تبليغاتX
یا من اسمه دوا و ذکره شفا حرفی برای گفتن
     آیا میدانید بهترین هدیه شما به دیگران چیست ؟لطفا اینجا را کلیک کنید.

امروز روز عرفه روز نیایش است. از همه شما التماس دعا داریم.

 

+ نوشته شده در  ساعت 3:17 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                        بیماری اینترنتی از دیدگاه روانشناسی

هفته‌نامه نيوساينتيست(New Scientist) نتيجه‌ي کار پژوهشگران در رشته‌هاي مختلف روانشناسي را تحت نام «هشت بيماري اينترنتي» منتشر کرده که آنها را مرور مي‌کنيم

خودگردي يا Ego-Surfing
نوعي بيماري که مبتلايان به آن، به طور مرتب، نام خود را در اينترنت جست‌وجو مي‌کنند. اين بيماري در ميان روشنفکران و روزنامه‌نگاران و بلاگرها شيوع بيشتري دارد.
مشاهدات باليني نشان مي‌دهد که مبتلايان به اين بيماري، در اينترنت به طور دائم به دنبال اسم خودشان مي‌گردند. برايشان خيلي مهم است که چند نفر و از کجا به وبلاگ يا سايتشان لينک داده‌اند. به طور مرتب شمارنده سايتشان را چک مي‌کنند و نمودار تعداد بازديدکنندگان، آنها دچار اضطراب مي‌کند.


بلاگ‌افشايي يا Blog Streaking: خود افشاگري در وبلاگ مساله ديگري است که محققان آن را يک بيماري مي‌دانند. گروهي از مردم رازها و اسراري را که معمولاً شخصي و خصوصي قلمداد مي‌شود روي وبلاگ‌هايشان افشا مي‌کنند که دامنه‌اش از عکس‌ها تا روابط خصوصي کشيده مي‌شود.


وبگردي يا Google-Stalking: گوگل بازي مفرط در حد مرگ. همان بيماري که آدم‌ها را در صورت بي‌خوابي از رختخوابشان جدا مي‌کند و به گوگل مي‌کشاند تا چند سايتي بيشتر يا دوستان و همکلاسي‌هاي قديمي را در اينترنت پيدا کنند.


ويکي‌پدياگرايي يا Wikipediholism: ميل شديد به نوشتن و استخراج معلومات از مغز و کاغذ و دست‌نوشته و وبلاگ در ويکي‌پديا و ويرايش نوشته‌هاي ديگران. اين بيماري چنان همه‌گير است که ويکي‌پديا صفحه‌اي را براي سنجش ميزان اعتياد به خود براي کاربران در سايتش در نظر گرفته است.


شکار عکس يا Photo Lurking: در اين بيماري فرد مبتلا علاقه شديدي دارد تا آلبوم عکس اينترنتي افراد ناشناس را ديد بزند و زير و رو کند. با وجود سايت‌هايي چون اورکات اين بيماري بسيار اوج گرفته و برجسته‌تر شده است. مرض گشت و گذار در آلبوم عکس فردي که تا به حال حتي يک بار هم او را نديده‌ايد.


آشغال جمع‌کني يا Cheesepodding: تمايل براي جمع‌آوري و بايگاني هر چيز به درد نخور و مستعمل و بنجل که روي اينترنت پيدا مي‌شود. از آهنگ‌هايي عهد بوق تا بريده‌هاي اسکن‌شده روزنامه که البته در برخي موارد فروش بايگاني جمع‌آوري شده به مردم.


بيماري CrackBerry: که عبارت از چک کردن ايميل، آفلاين و اس ام اس در هر حالتي است. حتي وقتي که يکي از عزيزانتان فوت کرده و در مراسم تشييع جنازه‌اش زير تابوت را گرفته‌ايد. يک نوع سندروم در حال انتظار هميشگي براي دريافت پيام يا پيج شدن درست به مانند يک زنداني که مدت‌ها است منتظر ملاقاتي مانده است.


خود بيمارپنداري يا CyberChondria: نوع سنتي اين بيماري ميان دانشجويان پزشکي مشاهده مي‌شود که با شناختن هر بيماري در وجود خود به دنبال عواملش مي‌گردند. نوع اينترتي آن به خاطر همه‌گير شدن اطلاعات در ميان عموم گسترش يافته و بسياري خود را بيمار مي‌پندارند. (حتي شما که همين نوشته را مي‌خوانيد، فکر مي‌کنيد که چند تا از اين بيماري‌ها را داريد

+ نوشته شده در  ساعت 2:1 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

* هرکس به خدا توکل کند مغلوب نگردد و هر کس به خدا توسل جوید شکست نخورد.

 

* با شناخت خود راه غرور را بر خود ببند.

 

* درباره ی مردم آن را بگویید که دوست دارید مردم درباره ی شما آن را بگویند.

 

* سستی و کاهلی به دین و دنیا زیان می رساند.

 

* راستی را قبل از گفتار بیاموزید.

+ نوشته شده در  ساعت 2:34 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                             عوامل انحطاط جهان

١- ثروت بدون کار

٢- لذت بدون وجدان

٣- دانش بدون تعهد

٤- تجارت بدون پاکدامنى

٥- علم بدون انسانيت

٦- عبادت بدون فداکارى

٧- سياست بدون اصول اخلاقى

«مهاتما گاندى»

 
+ نوشته شده در  ساعت 8:7 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

    آیا میدانید چهار عامل قدرت چه عواملی هسستند. لطفا برای دیدن  اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در  ساعت 2:24 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                      رابطه بین  گروه خونی و شخصیت

 

١- آيا می‌دانيد چند درصد مردم دنيا، گروه خونى مشابه شما دارند؟ جدول زير، پراکندگى گروه‌هاى خونى در بين انسان‌ها را نشان می‌دهد:

گروه خون درصد کسانی که اين گروه خون را دارند

O+

 ٤٠٪
O-  ٧٪
A+  ٣٤٪
A-  ٦٪
B+  ٨٪
B-  ١٪
AB+  ٣٪
AB-  ١٪

٢- حال که پاسخ اين سوال را دانستيد آيا می‌‌دانيد که گروه خون شما نشانگر شخصيت شماست؟

اخيراً يک مؤسسه ژاپنى که بر روى گروه‌هاى خونى تحقيق می‌‌کند، ارتباطى بين برخى ويژگی‌‌هاى شخصيتى با گروه‌هاى خونى خاص به دست آورده است. اين ويژگی‌‌ها چنين است:

گروه خون O
شما می‌‌خواهيد هميشه پيشرو و رهبر باشيد و وقتى چيزى را می‌‌خواهيد آنقدر تلاش می‌‌کنيد تا بالاخره به هدفتان برسيد. شما آدمى وفادار، احساساتى، داراى اعتماد به نفس و پيشگام هستيد. نقاط ضعف شما شامل حسادت، غرور و تمايل بيش از حدّ به جاه‌طلبى و بلندپروازى می‌‌باشد.

گروه خون A
شما از هماهنگى، آرامش، نظم و سازمان يافتگى خوشتان می‌آيد. شما می‌‌توانيد به خوبى با ديگران کار کنيد. شما آدمى حساس، صبور و مهربان هستيد. در بين نقاط ضعف شما می‌‌توان بر روى يکدندگى و ناتوانى در آرامش يافتن، انگشت گذاشت.

گروه خون B
شما آدمى فردگرا هستيد و دوست داريد که کارها را به روش خودتان انجام دهيد. قدرت ابتکار و انعطاف‌پذيرى شما بالاست و به راحتى با هر شرايطى کنار می‌‌آئيد. امّا اصرار شما بر مستقل بودن، گاهى اوقات از حدّ می‌‌گذرد و به صورت يک نقطه ضعف در شما جلوه‌گر می‌‌شود.

گروه خون AB
شما آدمى خونسرد و مسلط هستيد، در بين اطرافيانتان محبوبيت داريد، کارها را براى آن‌ها ساده می‌‌کنيد و به آن‌ها آرامش می‌‌دهيد. شما به طور غريزى هنرمند و بازيگر هستيد. کاردانى و انصاف از ديگر خصوصيات شماست امّا شما آدمى افاده‌اى، تا حدّى ساده‌لوح و مردّد در تصميم‌گيرى هستيد.

+ نوشته شده در  ساعت 3:3 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                                در محضر بزرگان

 

 سه جمله براى دستيابى به موفقيت:
  ١) بيشتر از ديگران بدان
  ٢) بيشتر از ديگران کار کن
  ٣) کمتر از ديگران توقع داشته باش
                                               ويليام شکسپير

• خودت را با هيچکس در اين دنيا مقايسه نکن.
   اگر اينکار را بکنى، به خودت توهين کرده‌اى
                                                            آلن استرايک

• اگر ما نتوانيم کسى که مى‌بينيمش را دوست داشته باشيم
   چگونه مى‌توانيم خدا را که نمى‌توانيم ببينيمش دوست داشته باشيم؟
                                                                                     مادر ترزا

• من نخواهم گفت ١٠٠٠ بار شکست خوردم، بلکه خواهم گفت
  من کشف کردم که ١٠٠٠ راه براى شکست خوردن وجود دارد.
                                                                                 توماس اديسون

• اگر روزى فرا رسيد که هيچ مشکلى براى حل کردن نداشتى
  بدان که در مسير اشتباهى حرکت کرده‌اى
                                                                              سوامى ويوکاناندا

• همه به فکر تغيير دادن دنيا هستند،
   امّا هيچکس به فکر تغيير دادن خود نيست ...
                                                           لئو تولستوى

• به همه اعتماد داشتن، خطرناک است.
  به هيچکس اعتماد نداشتن، خطرناک‌تر است ...
                                                             آبراهام لينکلن

• اگر کسى احساس کند که هرگز در زندگى دچار اشتباه نشده است،
  اين بدان معنى است که هرگز به دنبال چيزهاى تازه در زندگيش نبوده است .                                                                                    آلبرت اينشتين

• هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشکن:
   اعتماد، قول، رابطه و قلب
   زيرا وقتى اين‌ها مى‌شکنند صدا ندارند ولى
   درد بسيارى دارند ...
                                                        چارلز ديکنز

• اگر شروع به قضاوت کردن در مورد مردم بکنى،
  وقت پيدا نخواهى کرد آن‌ها را دوست داشته باشى
                                                                 مادر ترزا

• جهان سوم جايى است که هر کس بخواهد مملکتش
   را آباد کند خانه‌اش خراب مى‌شود
   و هر کس بخواهد خانه‌اش را آباد کند بايد در
   تخريب مملکتش بکوشد
                                                                پروفسور حسابى

 
+ نوشته شده در  ساعت 1:33 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                                 داستان عقاب

 برای پی بردن به اهمیت تغییر در زندگی و بدانیم که هیچوقت دیر نیست داستان عقاب را برایتان آوردیم.برای خواندن و دیدن این داستان جالب  به صورت پاورپوینت لطفا اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در  ساعت 6:25 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                      روشهای ارتباط موثر

 

 

پیش آمدن اختلاف در روابط با دیگران، تقریباً اجتناب ناپذیر است. اختلاف، به خودی خود مشکلی نیست امّا چگونگی برخورد با آن است که می‌تواند باعث نزدیک‌تر کردن دو طرف به یکدیگر و یا جدا شدن آن‌ها از همدیگر شود. ارتباطات ضعیف، اختلاف نظر و سوء تفاهم می‌تواند منبع خشم و جدایی، و یا تخته  پرشی برای یک رابطه  قوی‌تر و آینده‌ای شادتر باشد. به کمک یادگیری مهارت‌های ارتباطی می‌توان رابطه  خود با دیگران را استحکام بیشتری بخشید. دفعه  بعد که در ارتباط خود دچار اختلاف و مشکل شدید این توصیه‌ها را به ذهن آورید تا به نتیجه  مثبت‌تری دست یابید:

1- تمرکز خود را از دست ندهید
گاهی اوقات آدم وسوسه می‌شود که به هنگام پرداختن به یک اختلاف، اختلافات ظاهراً مرتبطی که در گذشته وجود داشته است را نیز به میان بکشد یا در نظر آورد. این کار متاسفانه غالباً موضوع اصلی را تیره و تار می‌کند و شانس دست‌یابی به درک متقابل و راه حلی برای اختلاف فعلی را کمتر می‌سازد و کل مباحثات را بیفایده و حتی گیج‌کننده می‌نماید. سعی کنید موضوعات قبلی یا جانبی را به میان نکشید. بر روی موضوع فعلی تمرکز کنید و سعی کنید با درک یکدیگر، به راه حل مشترکی دست یابید.

2- به دقت گوش کنید
مردم غالباً فکر می‌کنند که دارند گوش می‌کنند امّا کاری که واقعاً دارند می‌کنند فکر کردن به جوابی است که می‌خواهند پس از تمام شدن صحبت‌های طرف مقابل به او بدهند. هر چند ممکن است دشوار باشد امّا واقعاً سعی کنید به آنچه طرف مقابل می‌گوید گوش فرا دهید. حرف او را قطع نکنید. موضع دفاعی نگیرید. فقط گوش کنید که او چه می‌گوید و این اطمینان را در او به وجود آورید که حرف‌هایش به طور دقیق شنیده شده است. دراین صورت، شما او را بهتر درک خواهید کرد و او نیز بیشتر تشویق می‌شود که به حرف‌های شما گوش دهد.

3- سعی کنید نقطه نظرات او را درک کنید
وقتی اختلاف پیش می‌آید، اغلب ما فقط می‌خواهیم که حرف‌های خودمان شنیده و درک شوند. درباره  نقطه نظراتمان آنقدر حرف می‌زنیم تا طرف مقابل را مجبور کنیم او هم چیزها را از دریچه  چشم ما بنگرد. شگفت آن که اگر همه  ما همواره این کار را بکنیم، توجه کمی به نقطه نظرات طرف مقابل می‌شود و هیچکس حس نمی‌کند که حرف‌هایش به خوبی درک شده است. سعی کنید نقطه نظرات طرف مقابل را درک کنید. در این صورت بهتر می‌توانید نقطه نظرات خودتان را توضیح دهید. همیشه یادتان باشد که اگر دیگران حس کنند که حرف‌هایشان شینده شده است، احتمال بیشتری دارد که به حرف‌های شما گوش فرا دهند.

4- به انتقادات با احساس همدلی پاسخ دهید
هنگامی که کسی از شما انتقاد می‌کند، آدم فوراً حس می‌کند که او در اشتباه است و موضع دفاعی می‌گیرد. با وجودی که شنیدن انتقاد سخت است و غالباً به دلیل هیجانات و احساسات گوینده به نحو اغراق‌آمیزی بیان می‌گردد امّا اهمیت دارد که برای فرونشاندن ناراحتی طرف مقابل به آن گوش کنیم و با احساس همدلی نسبت به احساسات طرف مقابل به آن پاسخ دهیم. همچنین باید ببینیم چه حرف‌ها و نکات درستی در میان انتقادهای طرف مقابل وجود دارد. این‌ها می‌توانند اطلاعات ارزشمندی برای ما باشد.

5- مسئولیت کارهایتان را بر عهده بگیرید
باور کنید که مسئولیت‌پذیری یک نقطه  قوت است نه ضعف. بنابراین مسئولیت کارهای اشتباه خود را بر عهده بگیرید. اگر هر دوی شما در اختلاف پیش آمده تا حدّی مقصر باشید (که معمولاً هم همین طور است) به دنبال تقصیرهای خود بگردید و مسئولیت آن‌ها را بپذیرید. این کار، وضعیت را آرام‌تر می‌سازد و در ضمن نشانگر بلوغ شماست. همچنین معمولاً الهام‌بخش طرف مقابل می‌گردد تا او هم واکنش مشابهی بروز دهد و بدین ترتیب به یافتن درک متقابل و راه حلی برای اختلاف نزدیکتر می‌شوید.

6- از واژه  «من» استفاده کنید
به جای آن که مثلاً بگوئید «دراینجا تو اشتباه کردی»، جمله  خود را با «من» شروع کنید و بگذارید طرف مقابل، احساس شما را بهتر درک کند. مثلاً بگوئید «من وقتی این اتفاق افتاد ناراحت شدم.» این گونه جملات کمتر سرزنش آمیزند و کمتر طرف مقابل را به موضع دفاعی وامی‌دارد و به او کمک می‌کند که به جای آن که حس کند مورد حمله قرار گرفته، نقطه نظر شما را بهتر درک کند.

7- به دنبال مصالحه باشید
به جای آن که سعی کنید «برنده » بحث شوید در جستجوی راه حلی باشید که خواسته‌های همه را برآورده سازد. تمرکز بر روی مصالحه یا راه حل جدیدی که خواسته‌های هر دو طرف را بیشتر ارضاء کند، بسیار موثرتر از این است که یک نفر به قیمت نادیده گرفتن طرف مقابل به خواسته‌هایش دست یابد.

8- به خودتان فرصت استراحت بدهید
گاهی اوقات اوضاع آنچنان حاد می‌شود که ادامه دادن بحث به دعوا و جنگ و جدل منتهی خواهد شد. اگر حس کردید خودتان یا طرف مقابلتان آنقدر عصبانی شده‌اید که نمی‌توانید دیگر بحث‌های سازنده کنید و یا خطر برهم خوردن ارتباطتان وجود دارد، خوب است که بحث را متوقف کنید تا هر دو خونسردی خود را دوباره به دست آورید. یکی از نشانه‌های ارتباطات خوب، دانستن این است که چه موقع باید موقتاً از یکدیگر فاصله گرفت.

9- اختلافات را نیمه کاره رها نکنید
هر چند گاهی اوقات رها کردن ادامه  بحث، کار خوبی است امّا همیشه به آن برگردید و آن را نیمه کاره رها نسازید. اگر هر دوی شما با نگرش سازنده، احترام متقابل و تمایل به درک نقطه نظر طرف مقابل یا حداقل دستیابی به یک راه حل، به موضوع بپردازید می‌توان به پیشرفت به سوی هدف که همانا حل اختلاف است امیدوار بود. مگر در موقعی که زمان قطع رابطه فرا رسیده باشد، هیچگاه اختلافات پیش آمده و مباحثات را نیمه کاره رها نکنید.

10- در صورت نیاز، درخواست کمک کنید
اگر شما و طرف مقابل سعی کردید اختلافتان را خودتان برطرف کنید ولی پیشرفتی حاصل نشد می‌توانید از راهنمائی‌های یک روان درمانگر یا مشاور بهره گیرید. مشاوران خانواده می‌توانند به کشمکش پیش آمده خاتمه دهند و مهارت‌هایی را برای حل اختلافات در آینده به شما بیاموزند. اگر طرف مقابل حاضر نیست با شما پیش مشاور بیاید، مراجعه  خود شما به تنهایی نیز می‌تواند سودمند باشد.

منبع :

"How to Communicate", Elizabeth Scott, M.S. ,

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:3 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  |