تبليغاتX
یا من اسمه دوا و ذکره شفا حرفی برای گفتن

                                  بحثی در مورد عشق                                                                                                                                                                          

در مطالعه‌ای که درباره «نگرش به ازدواج» به عمل آمده است، مردم عشق را پدیده‌ای مرموز، اسرارآمیز، عرفانی و بادوام

 توصیف کرده‌اند. در طول تاریخ، شاعران، نویسندگان، هنرمندان، فیلسوفان و دانشمندان تلاش کرده‌اند که مفهوم واقعی

عشق را دریابند.

البته روان‌شناسان هم به نوبه خود نظریه‌هایی برای تشریح طبیعت عشق ارائه نموده‌اند، امّا باید توجه داشت که هر فرد، تفسیر

 و تعبیر خاص خودش را در این زمینه دارد.

در این مقاله با چهار نظریه معروف که برای توضیح و توصیف دوست داشتن، عشق و دلبستگی عاطفی ارائه شده آشنا می‌شویم.

1- دوست داشتن در مقابل عشق (نظریه رابین)
زیک رابین، روان‌شناس، عشق را متشکل از سه عنصر می‌داند:

  • دلبستگی- شرط محبت کردن و بودن با فردی دیگر.
  • محبت- ارزش‌گذاری نیازها و خوشی‌های دیگران به قدر نیازها و خوشی‌های خود.
  • تعلّق- به اشتراک گذاشتن افکار، احساسات و تمایلات خصوصی خود با فردی دیگر.

رابین در کنار مطرح ساختن دیدگاه فوق، دو پرسشنامه نیز برای اندازه‌گیری این متغیرها به وجود آورده است.

او درابتدا در حدود 80 پرسش برای به دست آوردن نگرشی که یک فرد درباره عشق دارد طراحی کرد. این پرسش‌ها

 بر حسب این که منعکس‌کننده احساس دوست داشتن یا احساس عشق بودند، مرتب شده بودند. این دو مجموعه پرسش بین

198 دانشجوی دوره کارشناسی توزیع شد و تحلیل‌های آماری بر روی پاسخ‌ها به عمل آمد.

نتیجه به دست آمده به رابین اجازه داد تا 13 پرسش برای «دوست داشتن» و 13 پرسش برای «عشق»

را که معیارهای قابل اطمینانی برای این دو متغیر بودند، تعیین کند.

نمونه‌های زیر، مشابه برخی از پرسش‌هایی است که در «مقیاس دوست داشتن و عشق» رابین وجود دارد:

اندازه‌گیری «دوست داشتن»

1- من احساس می‌کنم که ........... آدم محکم و استواری است.
2- من به نظرات و عقاید ........... اطمینان دارم.  

اندازه‌گیری «عشق»

1- در من یک حس قوّی انحصارگری نسبت به ........... وجود دارد.
2- خیلی دوست دارم که ........... با من محرمانه صحبت کند.
3- من برای ........... تقریباً هر کاری خواهم کرد.

مقیاس‌هایی که رابین برای اندازه‌گیری دوست داشتن و عشق ارائه کرد، مؤید نظریه او درباره عشق بودند.

 رابین در مطالعه دیگری برای تعیین این که آیا این مقیاس‌ها واقعاً دوست داشتن را از عشق متمایز می‌سازد یا نه،

به این نتیجه رسید که دوستان خوب، امتیاز بالایی در مقیاس «دوست داشتن» به دست می‌آورند امّا فقط افراد خاصی

می‌توانند در مقیاس «عشق»، امتیاز بالا کسب کنند.

عشق یک مفهوم عینی نیست و بدین خاطر اندازه‌گیری آن دشوار است. «مقیاس دوست داشتن و عشق» رابین،

روشی را برای اندازه‌گیری احساس پیچیده عشق پیشنهاد می کند.

2- عشق دلسوزانه در مقابل عشق شهوانی (نظریه هاتفیلد)
به عقیده الین هاتفیلد، روان‌شناس، عشق دو نوع اصلی بیشتر ندارد: عشق دلسوزانه و عشق شهوانی. عشق دلسوزانه،

مشخصه‌اش احترام متقابل، دلبستگی، عاطفه و اعتماد است. عشق دلسوزانه معمولاً در فضایی از احساس درک متقابل و

 احترام مشترک برای یکدیگر، رشد می‌یابد.

مشخصه عشق شهوانی، هیجان شدید، جاذبه جنسی، اضطراب و عاطفه است. هنگامی که به این هیجانات شدیداز سوی مقابل

نیز پاسخ داده شود، فرد احساس خوشحالی و ارضاء می‌کند. امّا عشق یک سویه به احساس یأس و نومیدی و افسردگی

می‌انجامد. به عقیده هاتفیلد، عشق شهوانی، عشقی گذرا است ومعمولاً بین 6 تا 30 ماه بیشتر دوام نمی‌آورد.

به گفته هاتفیلد، عشق شهوانی هنگامی که انتظارات فرهنگی مشوّق عاشق شدن باشد، یا هنگامی

که فردی با ایده‌های پیش پنداشته شما در مورد معشوق ایده‌آل مطابقت داشته باشد و یا هنگامی که حضور

فرد دیگری باعث افزایش تحریک فیزیولوژیکی شما گردد، برانگیخته می‌شود.

عشق شهوانی ایده‌آل، سپس به عشق دلسوزانه که بسیار بادوام‌تر است منجر می‌گردد. با وجودی که اغلب

 مردم در جستجوی رابطه‌ای هستند که امنیت و پایداری عشق دلسوزانه و شدّت و حدّت عشق شهوانی را

 یکجا در خود داشته باشد، امّا به عقیده هاتفیلد چنین رابطه‌ای بسیار نادر است.

3- مدل رنگ‌های اصلی (نظریه جان‌لی)
جان لی در کتاب خود به نام «رنگ‌های عشق» که در سال 1973 منتشر شد، انواع عشق را با رنگ‌های

اصلی مقایسه کرده است. درست همان گونه که سه رنگ اصلی وجود دارد، جان لی سه سبک اصلی هم

 برای عشق قائل شده است. این سه سبک عبارتند از: 1) عشق به یک فرد ایده‌آل، 2) عشق به عنوان

 یک بازی و 3) عشق به عنوان دوستی.

جان لی درادامه تشبیه خود می‌گوید که همان گونه که سه رنگ اصلی با یکدیگر ترکیب شده و

 رنگ‌های مکمل را به وجود می‌آورند، این سه سبک اصلی عشق نیز می‌توانند با یکدیگر ترکیب شده

و 9 سبک متفاوت و ثانویه عشق را به وجود آورند. برای مثال، ترکیبی از سبک‌های اول و دوم به

 عشق شیدایی یا عشق وسواسی می‌انجامد.

6 سبک عشق از دید جان لی

  • سه سبک اصلی

    1- عشق به یک فرد ایده‌آل
    2- عشق به عنوان یک بازی
    3- عشق به عنوان دوستی

  • سه سبک ثانویه

    1- عشق شیدایی- وسواسی (ترکیب 1 و 2 اصلی)
    2- عشق واقع‌گرایانه و عملی (ترکیب 2 و 3 اصلی)
    3- عشق فداکارانه (ترکیب 1 و 3 اصلی)

4- نظریه مثلثی عشق (نظریه اشترنبرگ)
رابرت اشترنبرگ، روان‌شناس، نظریه مثلثی عشق را ارائه کرده است. او سه مؤلفه را برای عشق در نظر گرفته است:

صمیمیت (رابطه نزدیک)، میل جنسی و تعهد. ترکیبات مختلف از این سه مؤلفه به انواع مختلفی از عشق می‌انجامد.

برای مثال، ترکیب صمیمیت (رابطه نزدیک) و تعهد به عشق دلسوزانه و ترکیب میل جنسی و رابطه نزدیک

 به عشق شهوانی می‌انجامد.

به گفته اشترنبرگ، رابطه‌ای که بر مبنای دو یا بیشتر از این عناصر بنا شده باشد، بادوام‌تر از

عشقی است که تنها بر اساس یکی از این مؤلفه‌ها باشد. اشترنبرگ از واژه «عشق کامل» برای توصیف

عشقی که از ترکیب هر سه مؤلفه، یعنی رابطه نزدیک، میل جنسی و تعهد به وجود آمده باشد، استفاده کرده است.

به عقیده اشترنبرگ، هر چند این نوع عشق، قویترین و بادوام‌ترین نوع عشق است ولی بسیار نادر می‌باشدر

منبع :

                                                            "Theories of Love", Kendra Van Wagner

+ نوشته شده در  ساعت 0:45 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

افسر دگی

افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.

افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد.

افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیراز مسائل پزشكی و اندوه كه بسیار شایع است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در كارها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی منفور خانواده خودش می بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را كه وضعی درمان پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می دهد. درباره افسردگی خبرهای خوشی نیز وجود دارد: بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند.

Depression كه غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده می شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری های جسمانی می كند. 

افسردگی بالینی، از دیدگاه عملكردهای اجتماعی بیش از دیگر بیماری های مزمن، بیمار را ناتوان می كند. افسردگی كبیر بیش از بیماری های مزمن ششی، التهاب مفصل و دیابت ، ناتوان كننده است. افسردگی یك نشانگان (Syndrom) یعنی مجموعه ای از علامات مرضی(Symptoms) مختلف است.

ملاك های تشخیص افسردگی عبارت اند از:

1- افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز.

2- كاهش آشكار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی.

3- كاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر كاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن.

4- بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها.

5- افزایش یا كاهش اعمال روانی حركتی یا فعالیت های ذهنی.

6- خستگی یا كاهش انرژی.

7- احساس بی ارزشی یا گناهكار بودن.

8- كاهش توان اندیشیدن یا تمركز ذهن و تصمیم گیری.

9- اندیشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودكشی، بدون داشتن طرحی برای آن ، یا اقدام به خودكشی با طرحی از پیش ریخته.

داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی یك و دو باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است.

انواع افسردگی

افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی عمده است كه فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتاً فعال می شود. نوعی از افسردگی عمده  به افسردگی مالیخولیایی موسوم است كه بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود در حدود 15 درصد مبتلایان به افسردگی كبیر دچار افسردگی اوهام اند كه معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را گناهكار و غیر قابل بخشش تصور می كنند. در حدود 15 در صد مبتلایان به افسردگی كبیر نیز دچار روان پریشی می شوند.

نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام “افسردگی غیرمعمول” كه بر خلاف اسمش شایع است. علامات مرضی آن عكس علامات مرضی افسردگی معمولی است كه مبتلایان كم می خوابند و كم می خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می خوابند و زیاد می خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا می كنند. به قول یكی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی ( دونالد كلاین)، افسردگی غیر معمول، “مزمن” است نه” دوره ای” . از بلوغ آغاز می شود و بیماران نسبت به همه امور كم توجه اند.

نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است كه عموماً حدود دو سال طول می كشد و علامات مرضی آن خفیف تر از افسردگی كبیر است ولی همواره احساس ناراحتی می كنند.

شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الكل، افزایش استرس و كاهش اشتغال گفته اند . علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند كه جامعه كنونی، كانونی ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شكست های شخصی وابسته كرده است.

آنچه گفته شد جنبه نظری دارد ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش های آنها، تلویزیون ” منشاء عمده افسردگی است” Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكی پنسیلوانیا كشف كرده است كه ” ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم كودكان به تلویزیون و افسردگی كبیر در 24 سالگی وجود دارد.” Kottl می نویسد:

” اثرات اجتماعی برنامه های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی كبیر در نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، كودكان ما را در معرض خشونت های ابلهانه مكرر قرار می دهد و آنها را هر چه بیشتر از تماس های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می كند.”

افسردگی كبیر بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی ظاهر می گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا یك سال، حتی بدون درمان رفع می شود . ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می رود. بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می دهد. خطر افسردگی با تعداد بازگشت ها افزایش می یابد. بدین معنی كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد می رسد.

عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند:

اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد.

اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد.

اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد.

اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد.

اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً بهبود نیافته باشد.

اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد.

+ نوشته شده در  ساعت 10:3 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

تابلوهای برای تفکر

:::  تابلوی شماره 1  :::

تجربه رویدادهایی نیست که با آن برخود می کنیم

تجربه برخودهایی است که با رویدادها می کنیم

تجربیات امروز من...


:::  تابلوی شماره 2  :::

زاويه ي ديد و نوع نگاه، تضمين كننده ي كنترل عكس العمل هاي من در مقابل حوادث مختلف است.

همين الان من...


:::  تابلوی شماره 3  :::

فقط 1 دقيقه سكوت مي كنم و در همان 1 دقيقه ياد مي گيرم كه به شكستني ها تكيه نكنم و از شكستگي ها درس وارستگي بگيرم. در همان 1 دقيقه به اقتدار و نگرش مثبت مي رسم چون با وجدان خودم و توكل به او همراه مي شوم.


:::  تابلوی شماره 4  :::

فقط 1 دقيقه تفكر در برخورد با ناملايمات كافي است كه كارهايم را با سرپرستي او و تحت نظارت او انجام دهم و از اينكه او مرا مي بيند به امن و اطمينان و آرامش كافي برسم.

خيلي آرام و مطمئن...

علمه بحالي كفي عن مقالي  حضرت ابراهيم(ع)


:::  تابلوی شماره 5  :::

فقط 1 دقيقه وقت، كافي است تا خودم متذكر شوم كه ارزش كارها به اندازه ي بينش و پشتوانه ي جهت گيري آن است.

پس کارهایم را ...


:::  تابلوی شماره 6  :::

مزن بي تأمل به گفتار دم        نگو گوي اگر دير گويي چه غم


:::  تابلوی شماره 7  :::

زماني كه مي خواهم با شتاب زدگي خودم را اشباع كنم مانند آن كودكي هستم كه بدون مقدمات منطقي همواره مي خواهد حلوا بخورد و دهان خود را شيرين سازد پس در خواست هايم صبر و شكيبايي دارم.


:::  تابلوی شماره 8  :::

نعمت ها مسئوليت ساز هستند نه ملاك افتخار.

ثم لتسئلن يومئذٍ عن النعيم


:::  تابلوی شماره 9  :::

مايي كه آگاهي يك عمر را داريم هنگامي كه حركت يك لحظه را نداشته باشيم يعني با نعمتها بازي كرده ايم در حالي كه بايد با نعمت ها كار مي كرديم.


:::  تابلوی شماره 10  :::

در يك دقيقه مي توانم نگرش خود را تغيير دهم و در آن يك دقيقه مي توانم تمام روز را تغيير دهم شايد همان يك روز سرنوشت مرا تغيير دهد و قطعاً همينطور است.

     همین الان بهترين   حالت/ رفتار/ نگرش  كدام است؟


:::  تابلوی شماره 11  :::

يكي از بهتيرين راههايي كه مي توانم به ديگران كمك كنم اين است كه آنان را تشويق كنم از خودشان بهتر مواظبت كنند.


:::  تابلوی شماره 12  :::

من كاملاًاحساس مي كنم هنگامي كه توقف مي كنم تا بهتر به خودم برسم چقدر اين كار براي خودم و براي افرادي كه با آن ها زندگي مي كنم خوب و مفيد است.


:::  تابلوی شماره 13  :::

همين امروز به دنبال چشم و نگاهي هستم كه بتواند زيبايي و جمال را در تمام هستي حتي همراه درد و رنج بشناسد و بتواند برخورد را در هر موقعيت مطلوب و نامطلوب با موضع گيري مناسب نشان بدهد.

همين الان در مقابل...... موضع من.......


:::  تابلوی شماره 14  :::

با انتخاب نگاه درست، به شهود و شهادتي مي رسم كه با آن شهود و شهادت غيب حوادث را درك مي كنم.

نگاه امروز من به هستي و زندگي.....

نگاه الان من به اين رويداد.......


:::  تابلوی شماره 15  :::

مشكلات، موضوعات زندگي من هستند نه موانع اهداف، كارها و برنامه هايم.

همين الان 1 دقيقه فكر مي كنم و مثل طبيب حاذقي كه بيماران موضوع كار او هستند،

 راهي پيدا مي كنم.


:::  تابلوی شماره 16  :::

نگاه زيبا به هستي با دو عامل حق و عدل امكانپذير است.

حق  >  هدف و جهت                   دل > تعادل و هماهنگي


:::  تابلوی شماره 17  :::

بسم ا... هدف ها براي گفتن دارد ولي ما كه با عادت ها زنجير شده ايم از اين همه پيام محروم مي مانيم و يا از كنار آن بي تفاوت مي گذريم.

وقتي كه با بسم ا... عملي را انجام مي دهم يعني با نشان خدا و علامت او همراه است و اين حركت ، اطاعت است و عبوديت.

پس رنجي به دل راه نمي دهم.  همين الان برای.......


:::  تابلوی شماره 18  :::

ما دردنياي رابطه ها زندگي مي كنيم. ما در نظامي زندگي مي كنيم كه كوچكترين كارما و پنهان ترين خواسته ی ما و ساده ترين حالت و صفت ما بر تمام عوالم اثر مي گذارد و ميوه می دهد.

پس همين الان من در برخوردم- نگرش هايم- رفتارم......

ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس     سوره روم آيه 41


:::  تابلوی شماره 19  :::

بيا تا گل بر افشانيم و مي در ساغر اندازيم

فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم

+ نوشته شده در  ساعت 11:14 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                                   به یاد دکتر قیصر  امین پور

                                                                                                                                                                    سنگ ناله مي‌كند: رود رود بي‌قرار
كوه گريه مي‌كند: آبشار، آبشار!

آه سرد مي‌كشد، باد، باد داغدار
خاك مي‌زند به سر آسمان سوگوار

سرو از كمر خميد، لاله واژگون دميد
برگ و بار باغ ريخت، سبز سبز در بهار

ذره ذره آب شد، التهاب آفتاب
غرق پيچ و تاب شد جست‌وجوي جويبار

برلبش ترانه، آب، از گدازه‌هاي درد
در دلش غمي مذاب، صخره صخره كوهوار

از سلاله سحاب، از تبار آفتاب
آتش زبان او، ذوالفقار آبدار

باورم نمي‌شود، كي كسي شنيده است:
زير خاك گم شوند قله‌هاي استوار؟

بي‌تو گر دمي‌ زنم، هر دمي هزار غم!
روي شانه دلم، هر غمي هزار بار!‌

هر چه شعر گل كنم، گوشه جمال تو!
هر چه نثر بشكفم، پيش پاي تو نثار!                                  روحش شاد.
                                                         

+ نوشته شده در  ساعت 6:25 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                                         تفاوت زن و مرد

ايـن تـفـاوتـها ميـان فـرهنـگها، تمدنها، كشورها و نژادهاي مـخـتـلف متـنـوع مـي بـاشـد زيــرا هـر كـدام از آنـها داراي اسـتانداردهاي متـفـاوتـي از اخـلاقـيات و بـرابري زن و مرد(دختروپسر)هستند. امـا تفاوتهاي ذكر شده در اين مقاله تقريبا فراگير مي باشند:

1- در دنـياي مردان بسياري از آنها هنوز چنـيـن ميپندارنـد كه پول درآوردن وظيفه آنها ميباشد و خانه داري، آشپزي و نـگهداري از فـرزنـدان وظيـفه همـسرانـشان، خـواه شـاغل باشند و يا نباشند. بنابراين زنـان مجبور هسـتند كـارهـاي زيادي را انجام دهند كه سبب ايجاد استرس فراوان در آنها مي گردد. در حـالي كـه مـردان روي مبـل لم داده و در حال تماشاي تلويزيون و خوردن چيپس ميباشند. البته مرداني نـيـز وجـود دارند كه تـمام كارهاي خانه را انـجام مـي دهنـد امـا اين كار را در عوض حرف شنوي و مطيع بودن زن هنگامي كه آنها با دوستانشان بيرون ميروند انجام ميدهند.

2- بـيشتر اوقـات مـردان نـسبت بـه انـجام كارهاي خانه براي همسرانشان تبعيض قائل مي گردند. آنها تصور ميكنند كه زنان در انجام كارهاي عملي كه بـا دسـت انجام ميگيرد مهارت ندارند زيرا فاقد نيروي عضلاني كافي ميباشند. كاري را كه آنها انجام ميدهـند دو برابر بيشتر از حد معمول بطول مي انجامد.


3- زنان حساس تر از مردان ميباشند. زنان هيجانات شديد تري در برابر مرگ، مصـيبتها و تغير و تحولات از خود نشان ميدهند. آنـها مـعـمولا زمان بيشتري نسبت به مردان نياز دارند تا زخمهاي عاطفي خود را التيام بخشند.


4- مردان منطقي تر از زنان ميباشند. مردان در كنترل احساسات خود، دادن تـوضيـحات و استدلالهاي منطقي و تسلي دادن زنان اندوهگين بهتر ميباشند.


5- زنان كنجكاه تر از مردان ميباشند. زنـان مـراقب همه چيز هستند: مـردم چه لباسي مي پـوشند، كدام فروشگاه حراج كرده، كـدام فـرد مشهور مي خواهد طلاق بـگيـرد و يـا چه كسي دوست پسر جديد پيدا كرده است.


6- مردان بي پرواتر و خشنتر از زنان ميباشند. شـايد بـخاطر آن اسـت كـه عـضلاني تر و نيرومنتر هستند. آنها ترجيح ميدهند مشكلاتشان را با مشت و لگد حل كنند.


7- زنان در بكار بستن لطافت و ملايمت و اشك ريختن براي آن كه قـلب مردي را تسخير كنند مهارت خاصي دارند. هنگامي كه زني ميگريد و غصه ميخورد حتي دل سنگدلترين مرد را نيز به رحم مي آورد.


8- زنان نـياز بيشتري به همدم و مراقبت كلي دارند. مردان نيز احتياج به فضا و وقت آزاد دارنـد تا كارهايـي كـه دوسـت دارنـد را انـجـام دهنـد. مـردان نـياز دارنـد تا عادات و سبك زندگيشان حتي پس از ازدواج بدون تغيير باقي بماند.


9- زنان صداي تيزتر و گوشخراشتري دارند كه بعضي اوقات تكان دهنده ميباشد خصوصا زماني كه آنها ميخندند و يا در مورد چيزي گله و شكايت مي كنند كه براي برخي مردان تقريبا آزر دهنده است.


10- زنان دوسـت دارند تـا مـردان از آنـها محافظت كنند مردان نيز دوست دارند تا از زنان مـحافظت كنند. هر جـا كـه زنـان مـورد آزار و اذيـت قـرار بگيرند مردان فعالانه به كمك آنها خواهند شتافت.


11- از مـردان انـتظار مي رود در حضور زنان نجابت خود را به نمايش بگذارند. راه را براي زنان باز كنند، صنـدلي را بـراي خـانـم بـعقـب بيـاورد تــا بنشيند و يا براي آنها نوشيدني بريزند.


12- مردان نسبت به شان و منزلت خود حساستر مي بـاشـند زيـرا مـردان در قيد و بند نـمـاد مردانگي هستنـد. بـنـابرايـن از آنـكه شـان و مقام مردي آنها زير سوال برود بسيار خشمگين خواهند شد.


13- مـردان در تـجربه كـردن اعــمال و ورزشهاي مخاطره آميز بي باك تـر و دليـرتر از زنـان ميباشند. مردان به ورزشهاي پرسرعت و پر تصادم علاقه مندند.


14- مـا مـعـمولا آنكه شـوهري بيشتر از هـمسرش پول در بـيـاورد را مـورد پـذيـرش قـرار ميدهيم اما برعكس اين قضيه سبب ميگردد تا آبرو و وجهه مرد از ميان رفتـه و ديگران به چشم حقارت به وي نگاه كنند.


15- زنان وابسته به شوهرانشان براي اداره زندگي كاملا قابل قبول مردم مي باشد اما شوهراني كه كار مي كنند ولي بـراي غذا و پـول وابـسته به زنانشان مي بـاشند سربار تلقي ميگردند.


16- بيشتر اوقات هنگامي كه زنان با مردان بحث مي كـنـند در كنار يكديگر مي ايستند اين گونه كسب پشتيباني و حمايت كمتر در ميان مردان مشاهده مي گردد شايد بدين علت كه مردان منطقي تر ميباشند.


17- هرگاه بحث و مشاجره اي ميان زن و مرد صورت ميگيرد كسي كه بايد تسليم گردد مـرد اسـت و كسي كه بيشتر مورد همدردي و جانبداري از سوي ديگران قرار ميگيرد زن ميباشد.

+ نوشته شده در  ساعت 0:51 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                                            غلبه بر استرس

استرس محیط کار به طور مسلم بر زندگی خانوادگی نیز تأثیر می گذارد و اغلب اثر زیان آوری بر خانواده و دوستان نیز خواهد داشت. پس بیاموزیم که ساعاتی را دست از کار کشیده ، استراحت کنیم و به علایق خود بپردازیم .

دست کشیدن از کار برای مدتی

بردن استرس از محیط کار به منزل و بالعکس ، اثر مخربی بر زندگی خانوادگی و حرفه ای فرد دارد. این دو می توانند با هم چرخه خطرناکی را به وجود آورند که گریزی از آن نیست . پس به خاطر داشته باشید که برای کاهش استرس باید ساعاتی را به خود استراحت دهیم.

اختصاص دادن زمانی خاص برای دیگران

اولین قدم برای کاهش میزان استرس در خانه ، اختصاص دادن زمانی برای بررسی موضوعات خانوادگی است. بگذارید خانواده بدانند که گذراندن تعطیلات با آنها برای شما با ارزش است و به دوستان نشان دهید که بیش از این ارزش دارند که فقط برای چند ساعت کوتاه در ماه در کنار آنها باشید . مطمئن شوید که همکارانتان از تعهد شما نسبت به خانواده باخبر هستند ، تعهد و علاقه خود را نسبت به خانواده خود نشان دهید ؛ برای مثال با تماشای ورزش های مورد علاقه فرزندان یا برگزاری یک جشن سالگرد ازدواج نشان دهید که خانه و خانواده نزد شما نسبت به کار اولویت ویژه ای دارند. نکات جزیی و ساده اهمیت خاصی دارند ؛ سعی کنید به طور منظم با همکار خود غذا بخورید ، و در منزل زمانی را برای بازی با کودکانتان بگذارید.

برنامه ریزی یک روزه ضد استرس

دنیا سریع تر از همیشه در حال تغییر است و سرعت این تغییرات ، ما را تحت فشار بی سابقه ای می گذارد. پس مهم است که به طور مرتب کارهای ثابتی انجام دهیم ? یعنی فعالیت های مطمئنی مانند دوچرخه سواری ، کتاب خوانی ، آب دادن گیاهان ، شستن ماشین و یا تماشای یک برنامه طنز از تلویزیون - این کارها به ما آرامش می دهد و ما را متقاعد می کند که در جهان همه چیز به خوبی می گذرد. برای به دست آوردن دوباره نیرو بهترین راه ، داشتن یک برنامه دقیق برای کنترل استرس است . پس فعالیت های خود را پیشاپیش منظم کنید.

ورزش کردن

ورزش کردن یکی از مؤثرترین راه های مقابله با استرس است. بنابراین با انتخاب ورزش انفرادی مورد علاقه خود ، باعث افزایش نیرو و توانایی خود جهت غلبه بر استرس خواهید شد.

صبح

مطمئن شوید که در هنگام بیدار شدن از خواب ، بیدار شدن طبیعی دارید. به یک باره از رختخواب خارج نشوید ، بلکه چشم انداز روز را جلوی چشم خود ببینید. به محض این که از جا بلند شدید، دقایقی را برای انجام نرمش های کششی ساده بگذارید . خوردن صبحانه ای سبک ، یک لیوان آب بنوشید که این عمل باید ، حداقل یکی از عادات خاص شما شود.

بعداز ظهر

برای بعضی ها گذراندن یک روز در زمین ورزش ، لذت بخش ترین چیز بعد از صبحانه است. اما بعضی افراد می خواهند کارهایی از قبیل ملاقات یک دوست ، خوردن ناهار به اتفاق او و یا خرید لوازم ضروری منزل را انجام دهند. سعی کنید با وسیله ای غیر از ماشین شخصی خود این کارها را انجام دهید ، پیاده روی ، دوچرخه سواری و استفاده از وسیط نقلیه را بر استفاده از ماشین شخصی ترجیح دهید.

غروب

در برابر وسوسه ی خواندن روزنامه یا تماشای اخبار تلویزیون مقاومت کنید . در درمان استرس ، بی خبری بهترین شیوه درمان است . یکی از مشخصه های اصلی برنامه های مقابله با استرس ، بی خبری از اخبار سایر نقاط دنیاست. زیرا بدون شما نیز این امور می گذرند. پس کتاب بخوانید ، فیلم ببینید ، به موسیقی گوش دهید و یا به سینما بروید.

شب

با حوصله یک دوش بگیرید و با روغن بدن ، تن خود را نرم کنید. همان طور که مشغول آماده شدن برای صرف شام هستید ( در منزل و همراه خانواده ، یا در خانه ی دوستان و اقوام و ... ) به موسیقی گوش دهید . تاکسی بگیرید و نگران وقت نباشید، وقتی به خانه رسیدید ، قبل از رفتن به رختخواب و خوابیدن ، یک فنجان چای گیاهی آرام بخش بنوشید.

یادگیری چگونگی آسوده سازی

رسیدن به آرامش کامل کار ساده ای نیست، بلکه شیوه ای است که می توان آن را خیلی زود آموخت . پس زمان مناسبی را برای یادگیری چند درس اختصاص دهید و سپس دریابید که لذت بردن از دوره آرامش در حد فاصل امور روزمره پرمشغله شما ، خیلی لذت بخش است.

آغاز تمرینات تمدد اعصاب

همیشه انجام تمرینات در منزل آسان نیست ؛ زیرا باید در یک زمان محدود کارهای زیادی را انجام دهیم ، مانند : جواب دادن به تلفن ، پختن غذا ، اتو کردن لباس ها و غیره . بنابراین یک نقطه آرام در خانه پیدا کنید و زمانی بدون مزاحمت برای انجام یک سری از تمرینات تمدد اعصاب اختصاص دهید . شما ممکن است بخواهید این تمرینات را به عنوان اولین کار روزانه قبل از خوردن صبحانه انجام دهید و یا ممکن است به عنوان آخرین کار، یعنی درست قبل از رفتن به رختخواب انجام دهید . یک لباس گشاد بپوشید که مانع حرکات شما نشود. یک قالی یا حصیر همراه با یک کوسن روی زمین بیندازید، سپس دراز کشیده و تمرین را شروع کنید.

یادگیری تمرکز فکر

تمرکز فکر قرنهاست که برای از بین بردن استرس به کار می رود . چهار زانو ، با ستون فقرات صاف ، دستها روی ران ، به گونه ای که کف دستها رو به بالا باشد بر روی زمین بنشینید. چشمان خود را ببندید و به دم و بازدم توجه کنید. آرام و مطلع از وضعیت بدن به مدت چند دقیقه بنشینید؛ بعد از مدتی احساس می کنید که استرس کم کم از بین می رود.

خواب بهتر

نیاز انسان به خواب ، متفاوت است . برای بزرگسالان میزان میانگین 7 تا 8 ساعت در شبانه روز است، اما بسیاری از افراد پر تلاش ادعا می کنند که با 4 یا 5 ساعت خواب می توانند به فعالیت های خود بپردازند . استرس باعث می شود ما کمتر از آنچه نیاز داریم بخوابیم و به هنگام خوابیدن ، خواب بدی داشته باشیم . پس برای بهبود کیفیت خوابتان ، قبل از رفتن به رختخواب آرامش کسب کنید. حداقل دو ساعت قبل از خواب ، از تمام فعالیت های پر تحرک به خصوص فعالیتهای کاری دست بردارید؛ سعی کنید فکر خود را بر روی یک موضوع متمرکز کنید، بهتر است فکر کنید که شما در روز مشکلی نداشته اید و اکنون ، می خواهید با آرامش به رختخواب بروید و خواب آرامی را تجربه کنید. می توانید داستان کوتاه بخوانید ، به موسیقی گوش دهید و یا تلویزیون تماشا کنید . آخر شب قبل از خواب یک لیوان نوشیدنی گرم بنوشید یا یکی از گیاهان علفی دم کرده خواب آور مانند بابونه ، سنبل الطیب و یا گل ساعتی میل کنید.

شکوفا کردن علایق

یافتن یک شیوه زندگی متعادل برای سلامت ما لازم است . فعالیت های جسمی مانند نرمش یا تنیس باعث تمرکز ذهن می شود و از علایم جسمی استرس می کاهد؛ در عین حال سرگرمی هایی مانند نقاشی باعث آرامش روحی می شود.

انتخاب سرگرمی های جدید

فعالیتی را انتخاب کنید که از آن واقعاً لذت می برید ؛ زیرا این عمل گامی است برای مقابله با استرس. سرگرمی درست می تواند آنقدر جالب باشد که شما را از انجام سایر امور باز دارد یا ممکن است جذابیت آن به اندازه رؤیا باشد. این سرگرمی ضمناً می تواند باعث بالا بردن اعتماد به نفس شود. بعد از یک روز کاری ، وقتی هیچ چیز خوب پیش نمی رود ، شما می توانید به سوی سرگرمی مورد علاقه خود رفته و در مهارت خود غرق شوید. سرگرمی بعضی از افراد وسیله امرار معاش آنها شده است. سرگرمی ها ، می توانند قابل انتقال باشند . بعضی از افراد در ایام تعطیل به کارهای تفریحی مورد علاقه خود می پردازند: مانند دوچرخه سواری، ورزش جمعی یا یک گردش علمی با حضور راهنمایی که بتواند مردماز خصوصیات و چرخه زندگی گیاهان و حیوانات آن منطقه آگاه سازد.

انجام ورزش بیشتر

ورزش در کاهش نگرانی و بهبود شرایط خواب بسیار مفید است. اما مراقب باشید ؛ زیرا افرادی که به شدت ورزش می کنند و در همان حال بیشتر استرس دارند ، بسیار در معرض صدمه دیدن هستند. به خاطر داشته باشید که ورزش را به تدریج شروع کرده و تا یافتن یک برنامه ورزشی منظم ادامه دهید . وقتی برای فعالیت های ورزشی خود برنامه ریزی می کنید ، وقت سفر درون شهری ، تعویض لباس و دوش گرفتن خود را نیز محاسبه کنید. این امر در کاهش استرس مؤثر است. قدم زدن سریع ، شنا و نرمش هوازی در بهتر شدن سیستم قلبی ? عروقی مؤثر است.

بهبود رژیم غذایی

وقتی تحت استرس هستید، می خواهید خود را با غذای آماده سیر کنید . غذا خوردن ، بخشی از هر برنامه جدی برای کاهش استرس است. بنابراین با کم کردن عادت های غذایی بد ، برنامه مقابله با استرس را شروع کنید.

کاهش عادت های غذایی نامناسب

یک رژیم غذایی سنجیده و متعادل را بپذیرید. غذاهای مختلف مناسب تری را جایگزین غذاهای حاضری کنید . زیرا ممکن است ، غذاهای مصرفی فعلی از نظر بهداشت عمومی ، وضعیت بدن را دچار مشکل کند. از غذاهای پر چربی مثل گوشت ، پنیر و تخم مرغ پرهیز کنید . از روغن زیتون یا روغن آفتابگردان برای پخت و پز استفاده کرده ، سعی کنید غذا را به جای سرخ کردن ، بخار پز کنید . در برنامه غذایی خود ، مصرف ماهی روغنی (مانند ماهی سیاه ) را بگنجانید . بهتر آن است که در غذا به جای گوشت از سویا استفاده نمایید. با جایگزین کردن آب یا آب میوه به جای قهوه یا چای از ورود روزانه ی کافیین به بدن جلوگیری کنید و هر روز حداقل 8 لیوان آب بنوشید.

متعادل کردن رژیم خود

سعی کنید به اندازه مصرف روزانه غذا تهیه نمایید ، زیرا استفاده از غذاهای مانده برای سلامت بدن نامناسب است. در واقع سعی کنید غذای مصرفی شما ، در همان وعده پخته شود ؛ بنابراین بهتر است از غذاهایی که خیلی راحت و آسان آماده می شوند استفاده کنید. برای مثال به جای گرم کردن دوباره غذا ، سعی کنید یک بشقاب ماکارونی درست کنید . با این روش شما به سلامت عمومی بدن خود کمک شایانی کرده اید.

بایدها و نبایدها

* به جای خوردن یک شام پرحجم ، وعده های غذایی کوچکی را در فواصل معین مصرف کنید.

* وزن متعادل خود را مشخص کرده و با توجه به آن ، رژیم غذایی مناسب را رعایت کنید.

* در همه ی امور حد اعتدال را نگهدارید.

* بین وعده های غذایی از مصرف تنقلات ، خودداری کنید زیرا چربی و شیرینی موجود در این مواد باعث از بین رفتن خاصیت مواد غذایی با ارزش می شود.

* از نگه داشتن شیرینی در منزل پرهیز کنید.

* نمک ، شکر و نان سفید را زیاد مصرف نکنید.

* اگر احساس می کنید که باید چیزی در بین وعده های غذایی بخورید ، یک هویج تازه خام بجوید.

+ نوشته شده در  ساعت 9:44 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

دست ها بر سه نوع اند : دستِ خدا ، که بالا ترین دست هاست . دست دهنده ، که زیر دستِ خداست ، و دست گیرنده که از همه پایین تر است . پس بخشش کنید و مشت بسته نباشید .
+ نوشته شده در  ساعت 8:21 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                   اثر مهر و محبت بر رشد مغزی کودکان

فشارهاي روحي دوران كودكي رشد مغز انسان را محدود مي‌كند . به نوشته مجله علمي روانكاوي آلمان , نياز كودكان به مهر و محبت در دوران كودكي نه فقط در پختگي عاطفي نقش دارد بلكه بر ساختار مغزي هم اثرگذار است.محققان مي‌گويند بررسي آنها نشان داده است رشد مغزي كودكاني كه محبت نمي بينند از ديگران كمتر است .

+ نوشته شده در  ساعت 7:53 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                        رابطه سن پدر و سلامت کودک

پژوهشگران دانماركي مي‌گويند سن مردان به هنگام پدر شدن در سلامت فرزندان آنها نقش دارد. يك مطالعه نشان مي‌دهد نوزادان پدران ‪ ۴۰‬تا ‪ ۶۰‬ساله در مقايسه با نوزادان پدران ‪ ۲۰‬تا ‪ ۲۹‬ساله در معيار آپگار امتياز كمتري بدست مي‌آورند. احتمال پايين بودن امتياز نوزادان مرداني كه در دهه چهارم و پنجم عمر خود تازه پدر شده‌اند در معيار "آپگار" ‪ Apgar‬كمتر از نوزادان مرداني است كه در دهه ‪ ۲۰‬پدر مي‌شوند.  معيار آپگار براي اولين بار در سال ‪ ۱۹۵۲‬ابداع شد. اين معيار نوزادان تازه متولد شده را از نظر پنج شاخص تلاش تنفسي، ضربان قلب، رفلكس تحريك پذيري، سفتي عضله و رنگ پوست ارزيابي مي‌كند. ارزش هر شاخص در اين معيار از صفر تا دو (بدترين و بهترين) تعيين شده است. بنابراين جمع كل امتياز ‪ ۱۰‬حد مطلوب محسوب مي‌شود. اين معيار طي يك دقيقه و پنج دقيقه پس از تولد نوزاد محاسبه مي‌شود. طي چند سال گذشته، مطالعات متعدد سن بالاي پدران را با بروز عوارض بارداري از جمله مرگ جنين و تولدهاي زودهنگام مرتبط شناخته‌اند. با اين وجود اطلاعات اندكي در مورد تاثير سن پدر در بروز بيماريهاي جسمي كودكان در بدو تولد وجود دارد. دكتر "يوليان سان" از دانشگاه آرهوس در دانمارك و همكارانش اطلاعات مربوط به بيش از ‪ ۷۰‬هزار زوج را كه فرزند اول خود را طي سال‌هاي ‪ ۱۹۸۰‬تا ‪ ،۱۹۹۶‬بدنيا آورده بودند، تجزيه و تحليل كردند. اين گروه تحقيقاتي گزارش دادند، در مقايسه با پدران ‪ ۲۰‬تا ‪ ۲۹‬ساله، پدران ‪ ۴۵‬تا ‪ ۴۹‬ساله و آنهايي كه ‪ ۵۰‬سال يا بيشتر داشتند احتمال اينكه نوزادان آنها در معيار آپگار امتياز يك تا سه بدست آورد ‪ ۶۴‬تا ‪ ۴۹‬درصد بيشتر بود. علاوه برآن پدران ‪ ۴۵‬سال به بالا بيشتر احتمال دارد امتياز فرزند آنها در معيار آپگار پنج دقيقه بعد از تولد كمتر از هفت باشد. سان و همكارانش گفتند: ارتباط زيست شناختي بين بالا بودن سن پدر و پايين بودن امتيازات آپگار شناخته نشده است. با اين وجود برخي مطالعات نشان داده‌اند فعاليت برخي ژن‌هاي پدر براي رشد جفت مهم است از طرف ديگر تغييرات كروموزمي با بالا رفتن سن پدر افزايش مي‌يابد." مشروح اين مطالعه را مي‌توانيد در شماره ژوئيه ‪ ،۲۰۰۶‬مجله "‪ "Epidemiology‬بخوانيد.

+ نوشته شده در  ساعت 7:46 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                      اندر حکایت سگ باهوش

 

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد  حرکتی کرد  که دورش کند اما 

 

     کاغذی را  در دهان سگ  دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس

 

و یک ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود  سوسیس و

 

گوشت را در کیسه و در دهان سگ گذاشت  .سگ هم  کیسه راگرفت و رفت .

 

قصاب که کنجکاو شده بود و از  طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .

سگ  در خیابان  حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا  چراغ سبز شد

 

و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید و    نگاهی به تابلو  حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .

 

  اتوبوس آمد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر

 

کرد تا اتوبوس بعدی آمد   دوباره شماره انرا چک کرد   اتوبوس درست بود سوار

 

شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.

 

  اتوبوس در حال حرکت به سمت  حومه شهر  بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد

 

.پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با

 

کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.

 

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و   کمی عقب

 

رفت و خودش را به در  کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.

 

سگ به طرف محوطه باغ رفت   و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و

 

سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.

 

 مردی  در را باز کرد و شروع  به فحش دادن  و تنبیه  سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد

 

نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است  .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.

 

مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است

 

که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!

 

نتیجه اخلاقی :

 

اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.

 

و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است .

 

سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.

 

پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم

 البته هر کسی میتواند بر داشت متفاوتی از این ماجرا داشته باشد.

+ نوشته شده در  ساعت 4:17 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                                 روان‌شناسی رنگ‌ها

1- روان‌شناسی رنگ سیاه

  • سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند.
  • سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.
  • رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
  • در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
  • رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

2- روان‌شناسی رنگ سفید

  • رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
  • رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
  • رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.

3- روان‌شناسی رنگ قرمز

  • رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
  • رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
  • رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
  • رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

4- روان‌شناسی رنگ آبی

  • آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
  • رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
  • رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
  • رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.
  • رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست امّا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.
  • رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

5- روان‌شناسی رنگ سبز

  • رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
  • رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
  • پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
  • رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است.
  • از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود.
  • رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند.

6- روان‌شناسی رنگ زرد

  • رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
  • رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد.
  • رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.
  • رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.
  • چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

7- روان‌شناسی رنگ ارغوانی

  • رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
  • رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
  • رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.

8- روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای

  • رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است.
  • رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
  • رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد.
  • رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

  9- روان‌شناسی رنگ نارنجی

  • رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود.
  • رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد.
  • رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  10- روان‌شناسی رنگ صورتی

  • رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
  • رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند.
  • با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند

  منبع :        Color Psycology: How Colors Impacts Moods، Feelings، and Behaviors

+ نوشته شده در  ساعت 4:56 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

                                 زندگي زير سقف تفاهم
-
براي اين كه هر شخص بتواند در زندگي زناشويي خود موفق باشد بايد از يك قانون طلايي پيروي كند.
با ديگران همانطور رفتار كن كه انتظار داري با خودت رفتار شود، البته منظور اين نيست كه شما بايد همسر خدای نا کرده خيانتكار، سوءاستفاده گر، معتاد يا الكلي خود را بپذيريد. بلكه قانون طلايي اين است كه اگر همسرتان براستي از اشتباهات گذشته خود پشيمان شده و از آنها درس عبرت گرفته است، بهتر است او را ببخشيد؛ درست مثل زماني كه از خودتان اشتباهي سر مي زند و در مقابل توقع داريد همسرتان شما را عفو كند.
اگر شما در زندگي مشتركي قرار داريد كه همسرتان غيرقابل كنترل بوده، به صورت افراطي آزاردهنده است و زندگي احساسي خود را در حال خطر مي بينيد، يك قانون ديگر مطرح مي شود كه در مورد افراد بسيار زيادي كاربرد دارد: قانون بقا. اين حسي غريزي براي بقا مي باشد كه اهميت شادي فردي را در شما بيدار مي كند در اين حالت نسبت به ماديات بي اهميت مي شويد و برايتان مهم نيست كه ديگران از شما انتظار دارند چه كاري انجام دهيد.
يك ازدواج موفق مملو از تعهدات بيشمار است. كلمه كليدي در اين قسمت كاميابي است و قانون اين است كه با خودتان صادق باشيد.
البته اين بدان معنا نيست كه همه چيز يا بايد بر طبق خواست هاي شما انجام شود يا اين كه به هيچ وجه انجام نشود.
اگر در شرايطي قرار گرفتيد كه همسرتان هيچگونه همكاري با شما ندارد، بنابراين شايد زمان آن فرا رسيده باشد كه با خودتان روراست باشيد. اگر صاحب فرزند هم هستيد بايد با آنها نيز صادق باشيد و كارهاي لازم براي تغيير شرايط نامطلوب را انجام دهيد به طور كلي براي آن كه بتوانيد کانون خانواده كه مهمترين كانون اجتماعي است را پا برجا نگه داريد و از زندگي زناشويي لذت ببريد با رعايت كردن نكات زير مي توان زندگي را براي تمام افراد خانواده دلچسب، شاد ودل انگيز كرد.
زمان بروز مشكلات آنها را به سرعت شناسايي كنيد و در همان موقع به حل آنها بپردازيد.
زماني كه يكي از طرفين مشكلي را مطرح مي كند طرف ديگر بايد با صبر و شكيبايي به گفته هاي او گوش دهد مفهوم حرفهاي او را درك كند و باهم براي رفع آن مشكل تلاش كنند.
كارها را به طور تساوي تقسيم كنيد تا وظيفه هركس مشخص باشد.
زماني كه تقاضا بالا مي رود، سعي كنيد تا وظيفه هركس مشخص باشد.
هرچند وقت يك بار كمترين كاري را كه از دستتان برمي آيد براي شريك زندگيتان انجام دهيد.
براي يكديگر وقت صرف كنيد و باهم باشيد.
سعي كنيد وقت بيشتري را باهم بگذرانيد.
اگر لازم بود راجع به موضوعاتي كه اختلاف نظر داريد بحث كنيد؛ اما نبايد اين بحثها در احساسات شما نسبت به يكديگر خللي وارد كند.
اول خودتان و بعد هم همسر و فرزندانتان را دوست داشته باشيد.
ارزش وجود يكديگر را درك كنيد.
در مورد هيچ كس، حتي همسرتان به خيالپردازي روي نياوريد.
به آرزوها و آمال خود جامه عمل بپوشانيد.
هرگاه احساس كرديد كه رابطه شما در حال خدشه دار شدن است، از مشاور خانواده كمك بگيريد.
در مورد آرزوها، اميال، شكست ها و موفقيت هايتان با يكديگر صحبت كنيد. اين كار را حداقل يك بار در ماه انجام دهيد.
براي هم كتاب بخريد.
هرگاه احساس سكون، يكنواختي و تكرار مكررات به شما دست داد دوشادوش يكديگر دست به انجام كارهاي غيرمنتظره بزنيد.
به خانواده همسرتان احترام بگذاريد حتي اگر علايق و سليقه هايشان با شما يكي نيست.
كلمات كليدي دوست داشتن معجزه زندگي را فراموش نكنيد.
+ نوشته شده در  ساعت 2:39 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  |