کلام خوشي از او دلجويي کند و غم‏هايش را بر طرف سازد همواره در سايه رحمت خدا خواهد بود.

+ نوشته شده در  ساعت 7:32 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

آموزش خوددرمانی ونیروهای ذهنی

                                   

 

                                   

بيماريهاي خود را در درمانگاه ذهنتان معالجه کنيد

برخي افکار و احساسات ، همچون ترس‌،‌استرس ، و نگراني تاثير منفي شديدي بر بدن مي گذارند و منجر به بيماريهاي روحي و جسمي مي شوند ولي در مقابل افکار و احساسات مثبت مثل احساس شادي ، لذت و آرامش فکر يا تجسم يک مکان دلپذير تاثيرشان بر بدن مثبت است.

آيا شما تاحال از گشيدن يک نفس عميق يا بوييدن يک دسته گل احساس لذت کرده ايد؟ آيا شما جزء گروهي هستيد که بر مشگلات لبخند زده و با آرامش خاطر به حل موانع زندگي مي پردازيد يا جزء گروهي هستيد که با هر مشگلي  گره بر ابروان انداخته و خشمگين و عصباني مي شوند . 

  حدود پنجاه سال پيش پزشگان پي بردند که نگراني ، ناراحتي ، خشم و عصبانيت باعث بيماريهاي جسماني بلاخص زخم معده مي شود و همچنين استرس با افزايش گلبولهاي سفيد خون ارتباط مستقيم دارد . تقريباّ مي توان گفت در پشت هر گونه ناراحتي جسماني نوعي از هيجانات و احساسات استرس آور نهفته است ، اگر بهتر بگويم ، بيماري نتيجهً عدم تعادل است و عدم تعادل نتيجه افکار و اعمالي است که به روش نادرست در زيستن و سرانجام بيماري منجر مي شود بدين ترتيب مي توان با ايجاد تعادل مجدد عامل ناهماهنگي ( بيماري) را از بين برد.

افکار ذهني انسان قادر است انسان را بيمار کند يا بسوي زندگي بدور از بيماري سوق دهد ، اگر شما وقتي که در اوج خشم و ناراحتي هستيد ، چند لحظه دراز کشيده و چند نفس عميق بکشيد و عضلات بدنتان را شل «ريلاکس» کنيد خواهيد ديد که خشم وناراحتي جايش را به آرامش و راحتي خواهد داد.             شما با غلبه بر افکار منفي و ناراحت کننده و جايگزيني افکار مثبت خواهيد توانست جلو اکثر بيماريهاي جسماني و رواني را سد کنيد و اگر دچار مرضي هستيد با بهره گيري از روشهاي درمان ذهني بر ناراحتيتان غلبه کنيد ، ما در ذيل روشي را براي درمان بيماريهاي روحي و جسمي به شما عزيزان ارائه مي کنيم که مطمئناً ثمربخش خواهد بود.آموزش کاربردي خوددرماني بوسيله نيروي ذهن

 راحت و آرام به پشت دراز بکشيد يا در يک صندلي راحتي بنشينيد و عضلات بدن خود را کاملاً شل و ريلکس کنيد ، به آرامي چشمانتان را بسته و سياهي چشم را به وسط دو ابرو متمرکز کنيد سه بار نفس عميق بکشيد همراه با تنفس احساس آرامش و لذت و نشاط بکنيد در ذهن خود از شماره 100 تا يک «بطور معگوس» بشماريد با هر شماره معکوس بيشتر احساس آرامش و راحتي بکنيد هنگامي که به شماره يک رسيديد نظري به تمام بدنتان بيفکنيد و از شل و راحت بودن بدن احساس رضايت و لذت بکنيد سپس دقايقي به تصورات ذهنتان که بصورت غير ارادي و ناخودآگاهانه در ذهنتان جريان دارد بنگريد و بر آن تمرکز کنيد مثل اينکه به فيلمي نگاه مي کنيد کاملاً بي تفاوت ، فقط نظاره گر باشيد تا ذهنتان آرام گردد و مروري بر تصورات ذهنتان داشته باشيد . سپس عضو بيمار خود را در ذهن مجسم کنيد و در عالم تصور کاملاً واضح و دقيق بر عضو بيمار خود بنگريد ، مثلاً براي درمان بيماريهاي ريوي لکه هاي سياه داخل ريه را بوسيله يک دستمال لطيف و سفيدي به آرامي پاک کنيد که نتيجه اش از بين رفتن سرفه و بيماريهاي ريوي است ، خرد کردن سنگ کليه با دستها اين بيماري را برطرف مي کند ، اگر شما اتفاقاً دچار بيماري عفوني در عضوي از بدنتان هستيد ، شروع به تجسم سلولهاي سفيد خون بکنيد و آنها را از تمام نقاط بدن فرا خوانيد و مانند يک لشگر مجهز و قوي سازماندهي کنيد ، وقتي سربازان ارتش بزرگ سلولهاي سفيد گرد آمدند ، آنها را مجهز به سلاح کرده و دستور آماده باش بدهيد و سپس دستور حمله به سمت عضوي که دچار ناراحتي است صادر نماييد به ارتش سلولهاي سفيد که در نظرتان بصورت نيروي فوق العاده قوي و قوايي شگست ناپذير تصور شده اند دستور جنگ با سلولهاي ناسالم را که در خيالتان ضعيف ،  لاغر ، سياه و با سلاحي از کار افتاده تجسم شده اند ، بدهيد و تجسم کنيد که سلولهاي سفيد بدنتان بر سلول ناسالم بيماري غلبه کرده ، آنها را از بين برده و لاشه آنها را به بيرون از بدنتان حمل مي کنند . بعد از اتمام درمان خود توسط تجسم و تصور قوي ، با چند نفس عميق خود را کاملاً شاد و غرق در آرامش تصور کرده و با شمارش يک تا ده به آرامي چشمانتان را باز کنيد و به حالت عادي باز گرديد . خواهيد ديد که بيماري شما رو به درمان است .

+ نوشته شده در  ساعت 11:12 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

تنفس عمیق موهبتی گرانبها

                    

فواید تنفس عمیق – طول عمر و سلامتی

کسانی که تنفس عمیق دارند از طول عمر بیشتری برخوردار می شوند. تنفس عمیق باعث می شود که تعداد دم و بازدم در یک دقیقه کمتر شود. معمولاً افراد در یک دقیقه ۱۶ بار نفس می کشند و عمر متوسطی دارند. اما هرکس بیش از این در دقیقه نفس بکشد، مسلماً تنفسهایی سطحی خواهد داشت که دم و بازدم عمیق را به همراه ندارد. طول عمر چنین افرادی از حد متوسط و معمول کمتر است.

اگر می گویند هیجانهای (بقیه درادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 4:51 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

خودتان تصمیم بگیرید.

                     


خودتان تصميم بگيريد!
تصميم‌گيري مفهومي است كه تمام زندگي ما را درخود دارد و ما گاهي اوقات فقط تصميمات خيلي بزرگ و تاثيرگذار را حس مي‌كنيم. آيا مي‌دانيد كه فقدان تصميم‌گيري عامل اصلي شكست‌هاي يك شخص است؟
مردم از آن جهت در كسب و كار شكست مي‌خورند كه نمي‌توانند خودشان تصميم بگيرند و هميشه منتظر ديگران هستند يا اين كه معجزه‌اي روي دهد و آنها پولدار شوند! و اين ديگران آنهايي نيستند كه اين اشخاص سست اراده منتظرشان هستند. آنها نظرات و ايده‌هايي منفي بافانه دارند و افراد وابسته هم اجازه مي‌دهند كه اين امواج منفي رويشان اثر بگذارند. آنها از تصميم‌گيري مي‌‌ترسند و اين خانواده يا دوستانشان هستند (بقیه درادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 10:13 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

نقش احساسات درزندگی

   

ایرنا-يك روانشناس مي‌گويد، از تحقيقات طولاني و گسترده‌اي كه در زمينه احساس شادي و زندگي انسانها انجام شده، چنين برمي‌ايد كه احتمالا ما براي اين آفريده نشده‌ايم كه هميشه درحال سرخوشي قرار داشته باشيم و داشتن بعضي احساسات منفي را هم بايد تجربه كنيم.
اين روانشناس كه بيش از ‪ ۲۰‬سال در مورد شادي تحقيق كرده است، مي‌گويد افراد "نسبتا شاد" توانگرتر و احتمالا سالم‌تر از افراد "بسيار شاد" هستند.

دكتر "اد داينر" از "دانشگاه ايلي‌نويز" به رويترز هلث در نيويورك گفت، درحاليكه افراد شاد مطمئنا سالم‌تر و موفق‌تر از افراد عصباني يا افسرده(بقیه درادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 9:47 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

بیوفیدبک...

                      

فنون ريلكس تراپي: بيوفيدبك آرامش bio-feedback

● بيوفيدبك حالتي است كه شخص آگاهانه به حالت ها و احساسات قبلي خود برگشت مي نمايد تا بتواند احساسات خود را عميقاً درك كند و آنها را تحت كنترل ارادي خود بگيرد.

● در مغز مراكزي وجود دارد كه نسبت به احساسات برانگيخته مي شود تا بتواند هماهنگي لازم را براي برقراري تعادل ايجاد كند . براي هماهنگي دقيق تر درون و برون اين مراكز معكوس يا متضاد دارند كه نسبت به احساسات متضاد برانگيخته... (بقیه درادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 10:49 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

مهارتهای روانی


مهارتهای روانی
ويژگی های ذاتی يا آموخته شده ای هستند که موفقيت ورزشکار را ممکن می سازد يا احتمال آنرا افزايش می دهد اعتماد به نفس، کنترل تمرکز، کنترل انگيختگی و اضطراب نمونه اين مهارتهاست. اين مهارتها را همه می توانند بياموزند و تمرين (بقیه درادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 9:49 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

توپهای گلف زندگی را مشخص کنیم

   

استاد مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء را روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ سس مایونز رو برداشت و شروع به پرکردن آن با چند توپ گلف کرد. بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف(بقیه درادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 2:35 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

یکی از اگوهای قدیمی درشخصیت شناسی

 
 

   رمز گشايي شخصيت افراد ( ريخت شناسي )

الگوهاي شخصيتي با هدف طبقه بندي افراد به دسـتـه هاي متـمـايـز از يكديـگر در علم روانشناسي مورد استفاده فراوان قرار مي گيرند. يـكـي از ايـن الـگوهـاي شخصيتي كه توسط ويليام شلدون ابداع گرديده است شخصيت افـراد را بـر اساس ساختار جسماني و جثه بدنشان به 3 دسته اصلي كه سوماتوتيپ ناميده مي شوند، طـبـقـه بـنـدي كرده است.
شما مي تـوانـيـد بـا بـكارگـيـري ايـن الـگوهـا بـه شخصيت افراد مورد نظر خود تا حدودي پي برده و با آنان بهتر و موثرتر ارتباط برقرار كنيد.
سوماتوتيپ ها بدين قرار مي باشند:

  • آندومورف ( فربه )
  • اكتومورف ( لاغر )
  • مزومورف ( عضلاني )

اكنون يك به يك به تشريح آنها ميپردازيم: (بقیه درادامه مطلب)



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 4:19 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

شخصیت شناسی از روی رنگ چشم

 

   .
 اگر بتوانیم شخصیت افراد را پیش از داشتن رابطه با آنها بشناسیم و یا حداقل در مورد چگونگی رفتار و اخلاق آنها حدس هایی بزنیم بدون شک این شناخت تاثیرات زیادی در رابطه ما داشته و کمک های فراوانی به ما خواهد کرد.

معمولا انسان ها برای به دست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از کسانی که برای اولین بار با آنها رو به رو می شوند به گزینه های مختلفی پناه می برند که حدس زدن شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن ،امضا و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است.


به ادامه مطلب توجه فرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 3:28 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

تنفس صحیح

 

روش صحیح تنفس و دریافت انرژی

 زندگی، به نفسهایی که میکشیم وابسته است و اهمیت آموزش و اجرای روشهای صحیح تنفس نزد استادان فنون ورزشی و تندرستی بر کسی پوشیده نیست. بدن ما برای فعالیت صحیح (بقیه درادامه مطلب)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 3:49 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

چگونه شادتر باشیم

در جامعه امروزی بعلت افزایش عوامل استرس‌زا در اطراف ما، هرروز از میزان شادی افراد کاسته می‌شود. به همین منظور باید راههایی برای فرار از افسردگی و افزایش خلق (بقیه درادامه مطلب)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 3:45 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

همسر وعشق به آن

 بسیاری از خانم ها و آقایونی که مدتی از شروع زندگی مشترکشان می گذرد، وقتی به گذشته نگاه می کنند یاد دورانی می افتند که عاشق یکدیگر بودند و هیچ چیز نمیتوانست جلوی زندگی رمانتیکشان را بگیرد. اما وقتی با هم ازدواج می کنند و مدت زمانی از این ماجرا می گذرد،....بقیه درادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 10:13 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

چراغ جادوی شما کجاست؟

جهان هستی مثل غول چراغ جادوست. غول چراغ جادو فقط میگوید: فرمانبردارم سرورم و همیشه فقط همین حرف را تکرار میکند. پس کافیست که شما فقط آن چیزی را که دوست دارید طلب کنید تا غول چراغ جادو به شما بگوید فرمانبردارم سرورم و خواسته تان را برآورده کند. پس اگر دانسته یا ندانسته در مورد چیزی که نمیخواهید یا دوست ندارید ، حرف بزنید یا گله و شکایت کنید یا احساس ناراحتی کنید غول چراغ جادو باز هم میگوید:فرمانبردارم سرورم و همان رابرایتان فراهم میکند.

آرزو کن ، بطلب ، ایمان داشته باش ، دریافت کن.(نویسنده=ف...روانشناس)

دنباله در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 3:1 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

عشق

عشق هنگامی عشق است که پاک باشد و در آن انگیزه ای جز خود آن نباشد. و عشق زمانی

 پاک است که اصیل باشد و در خدمت چیز دیگر قرار نگیرد. در این هنگام عشق است که وجد

و سرور را سرازیر میکند.

+ نوشته شده در  ساعت 11:12 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

Love While You Live

Realize things before its too late            

Have lots of friends before you are alone

 Accept things rather than deny them                                             


Love people before you loose them


Life come just once, love it while you live it

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:52 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

Brighter Tomorrows

Brighter Tomorrow 
 


 Never stop caring about the little things in lifeNever stop dreaming or give in to strife

Never stop building bridges that lead to promising tomorrowsNever stop trying or give in to sorrows.

Never stop smiling and looking forward to each new day
But most of all my friend
Never stop shining in your own special way

Never forget that all storms can clear
The grayest sky can turn pure blue
Remember, brighter tomorrows are near

+ نوشته شده در  ساعت 0:30 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

تغییر لازمه زندگیست.

                                                 داستان عقاب

 برای پی بردن به اهمیت تغییر در زندگی و بدانیم که هیچوقت دیر نیست داستان عقاب را برایتان آوردیم.برای خواندن و دیدن این داستان جالب  به صورت پاورپوینت لطفا اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در  ساعت 6:25 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

مطالب قدیمی‌تر