|
|
|
|||||
|
||||||
|
|
|
|
افسر دگیافسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.
افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد. افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیراز مسائل پزشكی و اندوه كه بسیار شایع است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در كارها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی منفور خانواده خودش می بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را كه وضعی درمان پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می دهد. درباره افسردگی خبرهای خوشی نیز وجود دارد: بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند. Depression كه غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده می شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری های جسمانی می كند. افسردگی بالینی، از دیدگاه عملكردهای اجتماعی بیش از دیگر بیماری های مزمن، بیمار را ناتوان می كند. افسردگی كبیر بیش از بیماری های مزمن ششی، التهاب مفصل و دیابت ، ناتوان كننده است. افسردگی یك نشانگان (Syndrom) یعنی مجموعه ای از علامات مرضی(Symptoms) مختلف است. ملاك های تشخیص افسردگی عبارت اند از:
1- افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز. 2- كاهش آشكار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی. 3- كاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر كاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن. 4- بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها. 5- افزایش یا كاهش اعمال روانی حركتی یا فعالیت های ذهنی. 6- خستگی یا كاهش انرژی. 7- احساس بی ارزشی یا گناهكار بودن. 8- كاهش توان اندیشیدن یا تمركز ذهن و تصمیم گیری. 9- اندیشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودكشی، بدون داشتن طرحی برای آن ، یا اقدام به خودكشی با طرحی از پیش ریخته.
داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی یك و دو باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است.
انواع افسردگی افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی عمده است كه فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتاً فعال می شود. نوعی از افسردگی عمده به افسردگی مالیخولیایی موسوم است كه بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود در حدود 15 درصد مبتلایان به افسردگی كبیر دچار افسردگی اوهام اند كه معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را گناهكار و غیر قابل بخشش تصور می كنند. در حدود 15 در صد مبتلایان به افسردگی كبیر نیز دچار روان پریشی می شوند.
نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام “افسردگی غیرمعمول” كه بر خلاف اسمش شایع است. علامات مرضی آن عكس علامات مرضی افسردگی معمولی است كه مبتلایان كم می خوابند و كم می خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می خوابند و زیاد می خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا می كنند. به قول یكی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی ( دونالد كلاین)، افسردگی غیر معمول، “مزمن” است نه” دوره ای” . از بلوغ آغاز می شود و بیماران نسبت به همه امور كم توجه اند.
نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است كه عموماً حدود دو سال طول می كشد و علامات مرضی آن خفیف تر از افسردگی كبیر است ولی همواره احساس ناراحتی می كنند.
شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الكل، افزایش استرس و كاهش اشتغال گفته اند . علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند كه جامعه كنونی، كانونی ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شكست های شخصی وابسته كرده است.
آنچه گفته شد جنبه نظری دارد ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش های آنها، تلویزیون ” منشاء عمده افسردگی است” Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكی پنسیلوانیا كشف كرده است كه ” ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم كودكان به تلویزیون و افسردگی كبیر در 24 سالگی وجود دارد.” Kottl می نویسد:
” اثرات اجتماعی برنامه های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی كبیر در نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، كودكان ما را در معرض خشونت های ابلهانه مكرر قرار می دهد و آنها را هر چه بیشتر از تماس های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می كند.”
افسردگی كبیر بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی ظاهر می گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا یك سال، حتی بدون درمان رفع می شود . ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می رود. بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می دهد. خطر افسردگی با تعداد بازگشت ها افزایش می یابد. بدین معنی كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد می رسد.
عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند: اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد. اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد. اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد. اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد. اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً بهبود نیافته باشد. اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد. |
||
|
|
|
|
|
تابلوهای برای تفکر ::: تابلوی شماره 1 ::: تجربه رویدادهایی نیست که با آن برخود می کنیم تجربه برخودهایی است که با رویدادها می کنیم تجربیات امروز من... ::: تابلوی شماره 2 ::: زاويه ي ديد و نوع نگاه، تضمين كننده ي كنترل عكس العمل هاي من در مقابل حوادث مختلف است. همين الان من... ::: تابلوی شماره 3 ::: فقط 1 دقيقه سكوت مي كنم و در همان 1 دقيقه ياد مي گيرم كه به شكستني ها تكيه نكنم و از شكستگي ها درس وارستگي بگيرم. در همان 1 دقيقه به اقتدار و نگرش مثبت مي رسم چون با وجدان خودم و توكل به او همراه مي شوم. ::: تابلوی شماره 4 ::: فقط 1 دقيقه تفكر در برخورد با ناملايمات كافي است كه كارهايم را با سرپرستي او و تحت نظارت او انجام دهم و از اينكه او مرا مي بيند به امن و اطمينان و آرامش كافي برسم. خيلي آرام و مطمئن... علمه بحالي كفي عن مقالي حضرت ابراهيم(ع) ::: تابلوی شماره 5 ::: فقط 1 دقيقه وقت، كافي است تا خودم متذكر شوم كه ارزش كارها به اندازه ي بينش و پشتوانه ي جهت گيري آن است. پس کارهایم را ... ::: تابلوی شماره 6 ::: مزن بي تأمل به گفتار دم نگو گوي اگر دير گويي چه غم ::: تابلوی شماره 7 ::: زماني كه مي خواهم با شتاب زدگي خودم را اشباع كنم مانند آن كودكي هستم كه بدون مقدمات منطقي همواره مي خواهد حلوا بخورد و دهان خود را شيرين سازد پس در خواست هايم صبر و شكيبايي دارم. ::: تابلوی شماره 8 ::: نعمت ها مسئوليت ساز هستند نه ملاك افتخار. ثم لتسئلن يومئذٍ عن النعيم ::: تابلوی شماره 9 ::: مايي كه آگاهي يك عمر را داريم هنگامي كه حركت يك لحظه را نداشته باشيم يعني با نعمتها بازي كرده ايم در حالي كه بايد با نعمت ها كار مي كرديم. ::: تابلوی شماره 10 ::: در يك دقيقه مي توانم نگرش خود را تغيير دهم و در آن يك دقيقه مي توانم تمام روز را تغيير دهم شايد همان يك روز سرنوشت مرا تغيير دهد و قطعاً همينطور است. همین الان بهترين حالت/ رفتار/ نگرش كدام است؟ ::: تابلوی شماره 11 ::: يكي از بهتيرين راههايي كه مي توانم به ديگران كمك كنم اين است كه آنان را تشويق كنم از خودشان بهتر مواظبت كنند. ::: تابلوی شماره 12 ::: من كاملاًاحساس مي كنم هنگامي كه توقف مي كنم تا بهتر به خودم برسم چقدر اين كار براي خودم و براي افرادي كه با آن ها زندگي مي كنم خوب و مفيد است. ::: تابلوی شماره 13 ::: همين امروز به دنبال چشم و نگاهي هستم كه بتواند زيبايي و جمال را در تمام هستي حتي همراه درد و رنج بشناسد و بتواند برخورد را در هر موقعيت مطلوب و نامطلوب با موضع گيري مناسب نشان بدهد. همين الان در مقابل...... موضع من....... ::: تابلوی شماره 14 ::: با انتخاب نگاه درست، به شهود و شهادتي مي رسم كه با آن شهود و شهادت غيب حوادث را درك مي كنم. نگاه امروز من به هستي و زندگي..... نگاه الان من به اين رويداد....... ::: تابلوی شماره 15 ::: مشكلات، موضوعات زندگي من هستند نه موانع اهداف، كارها و برنامه هايم. همين الان 1 دقيقه فكر مي كنم و مثل طبيب حاذقي كه بيماران موضوع كار او هستند، راهي پيدا مي كنم. ::: تابلوی شماره 16 ::: نگاه زيبا به هستي با دو عامل حق و عدل امكانپذير است. حق > هدف و جهت دل > تعادل و هماهنگي ::: تابلوی شماره 17 ::: بسم ا... هدف ها براي گفتن دارد ولي ما كه با عادت ها زنجير شده ايم از اين همه پيام محروم مي مانيم و يا از كنار آن بي تفاوت مي گذريم. وقتي كه با بسم ا... عملي را انجام مي دهم يعني با نشان خدا و علامت او همراه است و اين حركت ، اطاعت است و عبوديت. پس رنجي به دل راه نمي دهم. همين الان برای....... ::: تابلوی شماره 18 ::: ما دردنياي رابطه ها زندگي مي كنيم. ما در نظامي زندگي مي كنيم كه كوچكترين كارما و پنهان ترين خواسته ی ما و ساده ترين حالت و صفت ما بر تمام عوالم اثر مي گذارد و ميوه می دهد. پس همين الان من در برخوردم- نگرش هايم- رفتارم...... ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس سوره روم آيه 41
::: تابلوی شماره 19 ::: بيا تا گل بر افشانيم و مي در ساغر اندازيم فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم |
||
|
|
|
|
|
به یاد دکتر قیصر امین پور
سنگ ناله ميكند: رود رود بيقرار |
||
|
|
|
|
|
تفاوت زن و مرد ايـن تـفـاوتـها ميـان فـرهنـگها، تمدنها، كشورها و نژادهاي مـخـتـلف متـنـوع مـي بـاشـد زيــرا هـر كـدام از آنـها داراي اسـتانداردهاي متـفـاوتـي از اخـلاقـيات و بـرابري زن و مرد(دختروپسر)هستند. امـا تفاوتهاي ذكر شده در اين مقاله تقريبا فراگير مي باشند: 2- بـيشتر اوقـات مـردان نـسبت بـه انـجام كارهاي خانه براي همسرانشان تبعيض قائل مي گردند. آنها تصور ميكنند كه زنان در انجام كارهاي عملي كه بـا دسـت انجام ميگيرد مهارت ندارند زيرا فاقد نيروي عضلاني كافي ميباشند. كاري را كه آنها انجام ميدهـند دو برابر بيشتر از حد معمول بطول مي انجامد. 3- زنان حساس تر از مردان ميباشند. زنان هيجانات شديد تري در برابر مرگ، مصـيبتها و تغير و تحولات از خود نشان ميدهند. آنـها مـعـمولا زمان بيشتري نسبت به مردان نياز دارند تا زخمهاي عاطفي خود را التيام بخشند. 4- مردان منطقي تر از زنان ميباشند. مردان در كنترل احساسات خود، دادن تـوضيـحات و استدلالهاي منطقي و تسلي دادن زنان اندوهگين بهتر ميباشند. 5- زنان كنجكاه تر از مردان ميباشند. زنـان مـراقب همه چيز هستند: مـردم چه لباسي مي پـوشند، كدام فروشگاه حراج كرده، كـدام فـرد مشهور مي خواهد طلاق بـگيـرد و يـا چه كسي دوست پسر جديد پيدا كرده است. 6- مردان بي پرواتر و خشنتر از زنان ميباشند. شـايد بـخاطر آن اسـت كـه عـضلاني تر و نيرومنتر هستند. آنها ترجيح ميدهند مشكلاتشان را با مشت و لگد حل كنند. 7- زنان در بكار بستن لطافت و ملايمت و اشك ريختن براي آن كه قـلب مردي را تسخير كنند مهارت خاصي دارند. هنگامي كه زني ميگريد و غصه ميخورد حتي دل سنگدلترين مرد را نيز به رحم مي آورد. 8- زنان نـياز بيشتري به همدم و مراقبت كلي دارند. مردان نيز احتياج به فضا و وقت آزاد دارنـد تا كارهايـي كـه دوسـت دارنـد را انـجـام دهنـد. مـردان نـياز دارنـد تا عادات و سبك زندگيشان حتي پس از ازدواج بدون تغيير باقي بماند. 9- زنان صداي تيزتر و گوشخراشتري دارند كه بعضي اوقات تكان دهنده ميباشد خصوصا زماني كه آنها ميخندند و يا در مورد چيزي گله و شكايت مي كنند كه براي برخي مردان تقريبا آزر دهنده است. 10- زنان دوسـت دارند تـا مـردان از آنـها محافظت كنند مردان نيز دوست دارند تا از زنان مـحافظت كنند. هر جـا كـه زنـان مـورد آزار و اذيـت قـرار بگيرند مردان فعالانه به كمك آنها خواهند شتافت. 11- از مـردان انـتظار مي رود در حضور زنان نجابت خود را به نمايش بگذارند. راه را براي زنان باز كنند، صنـدلي را بـراي خـانـم بـعقـب بيـاورد تــا بنشيند و يا براي آنها نوشيدني بريزند. 12- مردان نسبت به شان و منزلت خود حساستر مي بـاشـند زيـرا مـردان در قيد و بند نـمـاد مردانگي هستنـد. بـنـابرايـن از آنـكه شـان و مقام مردي آنها زير سوال برود بسيار خشمگين خواهند شد. 13- مـردان در تـجربه كـردن اعــمال و ورزشهاي مخاطره آميز بي باك تـر و دليـرتر از زنـان ميباشند. مردان به ورزشهاي پرسرعت و پر تصادم علاقه مندند. 14- مـا مـعـمولا آنكه شـوهري بيشتر از هـمسرش پول در بـيـاورد را مـورد پـذيـرش قـرار ميدهيم اما برعكس اين قضيه سبب ميگردد تا آبرو و وجهه مرد از ميان رفتـه و ديگران به چشم حقارت به وي نگاه كنند. 15- زنان وابسته به شوهرانشان براي اداره زندگي كاملا قابل قبول مردم مي باشد اما شوهراني كه كار مي كنند ولي بـراي غذا و پـول وابـسته به زنانشان مي بـاشند سربار تلقي ميگردند. 16- بيشتر اوقات هنگامي كه زنان با مردان بحث مي كـنـند در كنار يكديگر مي ايستند اين گونه كسب پشتيباني و حمايت كمتر در ميان مردان مشاهده مي گردد شايد بدين علت كه مردان منطقي تر ميباشند. 17- هرگاه بحث و مشاجره اي ميان زن و مرد صورت ميگيرد كسي كه بايد تسليم گردد مـرد اسـت و كسي كه بيشتر مورد همدردي و جانبداري از سوي ديگران قرار ميگيرد زن ميباشد. |
||
|
|
|
|
|
غلبه بر استرس استرس محیط کار به طور مسلم بر زندگی خانوادگی نیز تأثیر می گذارد و اغلب اثر زیان آوری بر خانواده و دوستان نیز خواهد داشت. پس بیاموزیم که ساعاتی را دست از کار کشیده ، استراحت کنیم و به علایق خود بپردازیم . |
||
|
|
|
|
|
دست ها بر سه نوع اند : دستِ خدا ، که بالا ترین دست هاست . دست دهنده ، که زیر دستِ خداست ، و دست گیرنده که از همه پایین تر است . پس بخشش کنید و مشت بسته نباشید . |
||
|
|
|
|
|
اثر مهر و محبت بر رشد مغزی کودکان
فشارهاي روحي دوران كودكي رشد مغز انسان را محدود ميكند . به نوشته مجله علمي روانكاوي آلمان , نياز كودكان به مهر و محبت در دوران كودكي نه فقط در پختگي عاطفي نقش دارد بلكه بر ساختار مغزي هم اثرگذار است.محققان ميگويند بررسي آنها نشان داده است رشد مغزي كودكاني كه محبت نمي بينند از ديگران كمتر است . |
||
|
|
|
|
|
رابطه سن پدر و سلامت کودک
پژوهشگران دانماركي ميگويند سن مردان به هنگام پدر شدن در سلامت فرزندان آنها نقش دارد. يك مطالعه نشان ميدهد نوزادان پدران ۴۰تا ۶۰ساله در مقايسه با نوزادان پدران ۲۰تا ۲۹ساله در معيار آپگار امتياز كمتري بدست ميآورند. احتمال پايين بودن امتياز نوزادان مرداني كه در دهه چهارم و پنجم عمر خود تازه پدر شدهاند در معيار "آپگار" Apgarكمتر از نوزادان مرداني است كه در دهه ۲۰پدر ميشوند. معيار آپگار براي اولين بار در سال ۱۹۵۲ابداع شد. اين معيار نوزادان تازه متولد شده را از نظر پنج شاخص تلاش تنفسي، ضربان قلب، رفلكس تحريك پذيري، سفتي عضله و رنگ پوست ارزيابي ميكند. ارزش هر شاخص در اين معيار از صفر تا دو (بدترين و بهترين) تعيين شده است. بنابراين جمع كل امتياز ۱۰حد مطلوب محسوب ميشود. اين معيار طي يك دقيقه و پنج دقيقه پس از تولد نوزاد محاسبه ميشود. طي چند سال گذشته، مطالعات متعدد سن بالاي پدران را با بروز عوارض بارداري از جمله مرگ جنين و تولدهاي زودهنگام مرتبط شناختهاند. با اين وجود اطلاعات اندكي در مورد تاثير سن پدر در بروز بيماريهاي جسمي كودكان در بدو تولد وجود دارد. دكتر "يوليان سان" از دانشگاه آرهوس در دانمارك و همكارانش اطلاعات مربوط به بيش از ۷۰هزار زوج را كه فرزند اول خود را طي سالهاي ۱۹۸۰تا ،۱۹۹۶بدنيا آورده بودند، تجزيه و تحليل كردند. اين گروه تحقيقاتي گزارش دادند، در مقايسه با پدران ۲۰تا ۲۹ساله، پدران ۴۵تا ۴۹ساله و آنهايي كه ۵۰سال يا بيشتر داشتند احتمال اينكه نوزادان آنها در معيار آپگار امتياز يك تا سه بدست آورد ۶۴تا ۴۹درصد بيشتر بود. علاوه برآن پدران ۴۵سال به بالا بيشتر احتمال دارد امتياز فرزند آنها در معيار آپگار پنج دقيقه بعد از تولد كمتر از هفت باشد. سان و همكارانش گفتند: ارتباط زيست شناختي بين بالا بودن سن پدر و پايين بودن امتيازات آپگار شناخته نشده است. با اين وجود برخي مطالعات نشان دادهاند فعاليت برخي ژنهاي پدر براي رشد جفت مهم است از طرف ديگر تغييرات كروموزمي با بالا رفتن سن پدر افزايش مييابد." مشروح اين مطالعه را ميتوانيد در شماره ژوئيه ،۲۰۰۶مجله " "Epidemiologyبخوانيد. |
||
|
|
|
|
|
اندر حکایت سگ باهوش
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس و یک ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت . قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد . سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد
و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید و نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند . اتوبوس آمد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی آمد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد. اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش. سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت. مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم. مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!! نتیجه اخلاقی : اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود. و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است . سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است. پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم |
||
|
|
|
|
|
روانشناسی رنگها
1- روانشناسی رنگ سیاه
2- روانشناسی رنگ سفید
3- روانشناسی رنگ قرمز
4- روانشناسی رنگ آبی
5- روانشناسی رنگ سبز
6- روانشناسی رنگ زرد
7- روانشناسی رنگ ارغوانی
8- روانشناسی رنگ قهوهای
9- روانشناسی رنگ نارنجی
10- روانشناسی رنگ صورتی
منبع : Color Psycology: How Colors Impacts Moods، Feelings، and Behaviors |
||
|
|
|
|||
|
||||