تبليغاتX
حرفی برای گفتن

حرفی برای گفتن

میلاد(سیده النساءالعالمین) روز مادر مبارک

میلاد نور وسرور وجشن عرشیان وفرشیان(میلاد سیده نساءالعالمین)

وروز مادر مبارکباد.



          فرخنده باداین ایام برشما یاصاحب الزمان (عج)

                            الهم عجل لویک الفرج

آب زنیدراه رااین که نگارمیرسد    مژده دهیدباغ رابوی بهارمیرسد

 

          
 

فاطمه زهرا(س) از زبان رسول خدا(ص)

«... دخترم فاطمه، سيده زنان جهان از اولين و آخرين است و او پاره تن من و نور چشم من و ميوه دل من و روح من در بدن من است؛ او حوريه­اي است به­صورت انسان؛ هنگامي که در محرابش به عبادت در پيشگاه پروردگارش مي­ايستد، نور او براي فرشتگان آسمان مي­درخشد؛ همچنان که نور ستارگان براي اهل زمين مي­درخشد...». [امالي، شيخ صدوق، صص 99-100]

«بهشت، مشتاق چهار تن از بانوان است: مريم دختر عمران، آسيه همسر فرعون، خديجه دختر خويله و فاطمه عليها السلام دختر محمد صلي الله عليه وآله وسلم» [بحارالانوار، ج 43، ص 19]

«... روز قيامت، منادي از زير عرش ندا مي­کند: اي اهل محشر! سر به زير افکنيد و چشم­ها را ببنديد تا فاطمه عليها السلام از صراط عبور کند: و او عبور مي­کند در حالي که هفتاد هزار نفر از حوريان بهشتي همراه اويند.» [امالي صدوق، ص 25]

«فاطمه پاره من است؛ کسي که او را خوشحال سازد مرا خوشحال ساخته و کسي که او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده، فاطمه گرامي­ترين مردم نزد من است.» [بحارالانوار، ج 43، ص 39]

«خداوند به خشم فاطمه خشمگين مي­شود و به خشنودي او خشنود مي­گردد.» [امالي مفيد، ص 56]

«هرگاه مشتاق بوي بهشت مي­شوم، دخترم فاطمه را مي­بويم» [همان، ص 4]

«خداوند، تمام وجود دخترم فاطمه را لبريز از ايمان و يقين کرده است.» [همان، ص 23]

                          

ای که بهشت کوچکم را درچشمان معصومت دیدم

مادرم روزت مبارکمیلاد نور وسرور وجشن عرشیان وفرشیان(میلاد سیده نساءالعالمین)وروز مادر مبارکباد.


          فرخنده باداین ایام برشما یاصاحب الزمان (عج)

                            الهم عجل لویک الفرج

آب زنیدراه رااین که نگارمیرسد    مژده دهیدباغ رابوی بهارمیرسد

 

          
 

فاطمه زهرا(س) از زبان رسول خدا(ص)

«... دخترم فاطمه، سيده زنان جهان از اولين و آخرين است و او پاره تن من و نور چشم من و ميوه دل من و روح من در بدن من است؛ او حوريه­اي است به­صورت انسان؛ هنگامي که در محرابش به عبادت در پيشگاه پروردگارش مي­ايستد، نور او براي فرشتگان آسمان مي­درخشد؛ همچنان که نور ستارگان براي اهل زمين مي­درخشد...». [امالي، شيخ صدوق، صص 99-100]

«بهشت، مشتاق چهار تن از بانوان است: مريم دختر عمران، آسيه همسر فرعون، خديجه دختر خويله و فاطمه عليها السلام دختر محمد صلي الله عليه وآله وسلم» [بحارالانوار، ج 43، ص 19]

«... روز قيامت، منادي از زير عرش ندا مي­کند: اي اهل محشر! سر به زير افکنيد و چشم­ها را ببنديد تا فاطمه عليها السلام از صراط عبور کند: و او عبور مي­کند در حالي که هفتاد هزار نفر از حوريان بهشتي همراه اويند.» [امالي صدوق، ص 25]

«فاطمه پاره من است؛ کسي که او را خوشحال سازد مرا خوشحال ساخته و کسي که او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده، فاطمه گرامي­ترين مردم نزد من است.» [بحارالانوار، ج 43، ص 39]

«خداوند به خشم فاطمه خشمگين مي­شود و به خشنودي او خشنود مي­گردد.» [امالي مفيد، ص 56]

«هرگاه مشتاق بوي بهشت مي­شوم، دخترم فاطمه را مي­بويم» [همان، ص 4]

«خداوند، تمام وجود دخترم فاطمه را لبريز از ايمان و يقين کرده است.» [همان، ص 23]

                          

ای که بهشت کوچکم را درچشمان معصومت دیدم

مادرم روزت مبارک

+ نوشته شده در  ساعت 0:55 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

روزاستاد ومعلم مبارک باد


6.gif

روزاستادومعلم مبارک

+ نوشته شده در  ساعت 1:36 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

شهادت خانم فاطمه الزهرا(س)

                

دعای روزهای هفته خانم فاطمه زهرا(س):

 دعای روز شنبه حضرت زهرا (س)

پروردگارا خزاین رحمتت را به روی ما بگشا و به ما ببخش نه در برابر چیزی و به ما سخت مگیر نه در این دنیا و نه در آن دنیا . آنچه دوست میداری و میپسندی به ما عطاکن و عطایت را نیرویی قرار ده برای رسیدن به خودت


   دعای روز یکشنبه حضرت زهرا (س) :

خداوندا روزهایم را اینگونه قرار ده : آغازش رویش و ایستادگی . میانه اش حرکت و پایانش موفقیت.

 

  دعای روز دوشنبه حضرت زهرا (س) :

 معبودا ٬ نیرویی به من عطا کن برای عبادتت و دیدگانی باز و دلی آگاه برای فهم کتاب و حکمتت تا در راه حق ثابت قدم باشم. 

 دعای روزسه شنبه حضرت زهرا(س):

خدایا غفلت مردمان را تذکری برای آگاهی ما قرار ده و آگاهی دادن به آنها را شکری بر انجام رسالتمان تا صادق باشیم به آنچه میگوییم که همان باشد که در دلمان است.

   دعای روز چهارشنبه حضرت زهرا (س) :

 

بارلها ٬ تو برای ما حفظ و نگهداری کن آنچه را که اگر غیر از تو بخواهد حفاظتش کند ضایع شود . و بپوشان بر ما ٬ آنچه را که اگر غیر از تو بخواهد بپوشاند ٬ آشکار شود. خدایا از این حفظ و ستر خود برای ما وسیله ای در راه اطاعت خودت قرار ده که تو خواسته ها را میشنوی و نزدیک هستی و جوابگو.

   دعای روز پنج شنبه حضرت زهرا (س) :

 

پروردگارا ٬ هدایت را از خودت میخواهم برای رسیدن به تو ٬ تقوی را برای بودن همیشه ات با من ٬ پاکی را برای بهتر دیدن و بی نیازی را برای بهتر رسیدن تا انجام دهم آنچه را که تو دوست داری و می پسندی.

 

  دعای روز جمعه حضرت زهرا (س) : 

خدایا یاریم کن اینگونه باشم در هر عملی : خالص برای تو و دوستدار خلق تو.

+ نوشته شده در  ساعت 3:40 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

تغذیه وروان

تغذیه وروان

تصاویرشباهنگ Shabahangتصاویرشباهنگ Shabahang

غذاهای  تقویت کننده مغز :

بر طبق تحقیقات دانشگاه بوستون ، شاه توت به دلیل منابع سرشار آنتی اکسیدان موجود در آن ، خوراکی بسیار مقوی برای مغز می باشد . توت فرنگی نیز بر طبق تحقیقات دانشمندان نورولوژیست در دانشگاه مریلند ، باعث توان فکر و افزایش تمرکز ذهنی می شود.

 

رابطه تغذیه بااعصاب و روان :

 

امروزه ثابت شده که تغذیه تاثیر مهمی بر اعصاب و روان انسان دارد و تغذیه ناکافی و غلط می تواند آثار نامطلوبی بر اعصاب و روان انسان بگذارد و موجب افسردگی شدید و اختلالات عصبی جدی شود. در زیر به فاکتورهای غذایی که بر سلامت اعصاب و روان تاثیر می گدارند، اشاره مختصری می شود.

کربوهیدراتها یا مواد قندی نشاسته ای:

کمبود این گروه از مواد در اکثر رژیمهای لاغری اتفاق می افتد، به دلیل اینکه سلولهای عصبی انرژی مورد نیاز خود را صرفا از گلوکز تامین می کنند و گلوکز هم فرم ساده ای از کربوهیدرات است که قابل جذب در دستگاه گوارش  است .

چنانچه در برنامه غذایی روزانه کمبود شدید کربوهیدرات وجود داشته باشد سلولهای عصبی دچار کمبود انرژی شده و نمی توانند کار خود را انجام دهند. همچنین محدودیت شدید کربوهیدرات به مدت طولانی باعث پایین افتادن قند خون می شود که به این حالت هیپو کلسیمی می گویند و عوارض آن : خستگی ،بیماری ، بی حوصلگی ،اضطراب، کاهش قدرت یادگیری می باشد.

مواد پروتئینی :

کمبود شدید پروتئین موجب بروز عوارض فراوان می شود از جمله : خستگی ، بی حالی و سستی می باشد. مواد غذایی غنی از پروتئین عبارتند از : گوشت ، مرغ، ماهی ، تخم مرغ، لبنیات ،حبوبات ، مغزها( پسته ، بادام ، فندق ، گردو ، تخمه ) .

ویتامین ها :

ویتامین گروه  B  و  C  در سلامت سیستم عصبی تاثیر زیادی دارند.

ویتامین گروه B   ( B  کمپلکس ) .

در این گروه، ویتامین هایی که در سلامت اعصاب  موثرند وکمبود شان ایجاد عوارض عصبی می کند. عبارتند از : ویتامین  B1- B6- B12

مواد معدنی:

ید ، منیزیم ، آهن در سیستم عصبی بسیار موثرند.

تاثیر ید بر سیستم عصبی به قدری شدید است که چنانچه مادر در دوران بارداری کمبود ید داشته باشد نوزاد با عقب افتادگی ذهنی متولد می شود.

کمبود آهن چون باعث کم خونی می شود و خون لازم به سلولهای عصبی نمی رسد در نتیجه ایجاد خستگی ، بی حالی ، ضعف ، کاهش یادگیری و عصبانیت و بی اشتهایی می کند.

بهترین را برای اطمینان از تعادل و تنوع غذایی استفاده از چهار گروه اصلی غذایی است که شامل :

الف گروه نان و غلات   ب گروه میوه و سبزی ها  ج گروه شیر و لینیات   د- گروه گوشت ، حبوبات و تخم مرغ .

- گروه غذایی میوه وسبزی ها : برای مقاومت بدن در برابر عفونت ها ، ترمیم زخمها ، دید در تاریکی و سلامت پوست ضروری است .

- گروه لبنیات : برای استحکام استخوان ها ، دندان ها و رشد و سلامت پوست لازم است.

- گروه ویتامین ها : توصیه می شود بیشتر از گوشت سفید استفاده شود و پیش از پختن گوشت قرمز ، چربی هایی را که به چشم می خورد جدا کنید.

- گروه غلات : برای تامین انرژی ، رشد و سلامت دستگاه عصبی لازم است.

 

رابطه تغذیه با یادگیری و حافظه :

 

حافظه " نگهداری یا ذخیره سازی اطلاعات است ، با قدرت قابلیت دسترسی به همان صورتی که در وهله ی اول به ذهن سپرده شده است ."[3] " حافظه نوعی فعالیت ذهنی است که به ما امکان می دهد حالات خودآگاهی از قبیل لذات ، دردها ، تمایلات ، خواست ها ، احساسات ، دریافت های حسی ، اندیشه ها و قضاوت ها را حفظ کرده ، آن ها را مجددا" در ذهن خویش بازیابیم . حافظه امکان باز شناسی و مراجعه به گذشته را به ما می دهد. "

"برخورداری از سلامت جسمی پایه یک حافظه ی خوب است. ذهنی که درگیر بیماری های مختلف و ضعف عمومی است ، قادر به تمرکز نیست و نمی تواند توجه کافی به مطلب داشته باشد ، چرا که توانایی های آن بیش تر متوجه محافظت از خود می شود . مغز و سیستم عصبی باید به طور معمول ویتامین ها و مواد معدنی ، گلوکز و خون سالم را دریافت کنند و  از استراحت کافی برخوردار باشند، به طوری که بتوانند خود را برای ذخیره سازی اطلاعات و کسب نیروی تازه به منظور عملکرد بهتر آماده کنند. " [4]

در این ارتباط  ویتامین 1B ، به طور کلی مجموعه ویتامین های گروه  B ، همچنین D-A-C  نقشی بسیار مهم بر عهده دارند.

تغذیه در فراگیری نقش عمده ای دارد و خانواده ها در طول سال باید از تغذیه متنوع و متعادل برای فرزندان در حال رشد خود استفاده کنند. برای هر انسان٥٠ ماده حیاتی در روز نیاز است تا ضمن اینکه گرسنگی ظاهری را بر طرف کند ،  گرسنگی های سلولی نیز برطرف شود، گرسنگی های سلولی به ظاهر مشخص نمی شوند ، اما آثار آنها به صورتی کند پیش می رود و بر یادگیری نیز تاثیر گذاشته ، موجبات افت توان اندیشه و قدرت دفاعی و فراموشکاری را به وجود می آورد.

 

نخوردن صبحانه قدرت یادگیری را کم می کند:

 

الگوهای غلط تغذیه ای ضمن کاهش کارایی مغزی می تواند افت تحصیلی را به دنبال داشته باشد. یکی از عادات غلط غذایی که والدین نیز در شکل گیری آن دخیل هستند حذف وعده صبحانه از رژیم غذایی کودکان است . عمدتا کودکانی که صبحانه صرف نمی کنند قدرت یادگیری و یادآوری ضعیف تری نسبت به سایر کودکان دارند. افت قند خون ناشی از عدم مصرف صبحانه قبل از هر چیز بر کارایی مغز تاثیر سوء می گذارد.

کودکانی که صبحانه نمی خورند تمایل بیشتری به استفاده از خوراکی های کم ارزش مثل شکلات ، پفک و چیپس دارند و مصرف این خوراکی ها موجب از دست رفتن اشتهای آنها برای صرف ناهار و بروز چاقی ظاهری می شود.

+ نوشته شده در  ساعت 3:3 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

میلاد خانم زینب(س) وروز پرستار مبارک باد

                           میلاد خانم زینب(س) وروز پرستار مبارک باد

           

+ نوشته شده در  ساعت 2:56 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

عیدشما مبارک

     اسعدالله ایامکم یا صاحب الزمان(ع)                  
           

 

عید نوروز و آداب آن ‏

مفاتیح‌ الجنان شیخ قمی ، روایتی از معلی بن خنیس را درباره نوروز ذکر

 کرده است که اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد . در بحار

 الانوار مجلسی روایات معلی بن خنیس را به تفصیل آورده است . در آن

 روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته

 است و یکی از روایات مفصل معلی بن خنیس ، نوروز را این گونه تجلیل کرده است :

نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت ، روزی است که

 جبرئیل بر نبی (ع) نازل شد ، روزی است که رسول اکرم (ص) علی (ع)

 را بر دوش کشید تا بت‌ های قریش را از بالای کعبه رمی کند ، روزی

 است که نبی (ع) به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت ، روزی است

 که برای علی (ع) از مردم بیعت گرفت ( غدیر خم ) ، روزی است که قائم

 آل محمد (عج) ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر (عج) بر

 دجال پیروز خواهد شد . ‏

و اما روایت خنیس به نقل از امام صادق (ع) در مفاتیح الجنان اینچنین

 است : فرمود :  چون نوروز شود ،غسل کن وتوبه؛ پاکیزه ‌ترین جامه ‌های

 خود را بپوش و به بهترین بوی ‌های خوش خود را معطر گردان . پس چون

 از نماز های پیشین و پسین و نافله ‌های آن فارغ شدی ، چهار رکعت نماز

 بگذار یعنی هر دو رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه

 سوره قدر ( انا انزلناه ) و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا

 ایها الکافرون و در رکعت سوم بعد از حمد ، ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و

 قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را

 بخوان : اللهم صل علی … و بسیار بگو یا ذالجلال و الاکرام . ”


(توصیه مراجع):حضرت آیت الله شیخ حسین مظاهری

1- بهترين چيزها در موقع تحویل، خواندن اين دعا، با توجه به معني است:

 «يا مقلّب القلوب و الابصار يا مدبّر الّيل و النّهار يا محوّل الحول و الاحوال،

 حوّل حالنا الي احسن الحال». ای خدایی که همه چیز در دست تو است،

 سال خوشی به همۀ ما عنایت فرما.

و از خداوند متعال با توسل به اهل بیت«علیهم السلام» بخواهید در این

 سال، تقوا و رابطه با خودش و سلامتی و امنیت، مقدّر شما بکند و فرج

 حضرت ولی عصر «ارواحنافداه» انشاءالله حاصل شود.

هرکس باید جداً حساب سال را و گذشته را بکند و اگر گناهکار است، جداً توبه کند و با حالت توبه وارد سال شود.

‏همان‌ طور که مشاهده می‌ شود ، این روز نیز چون اعیاد اسلامی با

 غسلوتوبه ، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی‌ های خوش و روزه

 داشتن آغاز می شود ، ضمن آنکه نمازی مشابه نماز های سایر اعیاد

 اسلامی دارد . ‏

نوروز در آیات و روایات

نوروز از منظر امام صادق علیه السلام :

معلّى می ‏گوید : در صبحگاه نوروز به حضور امام صادق علیه ‏السلام

 رسیدم . حضرت از من پرسید : معلّى آیا از امروز چیزى می ‏دانى ؟ گفتم

 : خیر ، لیکن ایرانیان امروز را بزرگ می ‏دارند ، به همدیگر تبریک می

 ‏گویند . امام فرمود : گرامیداشت امروز به سبب وقایعى است که براى تو بازگو می ‏کنم :

” نوروز ” همان روزى است که خداوند از بندگان خود میثاق گرفت که بنده

 خدا باشند ، براى او شریک قایل نشوند و غیر از خداوند کسى را عبادت

 نکنند ؛ یعنى روز آزادى است .

” نوروز ” همان روزى است که براى اولین مرتبه خورشید طلوع نمود ؛

 یعنى روز روشنایى و درخشش است .

” نوروز ” روزى است که کشتى نوح بر ” جودى ” نشست ؛ یعنى روز

 نجات از عذاب الهى است .

” نوروز ” روزى است که حضرت ابراهیم علیه ‏السلام بت ‏ها را شکست ؛

 یعنى روز مبارزه با شرک و بت ‏پرستى است .

” نوروز ” همان روزى است که جبرئیل امین بر پیامبر صلی ‏الله علیه ‏و ‏آله

 هبوط نمود ؛ یعنى روز دریافت پیام الهى است .

” نوروز ” همان روزى است که رسول ‏الله صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله حضرت على

 علیه ‏السلام را بر دوش گرفت و بت ‏هاى قریش را از بالاى کعبه به زمین

 ریخت ؛ یعنى روز پیراستن خانه ‏هاى پاک از آلودگی ‏هاست .

” نوروز ” روزى است که پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله حضرت على علیه

 ‏السلام را در محل ” غدیر خم ” به مردم به عنوان امیرمؤمنین معرفى کرد

 ؛ یعنى روز پیمان با ولایت است .

” نوروز ” همان روزى است که قائم آل محمد صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله ، حضرت

 مهدى علیه‏ السلام ، ظهور پیدا می ‏کند و بر دشمنان عدالت پیروز می

 ‏گردد و حکومت عدل اسلامى تشکیل می ‏دهد .

قال ‏الصادق (ع) : ما من یوم نیروز الا و نحن نتوقع فیه الفرج لانه من

 ایامنا و ایام شیعتنا ، حفظته العجم و ضیعتموه انتم‏ ( بحارالانوار جلد ۵۹ )

امام صادق (ع) فرمودند : نوروز که می ‏آید ما منتظر فرج آل ‏محمد (ص)

 هستیم ، زیرا نوروز از روزهاى ما و روزهاى شیعیان ما است . شما آن را

 از دست دادید و پارسیان آن را نگه داشتند .

عید از منظر حضرت علی (ع)

عید از نظر علی (ع) این است که : هر روزی که در آن روز ، معصیت ‏خدا

 نشود و گناهی انجام نگیرد ، آن روز را عید خوانده است . ” کل یوم لا

 یعصی الله تعالی فیه فهو یوم عید

نماز عید نوروز ‏

نماز عید نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره ‌های قدر ،

 کافرون ، توحید ، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است که ضمن آداب

 و اعمال روز جمعه و همین طور اعمال روز عید غدیر خم وارد شده است

 . ‏از آنجا که قرائت سوره قدر در نماز عید نوروز توصیه شده است می توان

 دریافت که عید نوروز نیز چون دیگر اعیاد اسلامی با نزول برکات و آیات

 الهی همراه بوده است . تأکید بر قرائت سوره‌ های کافرون ، توحید ،

 معوذتین نیز می‌ تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدی ‌ها

 داشته باشد . ‏

+ نوشته شده در  ساعت 12:42 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

دیدار حضرت موسی (ع)وحضرت خضرنبی(ع) از منظر قرآن


                                  Image Detail


داستان حضرت موسی (ع)وحضرت خضرنبی (ع)

از داستان‎های جالب زندگی موسی ـ علیه السلام ـ ماجرای شیرین او با حضرت خضر ـ علیه السلام ـ است که در قرآن سوره کهف آمده و دارای نکات و درسهای آموزنده گوناگونی است، در این راستا نظر شما به فرازهایی زیر از آن داستان جلب می‎کنیم.

سخنرانی موسی ـ علیه السلام ـ و ترک اولی او
هنگامی که فرعون و فرعونیان در دریای نیل غرق شده و به هلاکت رسیدند، بنی‎اسرائیل به رهبری حضرت موسی ـ علیه السلام ـ پس از سالها مبارزه، پیروز شدند و زمام امور رهبری به دست موسی ـ علیه السلام ـ افتاد.
او در یک اجتماع بسیار بزرگ (که می‎توان آن را به عنوان جشن پیروزی نامید) در حضور بنی‎اسرائیل سخنرانی کرد، مجلس بسیار باشکوه بود، ناگاه یک نفر از موسی ـ علیه السلام ـ پرسید: «آیا کسی را می‎شناسی که نسبت به تو اعلم (عالم‎تر) باشد؟»
موسی ـ علیه السلام ـ در پاسخ گفت: نه.
و مطابق بعضی از روایات، پس از نزول تورات و سخن گفتن مستقیم خدا با موسی ـ علیه السلام ـ، موسی در ذهن خود به خودش گفت: «خداوند هیچکس را عالم‎تر از من نیافریده است.» در این هنگام خداوند به جبرئیل وحی کرد موسی را دریاب که در وادی هلاکت افتاده. (یعنی براثر حالتی شبیه خودخواهی، در سراشیبی نزول از مقامات عالیه معنوی قرار گرفته، به یاریش بشتاب تا اصلاح شود. جبرئیل به سراغ موسی آمد...)
خداوند همان‎دم به موسی ـ علیه السلام ـ وحی کرد: آری داناتر از تو عبد و بنده ما خضر ـ علیه السلام ـ است، او اکنون در تنگه دو دریا،[1] در کنار سنگی عظیم است.
موسی ـ علیه السلام ـ عرض کرد: «چگونه به حضور او نایل شوم؟»
خداوند فرمود: «یک عدد ماهی بگیر و در میان زنبیل خود بگذار، و به سوی آن تنگه دو دریا برو، در هر جا که آن ماهی را گم کردی، آن عالم در همانجا است.»[2]

موسی‎ ـ علیه السلام ـ در جستجوی استاد
موسی ـ علیه السلام ـ که دانش‎دوست بود، گفت: من دست از جستجو برنمی‎دارم تا به محل آن تنگه دو دریا برسم، هرچند مدّت طولانی به راه خود ادامه دهم.
موسی دوست و همسفری برای خود انتخاب کرد که همان مرد رشید و شجاع و با ایمان بنی‎اسرائیل به نام یوشع بن نون بود، موسی یک عدد ماهی در میان زنبیل نهاد و اندکی زاد و توشه راه‎ برداشت و همراه یوشع به سوی تنگه دو دریا حرکت کردند. هنگامی که به آنجا رسیدند در کنار صخره‎ای اندکی استراحت کردند، در همان‎جا موسی و یوشع، ماهی‎ای را به همراه داشتند، فراموش کردند. بعد معلوم شد که ماهی براثر رسیدن قطرات آب به طور معجزه‎آسایی خود را در همان تنگه به دریا افکنده و ناپدید شده است.
موسی و همسفرش از آن محل گذشتند، طولانی بودن راه و سفر موجب خستگی و گرسنگی آنها گردید، در این هنگام موسی ـ علیه السلام ـ به خاطرش آمد که غذایی به همراه خود آورده‎اند، به یوشع گفت: «غذای ما را بیاور که از این سفر سخت خسته شده‎ایم.»
یوشع گفت: آیا به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم، من در آنجا فراموش کردم که ماجرای ماهی را بازگو کنم، و این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من ربود، و ماهی راهش را به طرز شگفت‎انگیز در دریا پیش گرفت و ناپدید شد.
و از آنجا که این موضوع به صورت نشانه‎ای برای موسی ـ علیه السلام ـ در رابطه با پیدا کردن عالِم، بیان شده بود موسی ـ علیه السلام ـ مطلب را دریافت و گفت: این همان چیزی است که ما می‎خواستیم و به دنبال آن می‎گشتیم. در این هنگام از همانجا بازگشتند و به جستجوی آن عالِم پرداختند، وقتی که به تنگه رسیدند حضرت خضر ـ علیه السلام ـ را در آنجا دیدند.[3] پس از احوالپرسی، موسی ـ علیه السلام ـ به او گفت:
«آیا من از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده است و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟»
خضر: تو هرگز نمی توانی همراه من صبر و تحمّل کنی، و چگونه می‎توانی در مورد رموز و اسراری که به آن آگاهی نداری شکیبا باشی؟
موسی: به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت، و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو را نخواهم کرد.
خضر(ع): پس اگر می‎خواهی به دنبال من بیایی از هیچ چیز سوال نکن، تا خودم به موقع، آن را برای تو بازگو کنم.
موسی(ع) ـ علیه السلام ـ مجدّداً این تعهّد را داد که با صبر و تحمّل همراه استاد حرکت کند و به این ترتیب همراه خضر ـ علیه السلام ـ به راه افتاد.[4]

دیدار موسی از سه حادثه عجیب
موسی و یوشع و خضر ـ علیهما السلام ـ با هم به کنار دریا آمدند و در آنجا سوار کشتی شدند آن کشتی پر از مسافر بود، در عین حال صاحبان کشتی آنها را سوار کردند. پس از آنکه کشتی مقداری حرکت کرد، خضر ـ علیه السلام ـ برخاست و گوشه‎ای از کشتی را سوراخ کرد و آن قسمت را شکست و سپس آن قسمت ویران شده را با پارچه و گل محکم نمود که آب وارد کشتی نشود.
موسی ـ علیه السلام ـ وقتی این منظره نامناسب را که موجب خطر جان مسافران می‎شد دید، بسیار خشمگین شد و به خضر(ع) گفت: «آیا کشتی را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی، راستی چه کار بدی انجام دادی؟»
حضرت خضر ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا نگفتم که تو نمی‎توانی همراه من صبر و تحمّل کنی؟!»
موسی (ع)گفت: مرا به خاطر این فراموشکاری، بازخواست نکن و بر من به خاطر این اعتراض سخت نگیر.
از آنجا گذشتند و از کشتی پیاده شدند به راه خود ادامه دادند، در مسیر راه خضر ـ علیه السلام ـ کودکی را دید که همراه خردسالان بازی می‎کرد، خضر به سوی او حمله کرد و او را گرفت و کشت.
موسی ـ علیه السلام ـ با دیدن این منظره وحشتناک تاب نیاورد و با خشم به خضر ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا انسان پاک را بی‎آنکه قتلی کرده باشد کشتی؟ به راستی کار زشتی انجام دادی.» حتّی موسی ـ علیه السلام ـ بر اثر شدّت ناراحتی به خضر ـ علیه السلام ـ حمله کرد و او را گرفت و به زمین کوبید که چرا این کار را کردی؟
خضر(ع) گفت: به تو نگفتم تو هرگز توانایی نداری با من صبر کنی؟
موسی ـ علیه السلام ـ گفت: اگر بعد از این از تو درباره چیزی سوال کنم، دیگر با من مصاحبت نکن، چرا که از ناحیه من معذور خواهی بود.
از آنجا حرکت کردند تا اینکه شب به قریه‎ای به نام ناصره رسیدند، آنها از مردم آنجا غذا و آب خواستند، مردم ناصره، غذایی به آنها ندادند و آنها را مهمان خود ننمودند، در این هنگام خضر ـ علیه السلام ـ به دیواری که در حال ویران شدن بود نگاه کرد و به موسی ـ علیه السلام ـ گفت: به اذن خدا برخیز تا این دیوار را تعمیر و استوار کنیم تا خراب نشود. خضر ـ علیه السلام ـ مشغول تعمیر شد.
موسی ـ علیه السلام ـ که خسته و کوفته و گرسنه بود، و از همه مهمتر احساس می‎کرد شخصیت والای او و استادش به خاطر عمل نامناسب اهل آن آبادی سخت جریحه‎دار شده و در عین حال خضر ـ علیه السلام ـ به تعمیر دیوار آن آبادی می‎پردازد، بار دیگر تعهّد خود را به کلّی فراموش کرد و زبان به اعتراض گشود، اما اعتراضی سبکتر و ملایمتر از گذشته، گفت: «می‎خواستی در مقابل این کار اجرتی بگیری؟» اینجا بود که خضر ـ علیه السلام ـ به موسی ـ علیه السلام ـ گفت:
«هذا فِراقُ بَینِی وَ بَینِکَ...؛ اینک وقت جدایی من و تو است، اما به زودی راز آنچه را که نتوانستی بر آن صبر کنی، برای تو بازگو می‎کنم.»[5]
موسی ـ علیه السلام ـ سخنی نگفت، و دریافت که نمی‎تواند همراه خضر ـ علیه السلام ـ باشد و دربرابر کارهای عجیب او صبر و تحمّل داشته باشد.

توضیحات خضر ـ علیه السلام ـ در مورد سه حادثه عجیب
حضرت خضر ـ علیه السلام ـ راز سه حادثه شگفت‎انگیز فوق را برای موسی ـ علیه السلام ـ چنین توضیح داد:
اما آن کشتی مال گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می‎کردند، و من خواستم آن را معیوب کنم و به این وسیله آن کشتی را از غصب ستمگر زمان برهانم. چرا که پشت سرشان پادشاه ستمگری بود که هر کشتی سالمی را به زور می‎گرفت. معیوب کردن من، برای نگهداری کشتی برای صاحبانش بود.
و امّا آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند و بیم داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وادارد، از این رو خواستیم که پروردگارشان به جای او فرزندی پاک‎سرشت و با محبّت به آن دو بدهد.[6]
و امّا آن دیوار از آنِ دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، گنجی متعلّق به آن یتیمان در زیر دیوار وجد داشت، و پدرشان مرد صالحی بود، و پروردگار تو می‎خواست آنها به حدّ بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند. این رحمتی از پروردگار تو بود، من آن کارها را انجام دادم تا زیر دیوار محفوظ بماند و آن گنج خارج نشود و به دست بیگانه نیفتد، من این کارها را خودسرانه انجام ندادم. این بود راز کارهایی که نتوانستی در برابر آنها تحمّل کنی.[7]
موسی ـ علیه السلام ـ از توضیحات حضرت خضر ـ علیه السلام ـ قانع شد.

توصیه خضر ـ علیه السلام ـ و نوشته لوح گنج
هنگام جدایی خضر ـ علیه السلام ـ از موسی ـ علیه السلام ـ، موسی به او گفت: مرا سفارش و موعظه کن، خضر مطالبی فرمود از جمله گفت: «از سه چیز بپرهیز و دوری کن: 1. لجاجت 2. و از راه رفتن بی‎هدف و بدون نیازو از خنده بدون تعجّب، 3. خطاهایت را بیاد بیاور و از تجسّس در خطاهای مردم پرهیز کن.»
از حضرت رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده آن گنجی که زیر دیوار مخفی بود، لوح طلایی بود که در آن چنین نوشته شده بود:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللهِ، عَجِبْتُ لِمَنْ اَیقَنَ بِالمَوْتِ کَیفَ یفْرَحُ، عَجِبْتُ لِمَنْ اَیقَنَ بِالْقَدَرِ کَیفَ یحْزَنُ؟ و عَجِبْتُ لِمَنْ رای الدُّنیا و تَقَلُّبَها بِاَهْلِها کیفَ یرْکَنُ اِلَیها، و ینْبَغِی لِمَنْ غَفَلَ عَنِ اللهِ اَلّا یتَّهَمَ اللهُ تَبارَکَ و تَعالی فی قَضائِهِ و لا یسْتَبْطِئَهُ فِی رِزْقِهِ؛ به نام خداوند بخشنده مهربان ـ تعجّب می‎کنم برای کسی که یقین به مرگ دارد چگونه شادی مستانه می ‎کند؟ تعجّب می‎کنم برای کسی که یقین به قضا و قدر الهی دارد، چگونه اندوهگین می‎شود، تعجّب می‎کنم برای کسی که دنیا و دگرگونیهای آن را با اهلش می‎نگرد، چگونه بر آن اعتماد می‎کند؟ و سزاوار است آن کسی که از خداوند غافل می‎گردد، خداوند متعال را در قضاوتش متّهم نکند، و در رزق و روزی رساندن او را به کندی و تاخیر یاد ننماید.»[8]

پی نوشت

[1] . به گفته اکثر مفسّران، منظور از این تنگه دو دریا، محل اتّصال خلیج عقبه با خلیج سوئز است.
[2] . بحارالانوار، ج 13، ص 278.
[3] . در حدیثی از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل شده فرمود: هنگامی که موسی ـ علیه السلام ـ با خضر ـ علیه السلام ـ در کنار دریا ملاقات کرد، پرنده‎ای در برابر آن دو ظاهر شد، قطره‎ای آب دریا با منقارش برداشت، خضر به موسی ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا می‎دانی این پرنده چه می‎گوید؟ موسی گفت: چه می‎گوید؟
خضر گفت: می‎گوید «وَ رَبِّ السَّماواتِ و الاَرضِ وَ رَبِّ الْبَحْرِ ما عِلْمُکُما مِنْ عِلْمِ اللهِ اِلّا قَدْرَ ما اَخَذْتُ بِمِنْقارِی مِنْ هذَا الْبَحْرِ؛ و سوگند به پروردگار آسمانها و زمین و پروردگار دریا، دانش شما دو نفر (موسی و خضر) در مقایسه با علم خدا نیست مگر به اندازه آنچه از آب در منقارم گرفته‎ام نسبت به این دریا» (بحارالانوار، ج 13، ص 302).
و در روایت دیگر آمده: «این پرنده کوچکتر از گنجشک بود و از نوع پرستو بود و گفت: «علم شما در مقابل علم محمّد و آل محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ به اندازه مقدار آبی است که به منقار گرفته‎ام نسبت به دریا.» (همان مدرک؛ پاورقی).
[4] . مضمون آیات 60 تا 70 سوره کهف.
[5] . کهف، 71 تا 78؛ بحارالانوار، ج 13، ص 280. روایت شده: پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «خدا برادرم موسی ـ علیه السلام ـ را رحمت کند، اگر تحمّل می‎کرد، عجیبترین شگفتیها را (از دست خضر) می‎دید و نیز فرمود: اگر صبر می‎کرد، هزار شگفتی می‎دید. (نورالثقلین، ج 3، ص 282) و از امام باقر ـ علیه السلام ـ یا امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده فرمود: «لَوْ صَبَرَ مُوسی لَاَراهُ الْعالِمُ سَبْعِینَ اُعْجُوبَهٍ؛ اگر موسی ـ علیه السلام ـ صبر و تحمّل می‎کرد، آن عالِم (خضر) هفتاد حادثه عجیب به موسی ـ علیه السلام ـ نشان می‎داد.» (بحارالانوار، ج 13، ص 284 و 301).
نیز روایت شده: از موسی ـ علیه السلام ـ پرسیدند: سخت‎ترین حادثه زندگی تو چه بود؟ موسی ـ علیه السلام ـ در پاسخ گفت: «هیچیک از آن همه مشکلات (عصر فرعون و عصر حکومت بنی‎اسرائیل با آن همه رنجها) همانند گفتار خضر ـ علیه السلام ـ برایم رنج‎آور نبود که خبر از فراق و جدایی خود از من داد و مرا از علوم خود محروم ساخت.» (تفسیر ابوالفتوح رازی، ذیل آیه 78 کهف).
[6] . کارهای خضر ـ علیه السلام ـ به خصوص کشتن نوجوان گرچه ظاهری بسیار زننده داشت، ولی باید توجّه داشت که فرق است بین نظام تشریع و تکوین، خداوند حاکم بر هر دو نظام است، در این صورت هیچ مانعی ندارد که خداوند گروهی مانند موسی ـ علیه السلام ـ را مامور اجرای نظام تشریع کند، و گروهی یا شخصی (مانند خضر) را مامور اجرای نظام تکوین، از نظر نظام تکوین، هیچ مانعی ندارد که خداوند حتّی کودک نابالغی را دچار حادثه‎ای کند که جان بسپارد، چرا که وجودش ممکن است در آینده موجب خطرهای عظیم گردد، مانند اینکه پزشک دست یا پای کسی را قطع می‎کند تا میکرب سرطان از آن به سایر اعضاء سرایت ننماید.
کارهای حضرت خضر ـ علیه السلام ـ در ماجرای فوق در محدوده نظام تکوین بوده، ولی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ مامور کارها در محدوده تشریع بود، از این رو مقام موسی ـ علیه السلام ـ در این راستا از حضرت خضر ـ علیه السلام ـ بالاتر بود، اگرچه در محدوده نظام تکوین، مقام خضر ـ علیه السلام ـ بالاتر بود.
از سوی دیگر این کار خضر ـ علیه السلام ـ از نشانه‎های رحمت الهی و پاداش او به پدر و مادر با ایمان بود، خضر به دستور خدا آن کودک کافر را ـ که اگر می‎ماند موجب کفر و انحراف پدر و مادر می‎شد، کشت، ولی به جای آن کودک، خداوند دختری به آن پدر و مادر مرحمت فرمود، که کانون ایمان و تقوا بود و به فرموده امام صادق ـ علیه السلام ـ از نسل او هفتاد پیامبر، به وجود آمد. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 286).
[7] . کهف، 79 تا 83.
[8] . بحارالانوار، ج 13، ص 294.


+ نوشته شده در  ساعت 3:56 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

رحلت فاطمه المعصومه (س)

شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)


بسم الله الرحمن الرحیم


دهم ربیع الثانی، رحلت پر دریغ کوثر کرامت و جاری مرحمت، حضرت فاطمه معصومه (س) را تسلیت میگوییم.


ای جا مانده از واپسین دیدار برادر! حرم نورانی و ضریح مشکل گشایت، هنوز بوی مدینه می دهد. بوی شهر پیامبر را که آن را به اشتیاق دیدن روی رضایت، ترک کردی و آواره بیابان ها گشتی. نهر جاری مناجات، همیشه از چشمه دل زائران تو جریان دارد؛ اما امشب ضریح مطهرت، رخت سیاه بر تن کرده و پنجره ها رو بسوی غروب نشانه می روند ...


فضیلت زیارت آن حضرت:


راجع به زیارت فاطمه معصومه دخترموسی بن جعفر(ع) روایات بسیاری وارد شده ازجمله:
1.امام رضا (ع) فرمود:هرکه معصومه را در قم زیارت کند مانند کسی است که مرا زیارت کرده است.
2.امام صادق (ع) فرمود:به زودی بانویی از فرزندان من آنجا(قم) دفن می شود که نامش فاطمه است ،هرکس اورازیارت کند بهشت براو واجب می شود.
3.امام جواد(ع) فرمود:هرکس قبرعمه ام رادر قم زیارت کند ،بهشت از آن اوست.
4.امام صادق (ع) فرمود:بانویی از تبار من ،به نام فاطمه دختر موسی درآن شهر دیده از جهان فرو می بندد که باشفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.
+ نوشته شده در  ساعت 7:18 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

میلادامام حسن عسگری

    فرخنده باداین ایام برشما یاصاحب الزمان (عج)

                            الهم عجل الولیک الفرج


چه غرورانگیز است یادمانه‌های امروز و چه مبارک است طلوع خورشیدی که مولودش، بشارت رسان «موعود» است!میلاد با سعادت امام حسن عسگری علیه السلام بر شما مبارک باد.

اللهم عجل لولیک الفرج.

+ نوشته شده در  ساعت 4:35 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

خوب زندگی کنیم


اشتباه فرشتگان

درويشي با اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود

پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟
از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...
حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند...


+ نوشته شده در  ساعت 6:55 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

روزوالنتین ودعای فرج

     

ذکرروزهای هفته وچندتاازفوایددعابرای فرج آقا(عجل)

                           الهم عجل الولیک الفرج  

ذکرروزشنبه(یارب العالمین)---ذکرروزیکشنبه(یاذالاجلال والاکرام)

ذکرروزدوشنبه(یاقاضی الحاجات)----ذکرروسه شنبه(یاارحم الراحمین)

ذکرروزچهارشنبه(یاحی یاقیوم)-ذکرروزپنج شنبه(لااله الاالله الملک الحق

 المبین)---ذکرروزجمعه(اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم)

 

1- ولي عصر عجّل الله تعالى فرجه الشريف:بسيار دعا كنيد براى تعجيل فرج كه فرج شما در ان است.
2- اين دعا سبب زياد شدن نعمتها است.
3- اظهار محبت قلبى است.
4- نشانه انتظار است.
5- زنده كردن امر ائمه اطهار عليهم السلام.
6- مايه ناراحتى شيطان لعين است.
7- سبب نجات يافتن از فتنه هاى اخرالزمان است.
8- اداء قسمتى از حقوق آن حضرت است, كه اداء حق هر صاحب حقى امور واجب ترين اموراست.
9- تعظيم خداوند و دين خداوندى است.
10- حضرت صاحب الزمان عليه السّلام در حق او دعا مىكند.
11- شفاعت ان حضرت در قيامت شامل حال او مىشود.
12- شفاعت بيغمبر صل الله عليه واله ان شاء الله شامل حالش مىشود.
13- اين دعا امتثال امر الهى و طلب فضل و عنايت او است.
14- مايه استجابت دعا مىشود.
15- اداى اجر رسالت است.
16- مايه دفع بلاست.
17- سبب وسعت روزى است ان شاء الله.
18- باعث آمرزش گناهان مىشود.
19- تشرف به ديدار آن حضرت در بيدارى يا خواب.
20- رجعت به دنيا در زمان ظهور آن حضرت.
21- از برادران بيغمبر صل الله عليه واله خواهد بود.
22- فرج مولاى ما حضرت صاحب الزمان عليه السّلام زودتر واقع مىشود.(اللهم عجل لولیک الفرج)

+ نوشته شده در  ساعت 0:41 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

میلاد رسول الله (ص)وامام جعفر صادق(ع) مبارکباد.

                فرخنده باداین ایام برشما یاصاحب الزمان (عج)

                            الهم عجل الولیک الفرج

          

ولادت با سعادت اشرف اوصياء ؛ خاتم الانبياء؛

خير المرسلين؛ حبيب اله العالمين ؛ طبيب

القلوب المومنين ؛ پيامبرعطوفت ورافت

و رحمت ،حضرت محمد (ص) و آغاز هفته

وحدت و میلاد امام جعفر صادق ع بر مسلمانان وشيعيان
 
ومحبان خاندان

عصمت و طهارت عليهم السلام مبارك باد
+ نوشته شده در  ساعت 1:40 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

استفاده بهینه از زمان



  • ما برای استفاده بهینه و درست از این 24 ساعت زمان باید یاد بگیریم، در درجه اول خودمان و در وهله بعد زمانی که در اختیار داریم را مدیریت کنیم تا گرفتار سارقان بی رحم زمان نشویم.


    اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که یکی از آرزوهایتان بیشتر شدن زمان شبانه روز است، حتما این مقاله را بخوانید تا هم این آرزوی محال را از لیست رویاهایتان کنار بگذارید و هم دیگر از کمبود زمان ننالید.
    آنچنان که حتما می دانید، شبانه روز تنها و تنها 24 ساعت است که البته ظاهرا برای بسیاری از ما زمان کمی است، چون معمولا به کارهایمان نمی رسیم و همواره کارهای عقب افتاده داریم، حال آنکه ماجرا چیز دیگری است
    ماجرا از این قرار است که ما برای استفاده بهینه و درست از این 24 ساعت زمان باید یاد بگیریم، در درجه اول خودمان و در وهله بعد زمانی که در اختیار داریم را مدیریت کنیم تا گرفتار سارقان بی رحم زمان نشویم.

    اما آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که سارقان زمان چه چیزهایی هستند و چه پدیده هایی در دنیای امروز می توانند به راحتی هر چه تمام تر، به زمانی که متعلق به ماست دست درازی کنند؟

    ما در اینجا به برخی از این دزدهای زمان اشاره می کنیم:
    1. وبگردی بی هدف
    وبگردی یا گشت و گذار در اینترنت و دنیای مجازی به خودی خود نه تنها بد نیست، بلکه می تواند به شما در افزایش اطلاعات و بالا بردن میزان آگاهی تان نسبت به مسائل مختلف کمک کند، اما مشکل زمانی خود را نشان می دهد که این وبگردی شکل بی هدفی به خود می گیرد و تنها باعث تلف شدن وقتتان می شود.
    سعی کنید با هدف خاصی به اینترنت بروید و حتی در صورت امکان برای آن زمان مشخصی تعیین کنید تا اینترنت و وبگردی نتواند زمان شما را سرقت کند.
    2. تلویزیون

    این روزها کمتر خانه ای را می توان پیدا کرد که LED و به ویژه LCD در آن یافت نشود و این نوع تلویزیون های تخت و باریک برای بسیاری از ما حتی از گاز و یخچال مهمتر شده اند.
    اما بدانید و آگاه باشید که همین ابزار الکترونیکی مهم و دوست داشتنی می تواند به راحتی دزد و سارق از آب دربیاید و با دستبرد زدن به وقت ارزشمند شما، از انجام کارهای روزانه و مهم غافلتان کند، پس به شدت مراقب خطر بالقوه آن باشید.

    3. تلفن های بیش از حد طولانی
    برخی از افراد عاشق تلفن صحبت کردن هستند؛ بدین معنا که بدون اغراق ساعت های طولانی را پای تلفن می گذارنند و از طرفی هم به زمان شکایت می کنند که چرا اینقدر عجله دارد!
    تلفن سوزاندن و وقت صرف کردن پای حرف هایی که بیشتر آنها هیچ سودی برای شما و مخاطبتان ندارد، نتیجه ای جز کم آوردن زمان نخواهد داشت. پس به جای شاکی شدن از دست زمان، کمی به خودتان شکایت کنید!


    4. پیامک های نجومی
    برخی از افراد را می توان به راستی سلطان ارسال و دریافت پیامک یا همان اس ام اس دانست، چرا که رقم ارسال و دریافت پیامک هایشان گاهی حتی نجومی می شود و خود این افراد هم به نوعی معتاد این نوع ارتباط می شوند.
    فرستادن و دریافت اس ام اس مزایای بسیار زیادی دارد، از جمله اینکه در بسیاری مواقع جای تلفن های غیرضروری را می گیرد، هزینه بسیار کمتری نسبت به تلفن دارد و غیره. اما امان از آن روزی که طرز تفکر ما این باشد که هیچ کاری در این دنیا بدون اس ام اس انجام نمی شود! اگر جزو آن دسته از آدم هایی هستید که اس ام اس برای شما از نان شب هم واجب تر شده، پس همه کاسه کوزه ها را روی سر زمان نشکنید.

    5. بی نظمی
    از بچگی به همه ما آموخته اند که هر چیزی را باید سر جای خودش قرار داد. اما اینکه ما چقدر این نکته را آویزه گوشمان کرده ایم، مسئله دیگری است.
    بسیاری از ما وقتی سر کار هستیم، دائم در حال جستجو برای یافتن یک فایل یا سند هستیم، در حالیکه اگر از همان اول آنها را در جای مشخصی ذخیره کنیم، دیگر مجبور نیستیم زمان ارزشمندمان را برای یافتن آنها تلف کنیم.
    نظم و انضباط، مهمترین سلاح برای مقابله با سارقان زمان است.
    لطفا از همین امروز برای مقابله با سارقان زمان خود را آماده کنید. اگر چند روز همین نکات به ظاهر ساده را اجرایی کنید، خواهید دید که رابطه تان با زمان بسیار بهتر از گذشته خواهد شد.
    + نوشته شده در  ساعت 5:24 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

    شهادت امام حسن عسگری(ع)

    تسلیت باداین ایام برشما؛یا صاحب الزمان(عج)

      تصاویر ویژه شهادت امام حسن عسکری ( ع ) سال 1389    تصاویر ویژه شهادت امام حسن عسکری ( ع ) سال 1389   

      امشب كه زمين و آسمان مي گريد

    از ماتم عسکري جهان مي گريد


    جا دارد اگر شيعه خون گريه كند

    چون مهدي صاحب الزمان(عج) مي گريد 

    + نوشته شده در  ساعت 3:28 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

    رابطه گروه خونی وشخصیت

            

    خون، رمز سلامت و تندرستی است، خون به تمام سلول های بدن، اعضاء و اندام ها غذا می رساند. خون وسیله دفاعی بسیار ارزشمند در برابر هجوم میکروب ها به بدن است. خون نمایشگر و نشان دهنده وضعیت درونی ماست. وقتی انسان به بیماری ای دچار می شود در خون تغییرات زیادی ظاهر می شود و پزشکان با آزمایش خون و یافتن این تغییرات به میکروبی که انسان را مورد حمله قرار داده است پی می برند. یعنی از طریق خون و آزمایش آن می توان دریافت که بدن سالم است یا نه!

    شاید باور نکنید که شخصیت افراد به گروه خونی آنها بستگی داشته باشد. اصولا افراد هر گروه خونی دارای خوی، عادت، رفتار، کردار و شخصیت خاص خود هستند. به نظر می رسد که در طی اعصار به تدریج این حالات و عوامل مربوط به ساختمان درونی و فکری انسان در ژن های بدن ذخیره شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. در تاریخ پزشکی آمده است فرزندانی که به محض تولد از مادر خود جدا شده و به نقاط دوردستی برده شده اند ولی بعد از سی یا چهل سال این مادر و فرزند در کنار هم قرار گرفته اند، ملاحظه شده که بسیاری از صفات از مادر به فرزند منتقل شده و تعداد زیادی از خصایص مربوط به شخصیت مادر در فرزند خودنمایی می کرده است. یعنی محیط نتوانسته است این خصوصیات را در فرزند تغییر دهد. آنچه مسلم است گروه خونی، در ساخت شخصیت ما نقش بسیار موثری دارد و این مسئله برای دانشمندان و محققین روشن شده است.

    ویژگیهای شخصیتی گروه خونی A :
    از خواص مهم افراد گروه خونی A آن است که از خوردن سبزی لذت می برند و دارای دستگاه هاضمه بسیار ظریفی می باشند. سیستم دفاعی آنان با جایی که در آن زندگی می کنند خوب همسانی پیدا می کند. در برابر حوادث روحی مثل استرس ها و ناراحتی های فکری با آرام کردن درون خود خوب مقاومت می نمایند و افرادی فعال و سازنده به شمار می روند. افراد این گروه در معرض ابتلا به استرس ها قرار دارند و بهترین راه درمان استرس در افراد این گروه استفاده از ورزش یوگا است. به طور کلی ورزش های سبک برای افراد این گروه بسیار مفید است. افراد این گروه به خوبی می توانند در جوامع پر جمعیت و بزرگ زندگی کنند و به طور کلی آنها افرادی هستند که تابع قانون، منظم و شایسته هستند. احترام دیگران را رعایت می کنند و از خود خاطره خوبی در سایر افراد باقی می گذارند. نخستین افراد این گروه از بدو پیدایش انسان در کره زمین افرادی باهوش، حساس و باشوق بودند و قادر بودند با حوادث محیط خود مبارزه کنند. این افراد می توانند در مواقع حساس به خوبی تصمیم بگیرند و خوب و صحیح عمل کنند. همچنین آنها قادرند که در مواقع سخت، اضطراب و هیجان خود را به خوبی کنترل کنند. اما وقتی هیجان و ناراحتی آنها از حدی فراتر رود این افراد منفجر می شوند. افراد این گروه نمی توانند برای کارهایی که به مدیریت دقیق نیاز دارد نامزدهای مناسبی باشند در حالی که افراد گروه O دارای این صلاحیت می باشند.

    ویژگیهای شخصیتی گروه خونی B :
    افراد گروه B در برابر برخورد با حوادث می توانند بلافاصله تغییر وضع داده و خود را با شرایط زمان و مکان هم آهنگ کنند. این سخن به آن معنا نیست که در فکر خود پابرجا نیستند بلکه منظور آن است که می توانند با هر تغییری هماهنگ شده و خود را از برخورد با مشکلات در امان نگه دارند. افراد گروه B قادرند در مقابل بسیاری از بیماری های شایع مقاومت و پایداری کنند. حتی اگر بیماری های قلبی و سرطانی هم بگیرند باز هم عمر بیشتری می توانند داشته باشند. این افراد در مقابل بیماری ها مقاومت بیشتری نشان می دهند و کمتر از سایر گروه ها بیمار می شوند. کارهای روزمره را با نهایت دقت و نظم انجام می دهند. بهره وری از ورزش و خوردن غذای فراوان برایشان مفید است. شرایط زندگی برای این افراد راحت تر است. کمتر دچار برخوردهای ناراحت کننده می شوند. به خوبی می توانند نظرات دیگران را درک کنند. 30 تا 40 درصد از میلیونرها دارای گروه خونی B هستند. بسیاری از مدیران و اشخاص سطح بالا در جهان گروه خونی B دارند. افراد این گروه دارای تعادل چشمگیر و هماهنگی اعمال بدن هستند. انرژی های مختلفی که در بدن آنها وجود دارد موافق و موازی هم می باشند و به همین جهت این افراد کمتر دچار بیماری می شوند. خواص گروه خونی B داشتن زندگی منظم و آرام است.

    ویژگیهای شخصیتی گروه خونی AB :
    وجه مشخصه این گروه همراه شدن خواص گروه A وB با هم است. قابلیت تغییر شرایط بدنی با تغییر یافتن عوامل خارجی را داشته، دستگاه هاضمه حساس و ضعیفی دارند. سیستم دفاعی آنها مقاومت کمی دارد و می توانند با استفاده از ورزش به استرس ها و ناراحتی های محیطی پاسخ دهند. خلاقیت در این افراد وجود دارد. آنها در همان مراحل اولیه استرس به آن جواب می دهند و آن را از سر می گذرانند. در افراد این گروه عشق به معنای واقعی وجود دارد. این افراد، مهربان خوش خلق، خلاق و آرام هستند. میل به نصیحت کردن و راهنمایی مردم در آنها زیاد است و بسیاری از آنها هر کاری که از دستشان برمی آید برای کمک به دیگران انجام می دهند. سیستم دفاعی آنها ضعیف بوده و در برابر میکروب ها و ویروس ها از خود مقاومت زیادی بروز نمی دهند. افراد گروه AB به خاطر حسن نیت فراوان و خوش قلبی، همیشه خیر و خوبی مردم را می خواهند و همه را به صلح و آرامش دعوت می کنند. بسیاری از درمانگرها و کسانی که روی انرژی درمانی کار می کنند دارای گروه خونی AB می باشند.

    ویژگیهای شخصیتی گروه خونی O :
    افراد این گروه دارای ژنی در بدن هستند که به آنها قدرت تحمل مصائب، اعتماد به نفس، شهامت و خوش بینی می بخشد. افراد این گروه خود را باور دارند و به خود اهمیت فراوان می دهند. علت این امر آن است که گروه O قدیمی ترین گروه خونی افراد جهان است و اجداد این گروه به ورزش، شکار، حمله به حیوانات و مقاومت در برابر مشکلات عادت داشته اند و این عادت به افراد بعدی این گروه منتقل شده است. به هر حال افراد این گروه خونی، افرادی مصمم، کوشا، جدی، قاطع و پابرجا هستند. رک و صریح نظراتشان را بیان می کنند. می توانند از جزئیات براحتی صرفه نظر کنند. غالباً از رهبری کردن خوششان می آید و معمولاً از قدرت تمرکز خوبی برخوردارند. و اگر تحقیق کنید خواهید دید که بسیاری از سیاستمداران فعلی جهان در گروه خونی O قرار دارند.

    + نوشته شده در  ساعت 1:40 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

    28صفر وشهادت امام رضا(ع)

    درسوگ

    تسلیت باداین ایام برشما؛یا صاحب الزمان(عج)

     

          

       

    ایام رحلت رسول اکرم(ص)وشهادت امام حسن مجتبی(ع)وشهادت امام رضا(ع) رابه همه شیعیان و دوستداران این خاندان تسلیت عرض میکنم.

    سلام بر تو ای رسول اکرم . سلام بر تو که حتی نگذاشتند در دقایق وا پسین عمرت حتی با دست خویش وصیتی بنویسی.
    سلام بر تو رسولی که فرمودی:
    أخوف ما أخاف على أمّتي كلّ منافق عليم الّلسان.
    بيش از هر چيز از منافقان دانا بر امت خود بيم دارم.


    و امروز چه سخت گرفتار آنیم یا رسول الله)

    ----------------------------------------------------------------------------------------------
    سلام بر تو امامی که غربت را فقط در نام تو باید جست ای که در خانه خویش هم غریب بودی.
    سلامی بر تو امامی که قاتلان و هتاکان به حرمت مادر و پدر بزرگوارت را به کوچه ومنبر می دیدی و دم بر نمی آوردی.
    سلام بر تو امامی که حتی به خانه خود هم دشمن داشتی.
    به فدای غربتت یا حسن بن علی(ع). یا سیدی و یا مولای.
    --------------------------------------------------------------------


    و سلام بر تو ای قبله حاجات ما ای غریب الغربا

    یا ضامن آهو
    یا امام الرئوف
    یا علی ابن موسی الرضا(ع)
    + نوشته شده در  ساعت 12:47 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

    اربعین امام حسین(ع)

    فرارسیدن اربعین حسینی برمحضرآقاصاحب الزمان(عج) وهمه شیعیان جهان تسلیت عرض میکنم...


        

     

    بسوز ای دل که امروز اربعین است     عزای پور ختم المرسلین است         

     قیام کربلایش تاقیامت                    سراسردرس بهرمسلمین است                 

      دلا کوی حسین عرش زمین است           مطاف وکعبه دلها همین است      

      اگرخیل شهیدان حلقه باشند            حسین بن علی (ع)ِآنرانگین است               

      دل مادرپی آن کاروان است                 که ازکرب وبلا باغم روان است              

      چه زنجیری به دست وبازوان است          که گریان دیده روح الامین است             

     به یادکربلا دلهاغمین است                 دلاخون گریه کن چون اربعین است

    + نوشته شده در  ساعت 5:3 PM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

    از حال بد به حال خوب(2)

    گل


    اگر شما هم پوينده اين راه هستيد، لازمست كه از ذهنتان دريچه تازه‌اي به روي "حقايق" بگشاييد. عادات بد گذشته را كنار گذاشته و ديگر با افرادي كه خودشان را سخت به اين دنياي تاريك و كابوس مانند وابسته كرده‌اند، نشست و برخاست نكنيد. امواج منفي و بازدارنده از پيشرفت و تلاش در همه حال خطرناكند.
    براي اين كه راحتتر از پلكان بالا رويد، روش‌ها و ترفندهاي متعددي هستند كه بنا بر حال و موقعيتتان مي‌توانيد از آن‌ها استفاده نماييد. پياده‌روي و نرمش در فضاي باز خيلي مفيد و كمك‌كننده است. شنيدن موسيقي‌هاي مورد علاقه هم روش خوب ديگريست. اگر همواره خواسته‌ايد هنري ياد بگيريد يا در كلاس‌هاي ورزشي حاضر شويد ولي حوصله نكرده‌ايد، الان فرصت خوبيست. ساعاتي را با خودتان خلوت كنيد و اين معاني و نظام فكري جديد را كاملاً درك نموده به درستي‌اش ايمان بياوريد. ممكن است به خاطر همين حس‌هاي منفي و اعتماد به نفس پايين‌ يا ترس، كارهاي مورد علاقه‌تان را نيمه تمام راه كرده‌ايد. اين پروژه‌هاي ناتمام و فرصت‌هاي رشد و بالندگي را دريابيد. پيروزي در اين موقعيت‌ها، اعتماد به نفس شما را افزايش خواهد داد. كودكان بسيار جالب توجه‌اند. چشمان، خنده و چهره زيبايشان همگي معاني حقيقي زندگي را نشان مي‌دهند. نشاط، كنجكاوي و مثبت‌انديشي و محبت و دوستي، به وضوح در رفتارهاي آنها ديده مي‌شود. با افراد موفق، خوش‌بين و پويا رابطه برقرار نماييد. امواج و انرژي‌هاي مثبت در هر حالي مفيد و ارزشمندند و هرگز ايمان راستين به خداوند را از ياد نبريد. هر انساني هر قدر قوي، با اعتماد به نفس، مثبت‌انديش و با انگيزه، به هر حال با دشواري‌هاي پيچيده و گاه طاقت‌فرسا مواجه خواهد شد. او نيز ممكن است نااميد و دلسرد شود وتصميم بگيرد كه از ادامه راه منصرف شود. در اين حال ايمان به نيروي برتر و نامتناهي الهي است كه به او انگيزه‌اي قوي‌تر مي‌دهد تا هر قدر كه مي‌تواند پيش رود.
    كارهاي بسياري هستند كه به بالا بردن خلق و روحيه شما كمك مي‌كنند. به عبارتي براي ماندن در آن زيرزمين هيچ عذري پذيرفته نيست. البته در يك حالت تفاوت دارد و آن زمانيست كه شما "آگاهانه" و با علم به حقايق، دروغ‌ها و اوهام سياه و تلخ و كابوس آن‌ها را بپذيريد و رخوت و گوشه‌گيري و انزوا را ترجيح دهيد. اشخاصي اين چنين باور مي‌كنند كه زيرزمين تنها اتاق يك خانه است.
    شما مي‌توانيد انتخاب كنيد،‌يك زندگي مفيد، پرتلاش، سرزنده و اميدوارانه كه ايمان به خدا نقشي ويژه در آن دارد يا زنده بودني همراه با افسردگي و نااميدي كه ترس و خشم و اضطراب قرين آنست.
    بالا رفتن از اين پلكان براي همه آزاد است و هرگز كسي را از پيمودنش منع نكرده‌اند. به همين دليل زندگي در زير زمين هيچ توجيهي ندارد.
    لازم به ذكر است كه حتي شخصي كه بنابر معيارهاي روانپزشكي به بيماري افسردگي (Depression) مبتلاست هم مي‌تواند از اين پلكان بالا رود. او با مراجعه به پزشك، مصرف منظم داروها، تحمل عوارض آن‌ها و به پايان رساندن دوره درمان، قادر خواهد بود از بند بيماري‌رهايي يابد. روي ديگر سكه اينست كه همين شخص به مشكل روانش بي‌اعتنايي كند، به روانپزشك مراجعه نكند يا در صورت مراجعه داروها را مرتب نخورد يا بدون اجازه پزشك قطع كند. در اين صورت است كه او در زيرزمين اندوه و افسردگي مزمن زنداني خواهد شد و همه زندگيش رنگي از نااميدي و بدبيني خواهد گرفت. علاوه بر اين اطرافيانش هم عذاب مي‌كشند و ممكن است او را طرد كنند كه در اين نقطه عواقب وخيمي در انتظارش خواهند بود.
    "حال بد" آسان و خود به خود به "حال خوب" مبدل نخواهد شد.
    مجري اين تغييرات، كسي جز خود فرد نيست. بايد هر كاري كه مي‌دانيد شادتان خواهد كرد، انجام داده سعي در تداوم آن و يافتن روش‌هاي جديد "شادي آفرين" باشيد. هر روز حداقل چند تا ازآنها را انجام دهيد و دلهره به خود راه ندهيد. هيچ كس نمي‌تواند جلويتان را بگيرد.
    ممكن است شما هم از آن كساني باشيد كه به افسردگي (Depression) مبتلايند. احتمالاً در ابتداي درمان حال و روزتان مساعد نبوده، فكر مي‌كرديد كه هرگز خوب نخواهيد شد ولي همت كرده‌ايد و توصيه‌هاي پزشك را مورد توجه قرار داده داروها را منظم مصرف كرده‌ايد. چندي بعد و اندك اندك داروها اثرشان را نشان داده‌اند و شما هم باور كرده‌ايد كه روزي به همان حال و گذشته سالم و با نشاط برخواهيد گشت. در اين نقطه است كه "بايد خودتان به خودتان كمك كنيد". از سر گرفتن تدريجي فعاليت‌هاي گذشته، نرمش‌هاي سبك، معاشرت با دوستان و همكاري با اعضاي خانواده و صبر و حوصله در اين راه، اموري هستند كه به بالا رفتن از پلكان خروجي زيرزمين به كمكتان خواهند آمد.
    در آخر بايد گفت كه نيروي لازم براي تحمل بار سنگين سقف كوتاه زير زمين "حال بد"، كمتر از توان مورد نياز صعود از پلكان "حال خوب" نيست. انرژي و توان لازم براي هر دوي اين كارها يكسان است ولي نتايج بسيار متفاوت. در حالت اول اصلاً و به واقع "كار" انجام نمي‌شود. بار سنگين روي شانه‌هاي "ساكن" زيرزمين فشار آورده مرتب سنگين‌تر مي‌شود و او مدام ناتوان‌تر. بالا رفتن از پلكان خروج حالت ديگريست كه شخص را "پويا" و نيرومند كرده او را به يك طبقه بالاتر مي‌رساند.
    اگر همان زير زمين تاريك و بي‌روزنه را بپذيريد و نااميدي و دردهاي مزمن و ترس ودلهره‌هاي همراهش را حقايق زندگي بدانيد، به تدريج نابود خواهيد شد. در عوض صعود از پلكان تغيير نگرش‌ها، نظام فكري و عادات و رفتارها ضامن شادي ناب و اصلي است كه آرامش و شور و شوق زندگي را به شما، خانواده و دوستانتان هديه خواهد كرد. منتظر نباشيد تا تغيير كنيد. بلند شويد و شروع كنيد. تغيير از "حال بد" به "حال خوب" به خودي خود روي نمي‌دهد. زحمت دارد.

    + نوشته شده در  ساعت 4:13 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

    از حال بد به حال خوب:

                     

      از حال بد به حال خوب:

    انسان‌ها در زندگيشان احساسات گوناگوني را تجربه مي‌كنند. شادي، اندوه، خشم، آرامش، تنفر، عشق، حسادت و هزاران حس ديگر. شادي و غم احساساتي هستند كه قصد داريم درباره‌شان صحبت كنيم :

    وقتي كه ما به دور و برمان نگاه مي‌كنيم، درمي‌يابيم كه بعضي افراد در اكثر اوقات لبخند به لب دارند و عده‌اي ديگر همواره عبوس، دلخور، غمگين و افسرده‌اند. گروه دوم كه اندك هم نيستند، خودشان را در زيرزميني كوچك كه سقفي كوتاه دارد حبس كرده‌اند و حس مي‌كنند كه هيچ راه فراري هم نيست. غم، اندوه، نااميدي، ترس و خشم سراسر فضاي فكرشان را پركرده‌ است. زيرزمين سرد و نمور است و انگار سقف كوتاه و ديوارهاي كلفتش اجازه نمي‌دهند كه آنها قد راست كنند و برخيزند. اين چهارديواري پنجره ندارد، هواي تازه و نور آفتاب را به آن راهي نيست، پرنده‌اي در آن آواز نمي‌خواند، صداي هيچ كودكي به گوش نمي‌رسد و احساسات خوشايند و لذت‌بخش در اين "زير زمين اندوه" جايي ندارد.
    در عوض حالاتي سرد و دلتنگ‌كننده، ترس، اضطراب، خشم، افسردگي، رخوت، شك و ترديد و اعتماد به نفس اندك، تمامي فضاي آن را پركرده‌اند.
    حالا پرسش اصلي اينست كه راه خروج از اين زيرزمين چيست؟ هيچ راه‌ حل جادويي و شگفت‌انگيزي وجود ندارد. فقط بايد بلند شد و به سوي پلكان رفت. يكي يكي پله‌ها را طي كرد تا به طبقه اول رسيد! وقتي كه اينچنين شخصي به طبقه اول مي‌رسد، پي مي‌برد كه چه چيزها و حالات شگفت‌آور و شفابخشي را تجربه مي‌كند! نور آفتاب، صداي پرندگان خوش‌آواز، سلامتي جسم و روان و شادي و نشاط بي‌مانندي كه تا آن روز خودش را از آن محروم كرده بود. حتي اگر باران و برف و طوفان را هم تجربه نمايد باز هم لذت و آسودگي خيال پس از اين سختي‌ها، آرامش‌بخش و ارزشمند است.
    زماني كه اين آدم غم‌زده و نااميد در آن سياه چال به سر مي‌برد، فكر مي‌كند كه دهها طبقه و صدها پلكان بالاي سرش هستند كه پيمودنشان بسيار دشوار است و به همين خاطر به سمت پلكان نمي‌رود. ولي اگر برخيزد و نگاهي به آن بيندازد يك رشته پلكان را خواهد ديد كه به يك طبقه بالاتر ختم مي‌شود!
    موضوع مورد بحث اينست كه چرا برخاستن و بيدار شدن از اين كابوس تا اين اندازه دشوار بوده براي خيلي‌ها ناممكن تلقي مي‌شود؟ اين نقطه فقط در چند قدمي هر كسي است پس علت اين توقف‌هاي رخوت‌آور چيست؟
    حقيقت اينست كه ذهن اين افراد مشغول و درگير سخنان "آنهاست"، "آنها" مي‌توانند والدين، دوستان، همسر، همكار يا معلمان باشند. اين اطرافيان عقيده دارند كه تمامي جهان او در اين زيرزمين خلاصه مي‌شود و واقعيتي جز اين حالات و فضا وجود ندارد. او هم اين سياه چال خطرناك را يك "واقعيت" مي‌پندارد نه فقط يك "كابوس" كه بالاخره پاياني دارد. محبت، عشق، اميد و شادي و دوستي مفاهيمي افسانه‌اي و دست‌نيافتني بيش نيستند كه ماهيتي روياگونه و خيالي دارند. ولي حقيقت عكس اينست.اين همان اوست كه در وهم و كابوسي واهي زندگي مي‌كند ودچار سوء تفاهمي عميق شده است. تاريكي و نااميدي فريب و كابوسند و آن چه واقعيت دارد اعتماد به نفس،‌پشتكار، اميد، مهرورزي و ايمان است.
    خب شايد خوانندگان اين سطور بپرسند كه چرا اطرافيان و ديگران به ما نمي‌گويند كه رهايي از اين قفس فقط با بالا رفتن از چند پله ميسر مي‌شود؟ آيا مي‌خواهند ما را آزار دهند؟ آيا شادي و نشاط و سرزندگي را فقط براي خودشان مي‌خواهند؟ آيا ما را دوست ندارند و نمي‌خواهند كه خوب و پويا زندگي كنيم؟ البته كه مي‌خواهند! شما نزديكترين وعزيزترين كسان به دوستان و پدر و مادر و خانواده‌تان هستيد. در واقع آنها اين راه حل و محل نجات را به شما نمي‌گويند چون خودشان هم نمي‌دانند! حقيقت ماجرا اينست كه خود آنها در تمامي زندگيشان اين دروغ‌ها و احساسات مخرب و غيرواقعي و كابوس‌وار را واقعيت زندگي دانسته‌اند و حقايق را كذب و خيال‌بافي. به همين جهت است كه نمي‌توانند چيزي جز دروغ‌هايي كه حقيقت پنداشته‌اند را برايتان نقل كنند.
    نكته تاسف‌بار در اين ميان،‌ انتقال نسل به نسل و سينه به سينه اين سوء تفاهمات و برداشت‌ها و ادارك‌هاي نادرست ازماهيت و اصل مفهوم "زندگي" است. تفكرات نااميدكننده و بازدارنده از حركت و پويايي و تغيير و ترويج قالب‌هاي پوچ و مخرب در زندگي، نيروهاي محدود كننده‌اند كه همچنان بسياري از اشخاص را زير همان سقف نگه مي‌دارند. آيا شما هم مي‌خواهيد از اين گروه باشيد؟
    دوست داريد خود و فرزندتان همواره با بيماري‌هاي مزمن جسمي و روحي دست به گريبان باشيد؟ مرور گذشته‌هاي تلخ و افسوس خوردن و اضطراب و نگراني راجع به آينده و نارضايتي از زندگي را چگونه حالاتي مي‌دانيد؟ حاضريد اين‌گونه سال‌هاي عمرتان را سپري نماييد؟
    يا مي‌خواهيد از جا بلند شويد، از چند پله بالا رويد، "واقعيات" زندگي را دريابيد و به اين كابوس سراسر دروغ و توهم خاتمه دهيد؟
    تغيير يافتن هرگز آسان نبوده و شايد بتوان گفت تغيير نظام فكري و ديدگاه يك شخص به زندگي كار دشوارتري هم باشد. هر قدر كه فرد مسنتر باشد و اين عقايد و باورها در ذهنش بيشتر تثبيت شده باشند، كار مشكلتر خواهد بود. سيستم فكري و شيوه برداشت‌ها و تلقيات و ديدگاه و زاويه نگاه انسان، عادات و رفتارهاي خاصي را به دنبال خواهند داشت كه منش و نحوه الگوي زندگي او را شكل مي‌دهند. اگر يك زنداني سياه چال افسردگي و نااميدي بخواهد تغيير كند، بايد در ابتدا نظام فكري و باورهاي پايه‌اش را كاملاً و مو به مو بازبيني و بررسي نمايد. دقت و توجه به هسته‌هاي سيستم فكري و كند و كاو در آنها اهميت ويژه‌اي دارد. حالا بايد تصميم بگيرد كه آيا مي‌خواهد همچنان اين دروغ‌ها را حقيقت انگارد و مطابق آنها زندگي كند يا اين كه قصد دارد راه و روش تازه‌اي در پيش گيرد؟ وافكار نااميدكننده و پوچ و ايستا را كنار بگذارد و سيستم فكري‌اش را دگرگون كرده سر و سامان دهد؟

    + نوشته شده در  ساعت 4:43 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  | 

    توپهای گلف زندگی را مشخص کنید.

           

                                         توپهای گلف زندگی را مشخص کنید.

    استاد مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء را روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ سس مایونز رو برداشت و شروع به پرکردن آن با چند توپ گلف کرد. بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟و همه موافقت کردند.

    سپس استاد ظرفی از سنگ ریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ و سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
    بعد دوباره استاد ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگر پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".
    بعد استاد دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. و گفت: "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.
    در حالی که صدای خنده فرو می نشست، استاد گفت: " حالا من می خواهم که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپ های گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند. خدای تان، خانواده تان، فرزندان تان، سلامتی تان، دوستان تان و مهمترین علایق تان، چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی این ها بمانند، باز زندگی تان پا برجا خواهد بود.
    سنگ ریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشين تان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند، مسایل خیلی ساده.
    استاد ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگ ریزه ها و توپ های گلف باقی نمی ماند، درست عین زندگی تان. اگر شما همه زمان و انرژی خود را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنید، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودن تان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندان تان بازی کنین، زمانی رو برای كنترل سلامتي تان بذارین. با دوستان و اطرافیان تان به بیرون بروید و با اون ها خوش بگذرونین.
    همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابی ها هست. اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند.
    یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
    استاد لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای صرف يك فنجان قهوه با یک دوست هست! "

    + نوشته شده در  ساعت 4:27 AM  توسط ف-روانشناس بالینی  |